نقش شيوخ خانقاه در دولت صفوي
.....
.....
بسمه تعالی
قرار و انواع آن
ابتدا به معنی قرار را در بعضی از فرهنگهای لغت مورد بررسی قرار می دهیم و سپس قرار را در معنی اصطلاحی آن مورد بحث قرار می دهیم.
قرار در لغت، از جمله، به معنی " ثبات و استوار کردن، استحکام دادن، تعیین و تأکید."[1] نیز به معنی "جا گرفتن، آرام گرفتن، یا بر جا شدن در جایی، آرامش، آسودگی، رأی یا حکمی که درباره مسأله یا امری صادر شود. عهد یا پیمان هم گویند."[2]
در فرهنگ دیگر چنین بیان شده است:
ارمیدن، ثابت و استوار شدن، بر جای ماندن و نتیجه و رأی که درباره او صادر می شود." [3]
به معنی " حکم محکم تخلف ناپذیر"[4] نیز آمده است علاوه بر معنای فوق الذکر در معانی دیگر نیز بکار رفته است
"آن قسمت از زمین که مقر بنا است 2- رأی دادگاه که قاطع دعوی نباشد و در جریان رسیدگی به منظور اقدامی و یا اجرای موقت به سود یکی از اصحاب دعوی و یادستور تحقیق در موضوعی صادر می گردد."[5]
در قانون آئین دادرسی کیفری از قرار تعریفی به عمل نیامده است. لذا برای رفع این خلاء قانونی ناگزیر باید به مقررات قانون آئین دادرسی مدنی رجوع کرد در قانون آئین دادرسی مدنی در ماده 299 چنین آمده است:
چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوی و قاطع آن بطور جزیی یا کلی باشد، حکم، و در غیر اینصورت قرار نامیده می شود.
از نظر اصطلاحی به تعاریفی که بعضی از مؤلفین از قرار ارائه داده اند می پردازیم.
عده ای از مؤلفین چنین بیان کرده اند:
"قرار عبارت است از تصمیم دادگاه در امر ترافعی که کلاً یا بعضاً قاطع دعوی و خصومت نباشد." [6]
عده ای از مؤلفین در تعریف قرار راهی که مقنن در پیش گرفته را استفاده کرده و مثل مقنن به تعریف منفی اکتفا کرده و چنین بیان داشته اند:
"تصمیم دادگاه راجع خصیصه واجد به ماهیت دعوی و قاطع آن نباشد قرار است." [7]
عده ای دیگر از مؤلفین تعریف فوق را مقداری محدودتر کرده اند و چنین بیان داشته اند:
"هرگاه رأی دادگاه فاقد یکی از دو عنصر تشکیل دهنده حکم (راجع به ماهیت دعوی بودن و کلاً یا جزئاً قاطع آن بودن) باشد قرار است." [8]
به نظر نگارنده هر سه گروه در باب تعریف قرار، نتوانسته اند تعریفی جامع و مانع از لحاظ حقوقی ارائه دهند چرا که قرار در آ.د.م سه حالت اصلی دارد:
الف- قرارهایی که وارد ماهیت دعوی می شوند ولی قاطع دعوی نیستند
ب- قرارهایی که وارد ماهیت دعوی نمی شوند ولی قاطع دعوی هستند
ج- قرارهایی که نه وارد ماهیت دعوی می شوند نه قاطع دعوی هستند.
و کاملترین تعریف که تعریفی جامع و مانع در باب قرار در آئین دادرسی مدنی می باشد را دکتر شمس این چنین بیان داشته اند:
"قرار دادگاه به تصمیم (عملی) اطلاق می شود که رأی محسوب شده و منحصراً راجع به ماهیت دعوی بوده و یا فقط قاطع آن باشد و یا هیچ یک از دو شرط مزبور را نداشته باشد که به ترتیب می توان قرار کارشناسی، قرار رد دعوی، و قرار تأمین خواسته را نام برد. بنابراین قرار، در هر حال رأی محسوب می شود و از اعمال قضایی ، به مفهوم اخص (تصمیمات ساده قضایی) ،تصمیمات حسبی و دستورهای دادگاه، متمایز می گردد." [9]
و بهترین تعریف از قرار که مطابق با قواعد و ضوابط آئین دادرسی کیفری می باشد، تعریفی است که دکتر آشوری از قرار نموده اند ایشان بیان داشته اند:
"در مرحله تحقیقات مقدماتی اتخاذ تصمیم قضایی از سوی مقام قضایی كه از ان به قرار تعبیر می شود و ایشان درادامه قرار، تصمیم قضایی است که از سوی مقام قضایی صالح در طول تحقیقات مقدماتی و در مقام انجام دادن تحقیق و در موارد استثنایی در جریان محاکمه و رسیدگی دادگاه صادر می شود این تصمیم ممکن است ناظر به متهم سایر اشخاص یااشیاء و اموال آنان باشد." [10]
گفتار پنجم: اقسام قرار
مؤلفین آئین دادرسی کیفری در کتب خودقرارها را به دو دسته اصلی تقسیم کرده اند:
1"- قرارهای اعدادی یا تمهیدی یا شکلی
2- قرارهای نهایی یا ماهوی" [11]
اما به نظر نگارنده با مداقه در بحث انواع قرارهایی که مؤلفین آئین دادرسی کیفری ارائه داده اند به نظر می رسد قرارهای نوع سومی هم باشد که نه جزء قرارهای اعدادی باشد نه جزء قرارهای نهایی و یک حالتی جدا از این دو قرار می باشد. و نگارنده این قرارهای دسته سوم را قرارهای موقت (جنبی یا فرعی یا غیر اصلي) مي نامد که مفصلاً در ذيل این 3 نوع قرار با نظرات مؤلفین شرح داده می شود.
