چرا؟؟؟؟
چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليکه بچه ها هر دو ساعت يک بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي کنن؟
چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟
چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟
چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟
آيا ميشه زير آب گريه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسيد که زير چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتي مي خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره مي کنن ولي وقتي مي خوان بپرسن دستشويي کجاست به پشتشون اشاره نمي کنن؟
چرا گوفي روي دو پا راه ميره ولي پلوتو روي چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نيستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهيه ميشه و روغن سبزيجات از سبزيجات، پس روغن بچه از چي تهيه مي شه؟
تا حالا توجه کرديد که اگر در صورت سگ ها فوت کنيد ديوونه مي شن ولي اگر با ماشين بيرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بيارن بيرون؟
■به من بگو خدا چه جوریه؟
«در آغاز هیچ نبود ،کلمه بود ،وآن کلمه خدا بود»
و «کلمه» بی زبانی که بخواندش ،و بی «اندیشه»ای که بداندش،چگونه میتواند بود؟
وخدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود ،
وبا «نبودن» ، چگونه میتوان «بودن»؟
وخدا بود و، با او، عدم ،
و عدم گوش نداشت ،
حرف هایی هست برای «گفتن» ،
که اگر گوشی نبود ؛ نمیگوییم.
و حرف هایی هست برای«نگفتن»؛
حرف هایی که هرگز سر به «ابتذال گفتن» فرود نمیارند.
حرف های شگفت ، زیبا و اهورایی همین هایند ،
و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد،
حرف های بی تاب و طاقت فرسا ،
که همچون زبانه های بیقرار آتشند ،
وکلماتش ، انفجاری را به بند کشیده اند ؛
کلماتی که پاره های «بودن» آدمی اند...
اینان هماره در جستجوی «مخاطب» خویشند ،
اگر یافتند ، یافته می شوند...
...و