1- قرارهای اعدادی
ابتدائاً به تعاریفی که بعضی از مؤلفین از این قرار ارائه داده اند می پردازیم
یکی از مؤلفین این چنین اظهار نموده است
"قرارهای اعدادی به آن دسته از قرارهایی اطلاق می شود که پرونده را جهت اتخاذ تصمیم نهایی مبنی بر ارسال پرونده به دادگاه جهت رسیدگی یا متوقف ساختن جریان آن آماده می سازد."[12] و ایشان در جای دیگر بیان داشته اند "قرارهایی که برای اظهار نظر نهایی قاضی تحقیق(بازپرس) و در نهایت جلب متهم به محاکمه یا رفع اتهام از او آماده می کنند. و به همین اعتبار آنها را قرارهای اعدادی یا تمهیدی می نامند." [13]
مؤلفی دیگر عقیده دارد :
"قرارهای اعدادی به قرارهایی اطلاق می شود که حاکی از پایان تحقیقات مقدماتی یا رسیدگی نبوده و هدف از صدور آن تکمیل تحقیقات در جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم است."[14]
مؤلفی دیگر عقیده دارد: "قرارهای اعدادی که البته در قانون به این نام موسوم نیست، بلکه در عرف قضایی و باتوجه به اینکه مقدمه تصمیم و رأی دادگاه را فراهم میکند و متعاقب آن، دادگاه آماده اخذ تصمیم می گردد، به این نام معروف شده است."[15]
در تعریفی دیگر این چنین بیان شده است:
"بازپرس با توجه به آزادی دلیل در قلمرو جزایی اصولاً به کلیه دلایل و قرائن که به نفع و ضرر متهم
باشد رسیدگی می نماید و به منظور کشف حقیقت به محض تشکیل پرونده کیفری، باید کلیه دلائل،
قرائن و امارات را جمع آوری، تحلیل و ارزیابی نماید.
بازپرس جهت نیل به مقاصد مورد اشاره ناگزیر از اتخاذ تصمیمات و صدور قرارهای مقتضي می باشد از قبیل: ارجاع به امر کارشناسی و اخذ نظریه کارشناس و ... که هر کدام از این تصمیمات می توانند در اثبات اتهام و یا تبرئه متهم راه گشا و مؤثر باشند مجموعه این اقدامات بخشی از قرارهای مقدماتی یا اعدادی است که بازپرس در جهت احراز وضعیت متهم و همچنین توجه اتهام و یا برائت او صادر می نماید." [16]
و از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که قرارهای اعدادی،قرارهایی هستند که در راستای آماده سازی پرونده کیفری گردآوری مناسب تر دلایل و در اختیار داشتن متهم می باشد و رسالت و هدف صدور قرارهای اعدادی در جهت تکمیل تحقیقات است و در مواردی جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی موارد جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از حقوق احتمالی شاکی می باشد.
بعنوان مثال: تمسک به برخی از این قرارها مثل : قرار معاینه یا تحقیقات محلی، پرونده را معد تصمیم گیری در جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی دیگر مثل : قرار تأمین خواسته کیفری و قرار ممنوع الخروج متهم، در جهت حفظ منافع شاکی و جلوگیری از تضییع حقوق احتمالی شاکی می باشد.
از جمله قرارهای اعدادی قرارهای تأمین کیفری هستند. چون مقدمات انجام تحقیقات و بازجویی و بررسی دلائل و مدارک طرفین و دادرسی جزایی منصفانه را فراهم می کنند.
انواع قرارهای اعدادی و بررسی ماهیت آن مفصلاً در بخش دوم مورد بحث قرار می گیرد.
2- قرارهای نهایی
ابتدائاً تعاریفی را که بعضی از مؤلفین از این قرارها ارائه داده اند مورد بررسی قرار می دهیم:
یکی از مؤلفین این چنین اظهار کرده است:
"قرارهای نهایی آنگاه صادر می گردد که بازپرس یا قاضی تحقیق پس از اتهام تحقیقات نسبت به اقدامات معمول و نتایج بدست آمده به داوری می نشیند و سرانجام با صدور قرار مجرمیت نظر خود را مبنی بر وجود دلایل کافی جهت جلب متهم به محاکمه یا قرار منع تعقیب اعلام می دارد."[17]
در جایی دیگر ایشان بیان داشته اند که: "قرارهای نهایی آنهایی هستند که با اصدار آنها قاضی تحقیق یادادگاه از رسیدگی به پرونده و ادامه تحقیق فارغ می شود و به عبارت دیگر فراغ از ادامه رسیدگی ملاک تشخیص آنها قرار دارد." [18]
یکی از دیگر از مؤلفین معتقد است:
"ايشان بدون اينكه از قرار نهايي تعريفي كنند معتقدند قاضي پس از اتمام تحقيقات مقدماتي مكلف است نظر خود را نسبت به موضوع پرونده ضمن قرار نهايي اعلام مي كند ."[19]
در تعریفی دیگر: "قرارهای نهایی به قرارهایی اطلاق می شود که مضمون اعلام پایان تحقیقات مقدماتی و اظهار نظر
در خصوص تعقیب یا عدم تعقیب و بزهکاری یا بی گناهی متهم است." [20]
در تعریفی دیگر:
"خاتمه تحقیقات مقدماتی موجب فراغ بازپرس که موجب ارجاع پرونده از دادسرا به دادگاه می شود." [21]
به هر حال از مجموع این تعاریف می توان نتیجه گرفت که قرار نهایی به قراری اطلاق می شود که مقام قضایی پس از خاتمه تحقیقات مقدماتی به منظور اظهار نظر نهایی در خصوص اقدامات معمول و مربوط به موضوع پرونده صادر می کند بدون اینکه به ماهیت پرونده وارد گردد.
در زمینه انواع قرارهای نهایی اختلاف نظر وجود دارد. عده ای قرارهای نهایی قاضی تحقیق را اینچنین دسته بندی می کنند: "قرار موقوفی تعقیب، قرار منع تعقیب و قرار مجرمیت و معتقدند که قرار عدم صلاحیت و قرار اناطه چون موجب مختومه شدن پرونده کیفری در دادسرا نمی شود و با وجود این قرارها جریان تحقیقات مقدماتی همچنان ادامه می یابد جزء قرارهای نهایی به شمار نمی آید."[22]
عده ای دیگر معتقدند:
"علاوه بر قرارهای منع تعقیب و مجرمیت که بدون تردید جزء قرارهای نهایی محسوب می شوند قرارهای دیگر از جمله دو قرار عدم صلاحیت و موقوفی تعقیب نیز ممکن است در پایان تحقیقات مقدماتی صادر شوند سپس سؤالی مطرح می کنند مبنی بر اینکه آیا این دو قرار را نیز می توان در زمره قرارهای نهایی به شمار آورد. علت تردید این است که بین این دو قرار و قرارهای نهایی دیگر تفاوتهای وجود دارد. از جمله اینکه قرار موقوفی تعقیب و عدم صلاحیت الزاماً در پایان تحقیقات مقدماتی صادر نمی شوند و ممکن است حسب مورد در همان آغاز تحقیقات یا در جریان آن، مقام قضایی مسئول تحقیق اقدام به اصدار آنها کند.
از سوی دیگر قرارهای نهایی(مانند قرار مجرمیت) حتماً باید مؤخر بر اخذ آخرین دفاع صورت پذیرد ولیکن در قرار موقوفی تعقیب و عدم صلاحیت اخذ آخرین دفاع از متهم غیر ضروری است." [23]
در تعريفي دیگر چنین بیان شده است:
اگر ضابطه تفکیک قرارهای نهایی از تمهیدی توجه شود، قطعاً «فراغ بازپرس» یا مقام مسئول تحقیق، ملاک تفکیک قرار می گیرد که در این صورت هم سه قرار اناطه، عدم صلاحیت و موقوفی تعقیب و همینطور دو قرار ابداعی مواد 14 (امتناع از رسیدگی) و 177 تبصره 1 (قرار ترک تعقیب) آئین دادرسی کیفری 1378 جزء قرارهای نهایی قرار خواهند گرفت در غیر اینصورت می بایست با عنوان "طواری دادرسی کیفری مطالعه شوند" . [24]
در نظری دیگر این چنین بیان شده است:
قرارهای نهایی عبارتند از:
"1- قرار منع تعقیب
2- قرار موقوفی تعقیب
3- قرار مجرمیت
لذا قرار عدم صلاحیت و اناطه جزو قرارهای نهایی به شمار نمی رود زیرا با اصدار قرار عدم صلاحیت پرونده بدلیل عدم صلاحیت به دادگاه دیگر ارجاع می گردد یا در قرار اناطه رسیدگی به زمان دیگر موکول می شود. پرونده مختومه نمی گردد و تحقیقات مقدماتی همچنان ادامه دارد." [25]
يكي دیگر از مؤلفین در تائید نظر فوق این چنین بیان کرده اند:
"در این مرحله با توجه به اینکه از نظر بازپرس مراحل مختلف تحقیقات مقدماتی پایان یافته است و از همه امکانات و ابزارهای لازم در جهت کشف حقیقت به اندازه کافی استفاده شده است و در واقع آخرین دفاع نیز از متهم گرفته شده و بنابراین نیازی به تحقیقات و بررسی های بیشتری وجود ندارد، علی هذا در این مرحله بازپرس باچنین اظهار نظر نهایی از حیث توجه اتهام به متهم یا عدم آن که در واقع پایان بخش تحقیقات مقدماتی نیز می باشد مبادرت به صدور یکی از قرارهای نهایی تحت عنوان قرار منع تعقیب ، قرار موقوف تعقیب ، مجرمیت می نماید." [26]
در نتیجه گیری در باب انواع قرارهای نهایی با وجود تمام اختلاف نظرها به نظر نگارنده قرارهای منع تعقیب، مجرمیت، موقوفی تعقیب، تعلیق تعقیب، بایگانی پرونده، وترك تعقيب به علت اینکه موجب اتمام تحقیقات و مختومه شدن پرونده می شوند قرارهای نهایی می باشند ولی قرار عدم صلاحیت (33 ق. ت. د.ع.ا) و قرار امتناع از رسیدگی (14 و 46 ق.ا.د.ک) و قرار اناطه (13 ق.آ.د.ک) جزء قرارهای نهایی نیستند چرا که این قرارها موجب مختومه شدن نزد مرجع کیفری نمی شوند. قرار عدم صلاحیت وامتناع از رسيدگي، رسيدگي را به مرجع ديگر ارجاع مي دهند و قرار اناطه، رسیدگی را به زمان دیگر موکول می کند
و این سه قرار نتیجتاً جزو قرارهای نهایی نیستند.
3- تفاوت قرارهای اعدادی با قرارهای نهایی
تفاوتهای قرارهای اعدادی با قرارهای نهایی به شرح ذیل می باشد:
1- قرار های اعدادی ( مقدماتی) در جهت تکمیل تحقيقات مقدماتی، ولی قرارهای نهایی به منزله خاتمه تحقیقات مقدماتی می باشند.
2- قرارهای اعدادی که در راستای گردآوری مناسب تر دلایل و در اختیار داشتن متهم، و آماده سازي پرونده برای صدور رأی در جهت احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم می باشند درحالی که قرارهای نهایی که مقام تحقیق از رسیدگی به تحقیقات فارغ شده و با اتخاذ تصمیم قضایی در خصوص تعقیب یا عدم تعقیب و بزهکاری یا بی گناهی متهم، موجب ارجاع پرونده از دادسرا به دادگاه می شود.
3- هدف و رسالت قرارهای اعدادی در برخی موارد مثل قرار معاینه یا تحقیقات محلی، پرونده را معد برای احراز بزهکاری یا بی گناهی متهم و در برخی موارد مثل قرار تأمین خواسته کیفری و قرار ممنوع الخروج متهم، درجهت حفظ منافع شاکی وجلوگیری از تضییع حقوق احتمالی شاکی می باشد. درحالی که در قرارهای نهایی هدف آن مشخص شدن سرنوشت پرونده در پروسه تحقیقات مقدماتی در دادسرا برای ارجاع به دادگاه و اصدار تصمیم قضایی حسب مورد در جهت آزادی متهم و منع تعقیب یا در جهت بزهکاری و مجرمیت اوست.
4.قرارهای تأمین و قرارهای نهایی چون متوقف بر اراده مقنن در نوع و ماهیت، و محدود به موارد منصوص در ق.آ.د.ک و قوانین دیگر می باشند بنابراین قرارهای مذکور جنبه حصری داشته و نمی توان از آنها تخطی کردو قرارهای نهایی عبارتند : 1-قرار موقوفی تعقیب (ماده 6 و 95 ق.آ.د.ک.) ؛ 2-قرار منع تعقیب(بند الف ماده 177 ق.آ.د.ک. و بند ک ماده 3 ق.ت.د.ع.ا.)؛ 3-قرار مجرمیت( بند ك ماده 3 ق.ت.د.ع.ا)؛ 4-قرار تعلیق تعقیب (ماده 22 ق.ا.پ.ق.د.)؛ 5-قرار بایگانی پرونده( در قوانین خاص از جمله م. 22 ق. تشکیل شرکت پست ج.ا.ا. مصوب 2/8/66) 6- قرارترك تعقيب(تبصره1ماده177ق.ا.د.ك) لکن قرارهای اعدادی نظیر قرار تحقیقات محلی، قرار معاینه محلی، و... جنبه تمثیلی دارند که می توان از مواد ق.آ.د.ک. و اصول حقوقی و رويه قضایی استنباط نمود.
4- قرارهاي موقت (جنبي يا فرعي)
قرار هاي موقت، قرارهايي مي باشند كه در طواري دادرسي و تحقيقات صادر مي شود با ماهيتي كاملا مجزا از قرارهاي اعدادي و نهايي. اين قرارها اصولاً موجب خروج پرونده به شعبه ديگر مي شوند ولي موجب مختومه شدن پرونده و خروج از چرخه دادرسي نمي گردند. قراهاي موقت عبارتند از:
1- قرار عدم صلاحيت (ماده 33 ق. ا. ت. د. ع. ا) 2- قرار امتناع از رسيدگي (مادتين 14 و 46 ق.ا.د.ك) 3- قرار اناطه (ماده 13 ق.ا.د.ك)
"يكي از حقوق دانان اين قرار ها را جزء طواري دادرسي مي داند"[27]
طواري جمع طاري يا طاريه از جمله به معناي «ناگاه در آينده، ناگاه روي داده، عارض، گذرنده»[28] آمده است و طواري دادرسي را يكي از حقوق دانان چنين تعريف كرده اند:
"طواري دادرسي به پديده هايي گفته مي شود كه، معمولاً، بي آنكه انتظار آن رود، در ارتباط با دادرسي و در جريان آن ممكن است بروز نمايد و معمولاً صدور رأي قاطع در دعوي موكول به تصميم گيري نسبت به آنها مي شود"[29]
نگارنده با اين نظر موافق مي باشد واين قرار هادر دسته سومي با نام قرارهاي موقت قرار مي دهد. قرار عدم صلاحيت و قرار امتناع از رسيدگي، پرونده را به طور دائمي و قرار اناطه به طور موقت پرونده را از شعبه خارج مي كنند. لازم به ذكر است اين سه قرار جزء قرار هاي نهايي نيستند چون موجب مختوم شدن پرونده نمي شوند و جزء قرارهاي اعدادي نيز نيستند چراكه قرارهاي اعدادي پرونده را معدّ و آماده صدور رأي مي كنند و در جهت تكميل تحقيقات در جهت احراز بزهكاري يا بي گناهي متهم مي باشند كه قرارهاي موقت داراي اين ويژگيهاي قرارهاي اعدادي نيستند.
Email:mehdihariri@yahoo.com
Tel: 0918-3873978
1- جعفری،لنگرودی،محمد جعفر، در ترمینولوژِی حقوق، همان منبع ص 531- شاملو- احمدی، محمد حسین، فرهنگ اصطلاحات و عناوین جزایی چ اول، 1380، ص 114
2- واحدی، قدرت الله، همان منبع، ص 223 - صدرزاده ،افشار ،سید محسن، همان منبع ص 223- متین دفتری ،احمد ،همان منبع ص 356
3- آشوری، محمد، همان منبع، ج 2، ص 130 - شاملو احمدی، محمد حسین، دادسرا و تحقیقات مقدماتی، دادیار، چ دوم، 1383، صص 446، 394
1- جهان بخشي، منصور، وظايف دادستان و بازپرس در قانون جدید احیای دادسرا، پایاننامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه ازاد اسلامي تهران مرکز ، 1382 ،ص84
1- یزدانی، نوذر، قرارهای بازپرس در حقوق ایران و مقایسه آن با حقوق فرانسه، رساله دکتری دانشکده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران، 1356، ص 16
2- آشوری، محمد، همان منبع، ص 154- خامسی نیا، محمد رضا، مطالعه اختیارات قضات دادسرا در دادرسی کیفری، کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه امام صادق(ع) ،1382، ص 140
آسیب شناسی خانواده
سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار میگیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت میکند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها میتواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد.عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوههای تربیتی اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بینهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند ، سلامت روانی و جسمانی او ، آینده شغلی ، تحصیلی ، اقتصادی ، سازگاری اجتماعی و فرهنگی ، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار میدهند.
خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی
نوزاد در خانواده به دنیا میآید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز میکند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز میشود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار میگیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحوارهها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل میگیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش میکند نیازهای او را برآورده سازد.
کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمیشوند به انواع مشکلات مبتلا میشوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع میشود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی میشود. سخت گیری زیاد والدین یا بیتوجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که میتواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت خانواده در دوران نوجوانی
نیازهای مرحله نوجوانی دوران حساس است. بطوری که در کنار سایر تحولات و تغییراتی که از جنبههای جسمانی و روانی در فرد اتفاق میافتد، ویژگی مشترک و مهم دیگر آن دوران ، استقلال طلبی نوجوان در خانواده است. نوجوان میخواهد به طریقی رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر این اساس شروع به ایجاد فاصله بین خود و خانواده میکند و به گروه همسالان نزدیک میشود.
در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگیهای دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحو احسن ایفا نماید. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده ، فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره ، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینههای ناسازگارانه مثل عضویت در گروههای افراطی و سایر زمینهها مشکلات فردی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد.
سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل گیری و آزاد گذاری آنها فرزند را موجودی سرکش ، طغیانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از این گذشته این دوران ، دوران الگو گیری و همانند سازی و لازم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع نیز در این اهمیت بسزایی دارد. هابز معتقد است که بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانوادههایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانهاند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانوادههای سالم بیرون آمدهاند و افراد ناسالم پرورش یافته خانوادههای ناسالم هستند
اهمیت خانواده = سلامت خانواده
انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع میشوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع میکنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانوادههای آن وابسته است.
لامارک و لوپله و دیگران ، خانواده را مهمترین کانونی میدانند که جامعه از آن تغذیه میکنند. به این ترتیب فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود میپذیرد با توشهای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار میدهد. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر میرسد که اصلاح یک جامعه ، پیشرفت و ترقی آن از جنبههای مختلف تأثیر اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست.
سلامت جامعه در گرو خانواده سالم
خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی : خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی ، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیب های اجتماعی است به طوری که اکثر مشکلات و آسیب ها ابتدا در خانواده ها بروز پیدا می کند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد نا صحیح با آنها ، به درون جامعه نیز رسوخ می کند و در این شرایط دشوار دیگر نمی توان به راحتی مشکلات و آسیب ها را کنترل کرد.
به گزارش خبرنگار مهر ، با توجه به شرایط امروز جامعه ، افزایش مشکلات ، آسیب ها و ناهنجاری ها و تغییرات زندگی نسبت به گذشته و... بنابراین چنانچه نتوانیم پایه های خانواده را محکم و استوار بنا کنیم در این صورت شاهد بروز آسیب ها و ناهنجاری ها در خانواده ها خواهیم بود.
امروزه انواع مختلف خشونت های خانگی ، اعتیاد ، طلاق و جدای عاطفی و... از جمله آسیب هایی است که سلامت خانواده ها را به مخاطره می اندازد.
بر همین اساس ، به منظور تحکیم بنیان و سلامت خانواده ها از سوی سازمان ها و نهادهای حمایتی مانند بهزیستی ، کمیته امداد و همچنین مرکز اموز زنان و خانواده اقدامات ، طرح ها و برنامه هایی در دست اجرا است که اجرای درست و فراگیر این برنامه ها می تواند کمک موثری در تقویت بنیان خانواده و جلوگیری از افزایش آسیب های اجتماعی در جامعه باشد.
طرح رحمت در راستای پیشگیری از آسیب های اجتماعی در خانواده ها و تعمیق باورهای دینی زنان و تحکیم بنیان خانواده یکی از این طرحهایی است که در سال جاری به عنوان پایلوت در 5 استان کشور اجرایی شده است که بزودی مرکز امور زنان و خانواده نتیجه اجرایی شدن و همچنین تاثیر آن را در کاهش آسیب های اجتماعی در خانواده ها مطرح خواهد کرد.
مدیرکل دفتر آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی نیز در خصوص اقدامات بهزیستی برای ارتقاء جایگاه و تحکیم بنیان خانواده ، می گوید: توانمندسازی مردم به خصوص اقشار نیازمند ودرمعرض آسیب ، طرح آموزش مهارت های زندگی ، ایجاد گروه های همیاران سلامت روان و اجتماعی و پایگاه سلامت اجتماعی و... از جمله اقداماتی است که بهزیستی در این زمینه انجام می دهد.
رجب صمدی می افزاید: از طریق آموزش مهارت های زندگی به افراد نحوه برخورد و مواجهه با مشکلات و چالش های مختلف و همچنین نحوه تصمیم گیری آموزش داده می شود. این طرح چند سال است که در دبستان ها و مدارس راهنمایی اجرا می شود.
وی خاطر نشان می کند: در حال حاضر فقط 5 درصد دانش آموزان کشور تحت پوشش آموزش های مهارت زندگی قرار دارند در صورتی که بتوانیم با برنامه ریزی و افزایش اعتبارات دانش آموزان بیشتری را تحت پوشش این طرح قرار دهیم در این صورت خواهیم توانست به سلامت خانواده کمک موثری کنیم.
البته اقداماتی که در حال حاضر در جهت تقویت بنیان خانواده و جلوگیری از افزایش آسیب های اجتماعی انجام می شود خوب است اما به هیچ وجه کافی نیست و باید برای گسترش آنها ، مسئولان چاره ای بیندیشند در غیر این صورت در آینده ای نه چندان دور شاهد نابسامانی و تضعیف پایه های خانواده خواهیم بود.
در شرایط فعلی و با توجه به مشکلات جامعه افراد خانواده کمتر فرصت می کنند درکنار هم باشند و باهم گفتگو و یا درد و دل کنند و این امر خود به خود تهدیدی برای سلامت نهاد خانواده خواهد بود به همین علت باید خانواده ها به این امر توجه کافی داشته باشند و روابط میان خود و فرزندانشان را بر پایه صداقت ، عشق و عاطفه بنا کنند.
با توجه به اینکه شخصیت فرد در خانواده شکل می گیرد بنابراین عملکرد و رفتار کودکان در جامعه نشانده تربیت صحیح و یا غلط والدین آنان است به همین دلیل باید پدران و مادران امنیت روحی و روانی کودک را در خانواده تامین کنند و به آنها نحوه صحیح و سالم زندگی کردن و همچنین نحوه برخورد درست با مشکلات را بیاموزند.
در چنین شرایطی سلامت فرد و خانواده تا حدود زیادی تامین می شود و آسیب های اجتماعی کمتر به درون خانواده سالم رسوخ پیدا می کنند.
در خانواده هایی که از ثبات برخوردار نیستند به دلیل نابسامانی ، آسیب های مختلفی مانند کودک آزاری ، انواع خشونت های خانگی ، طلاق ، اعتیاد ، فرار فرزندان از خانواده ، اتفاق می افتد که باید با آموزش مهارت های زندگی نحوه صحیح ارتباط و همچنین برخورد با مشکلات به افراد خانواده ها آموزش داده شود.
جامعه شناسان معتقدند که آسیب های اجتماعی سالانه حدود 10 درصد افزایش پیدا می کنند و این امر محیط خانواده ها را به شدت تهدید می کند به همین دلیل دولت باید با ارائه برنامه های درست اقدام اساسی و جدی برای پیشگیری و کنترل از این آسیب ها انجام دهد ، چون یک سازمان مانند بهزیستی به تنهایی از عهده این امر بر نمی آید .سحر ميرشاهي فارغ التحصیل مهندسی علوم و صنایع غذایی از دانشگاه شهید چمران اهواز
آسیب شناسی خانواده
قسمت اول
زندگی مشترک همواره با دورنمایی زیبا برای زوجین آغاز می شود ؛ اما به دلیل تفاوت هایی بین زن و شوهرها که ناشی از تربیت در دو محیط متفاوت است و همچنین عدم شناخت کافی ، پس از چندی مشکلاتی بروز می کند که چنانچه با تدبیر و درایت با آنها برخورد نشود، می تواند بنیان زندگی خانوادگی را به مخاطره بیندازد. برای به حداقل رساندن این خطر، و نشان دادن راهکارهایی دراین ارتباط ، مطلب زیر را به نظرتان می رسانیم .
بدون شک کانون خانواده ای که در آن ، میان زن و شوهر و اعضای خانواده انس و الفت نباشد، کانونی است همچون جهنم سوزان که نخستین آثار سوء خود را بر سلامت روانی و جسمانی اعضا باقی می گذارد. کودکان در چنین خانواده سرد و بی روح ، از ناامنی و آشفتگی عاطفی و اضطراب رنج می برند و احتمال ظهور و بروز ناهنجاری های عاطفی و رفتاری در آنان زیاد است . زیرا سرنوشت والدین و فرزندان با یکدیگر گره خورده و رفتار هریک آثار و پیامدهایی بر رفتار دیگری دارد.
متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی در جامعه کنونی انسان ها، ستیزه ها و دعواهای خانوادگی است که ارکان خانواده را متزلزل می کند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر می اندازد. آسیب ها و ستیزه های خانوادگی پدیده ای بسیار پیچیده و چند وجهی است و باید از دیدگاه های گوناگون ، اجتماعی ، اقتصادی ، حقوقی و ارتباطی مورد مطالعه قرار گیرد. شاید همان طور که هر انسانی یکتا و منحصر به فرد است ، زندگی مشترک هر زوج جوانی نیز یکتا و منحصر به خودش باشد. با وجود این ، پرداختن به موضوع «آسیب شناسی خانواده» به منظور دست یافتن به راهبردهای پیشگیری ، یکی از مهمترین ضروریات آموزش خانواده است، چون بدون شناخت علل و عوامل ، دستیابی به راه های درمان و اصلاح امکان پذیر نخواهد بود.
سخن از آسیب شناسی خانواده ، سخن از عواملی است که بهداشت روانی خانواده و ازدواج را تهدید می کند. هدف این بخش از مطلب آن است که عوامل ناپایداری ازدواج و گسسته شدن ارکان خانواده، مورد شناسایی و علت یابی قرار گیرند. یک زوج جوان ، آگاهانه و عاشقانه ازدواج کرده اند، لیکن در حال حاضرعواملی کانون زندگی مشترک آنها را تهدید می کند. در بیان اهمیت آسیب شناسی خانواده باید متذکر شد که ریشه اکثر ناهنجاری های رفتاری ، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی افراد یک جامعه ، از خانواده بحرانی سرچشمه می گیرد. از این رو هدف از آسیب شناسی خانواده، از سویی شناخت علل و عواملی است که موجب عدم موفقیت ازدواج و شکل گیری مشکلات خانواده می شوند و از دیگر سو ارائه روش های پیشگیری مورد نظر است.
آسیب شناسی خانواده را می توان در سه مرحله مطالعه کرد:
1- پیش از ازدواج
2 - هنگام ازدواج
3 - پس از ازدواج
در اینجا آسیب شناسی خانواده در مرحله پس از ازدواج و تشکیل خانواده مورد نظر است. زندگی زوجین در آغاز ازدواج معمولا همراه با صلح و دوستی و آرامش است، لیکن هفته ها و ماه های بعد، گاه برخوردها، حسابرسی ها و ستیزه ها شروع می شود و مسائل و مشکلات بروز می کند. براساس مطالعات و تحقیقات انجام شده ، آسیب های گوناگونی ( مرئی و نامرئی) مانند سست شدن باورهای مذهبی ، بدآموزی ، تنوع طلبی ، خیال پردازی، مصرف گرایی و نظایر آن استحکام و سلامت خانواده را تهدید می کنند و هر یک از آنها مانند یک شبکه یا مجموعه ای از عوامل دست به دست هم می دهند و موجب تزلزل و آسیب پذیری خانواده می شوند. در قسمت های بعد به اختصار به برخی از مهمترین عوامل آسیب زا و سپس به راه های پیشگیری از آسیب پذیری خانواده می پردازیم.
علل ناپایداری ازدواج
آسیب شناسی خانواده قسمت دوم
از جمله عواملی که سلامت خانواده را تهدید می کنند عبارت اند از :
1: عدم شناخت و آگاهی به اصول زندگی مشترک
« توانایی» در« دانایی » است . برای ازدواج و زندگی مشترک موفق ، کسب دانایی هایی لازم است و مانند هر امر دیگری باید مهارت های مربوط به آن را کسب کرد و در فرآیند زندگی مشترک به کاربرد . در برخی از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عدم آگاهی نسبت به اهداف و انگیزه های ازدواج ، بی انصافی ها، پیش داوری ها، فریبکاری ها ، عدم احساس مسئولیت و بی توجهی به اصول اخلاقی ، بنیاد خانواده متزلزل می شود.مهمترین عاملی که موجب آسیب پذیری خانواده می شود، عدم شناخت و انحراف از هدف های ازدواج است. زن و شوهری که هدف های ازدواج و تشکیل خانواده را نشناخته اند و یا فراموش کرده اند، در کدام مسیر حرکت می کنند؟ کدام روش و وسیله را برای نیل به کدام هدف انتخاب می کنند؟ هنگامی که راجع به خانواده صحبت می شود، معمولا زن ها و شوهرها به گونه ای برخورد می کنند که گویا همه چیز را درباره خانواده می دانند. هرکس به خود اجازه می دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هرکس در خانواده رشد کرده ، تصور می کند دانش و آگاهی لازم را دارد. در حالی که این طور نیست و برای انجام هر کاری و ایفای هر نقشی به آموزش ، کارآموزی و مهارت آموزی نیاز است. برای ایفای نقش یک همسر موفق و توانا باید مهارت ها و آگاهی های لازم را کسب کرد . از این رو توصیه می شود با شرکت در جلسه های آموزشی و مطالعه کتاب های مربوط به تعلیم و تربیت ، روان شناسی و جامعه شناسی خانواده ، آیین همسرداری و نظایر آن ، به دانش و مهارت خود بیفزایید و از این طریق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنید.
2: سست شدن باورهای مذهبی
شاید مهمترین عاملی که بنیاد خانواده را تهدید می کند، سست شدن باورهای مذهبی و اصول اخلاقی و فقدان معنویت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش کنند و در حضور و غیاب یکدیگر به گونه ای برخورد کنند که خدا غایب است، با دست خود کانون خانواده را به سوی تزلزل و نابودی سوق داده اند .
یکی از رسم های پسندیده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر می رسد این رسم به معنی آن است که زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و آنچه را که قرآن گفته عمل می کنند و قرآن را در زندگی و پیوند مشترک خود حاکم و داور قرار می دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان می دانند . حال چنانچه این وضعیت تغییر کند و این اعتقادات و باورها سست شود و از بین برود ، سلامت و تعادل خانواده به خطر می افتد. زمانی که ارزش ها، نگرش ها و باورهای حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبی ، مصلحت گرایی، ماده گرایی و سودطلبی استوار باشد، بی شک روابط انسانی از معنویت تهی می شوند. این نوع روابط بسیار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعیتی خاص مانند بی پولی ، تنگدستی ، بیماری ، کهولت و افزایش سن و نظایر آن از درون متلاشی می گردد و با هر بهانه ای از هم می گسلد .
3: عدم صداقت و فریبکاری
جوهر روابط سالم میان زن و شوهر صداقت است . صداقت اعتماد را بنیاد می نهد. زن یا شوهری که با همسر خود صادق نیست و با دادن وعده و وعیدها می خواهد زندگی کند ، با رفتار خود کانون گرم و صمیمی خانواده را دچار تزلزل می کند. زن و شوهری که از واقعیت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخیلات زندگی می کنند ، آیا می توان گفت که زندگی زناشویی موفقی خواهند داشت ؟ گاهی اوقات پنهان کردن حقایق ( مخفی کاری ) و فریب دادن ( فریب کاری ) موجب می شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسیب ببیند.
برای مثال شوهر یا زن ، آمد و شد، معاشرت ها، درآمد و هزینه خود و نظایر آن را از یکدیگر پنهان می کنند. غافل از آن که روزی این حقایق آشکار و منجر به تیرگی روابط بین آنان خواهد شد . این گونه رفتارها به صورت عوامل نهفته در زندگی مشترک باقی می مانند و چنانچه زوجین بدان توجه نکنند ، زمینه های از هم گسیخته شدن بنیاد خانواده را فراهم می کنند.
4: عدم توجه به نیازهای همسر
زوج های موفق کسانی هستند که در صدد ارضای نیازهای همسر خود می باشند. بنابراین هر زن یا شوهرش وظیفه دارد نیازهای جسمی و روحی همسرش را بشناسد و در مقام ارضای آنها برآید.ارضای نیازها به طریق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ایجاد امنیت روانی زوجین منجر می شود و در نتیجه سلامت خانواده تأمین می گردد. برای مثال هر انسانی نیاز به « امنیت »، «محبت» ، «توجه و احترام » دارد. لذا هرگاه این گونه نیازها از طرف همسر تأمین نشود ، فرد احساس ناامنی روانی می کند و بهداشت روانی خانواده مختل می شود.
بدیهی است توجه به نیازهای همسر، فقط به نیازهای زناشویی ختم نمی شود. احترام و پذیرش ، نگاه مهربان به یکدیگر، در کنار هم حضور داشتن ، در فعالیت های مشترک شرکت کردن ، و نظایر آن نشانه توجه به نیازهای همسر است .
5- ابهام و افراط در انتظارها
به طورمعمول مشخص کردن انتظارها در روابط ، باعث معین شدن وظایف و حدود روابط افراد می شود. در خانواده هایی که انتظارهای متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسیب پذیراست و زوجین دقیقاً نمی دانند نسبت به یکدیگرچه و ظایفی به عهده دارند. برای مثال وقتی وارد خانه می شوید ، انتظار دارید با شما چگونه برخورد شود؟ آیا تا به حال به همسرتان گفته اید که چه انتظارهایی از او دارید ؟ آیا از همسرتان انتظار دارید به شما احترام بگذارد؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است ، آیا شما هم وظیفه خودتان می دانید که به همسرتان احترام بگذارید؟ به همین ترتیب آیا انتظار دارید همسرتان شما را دوست داشته باشد؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است ،آیا شما هم همسرتان را به قدر خودتان دوست دارید؟
در هر صورت تفاوت و تعارض در انتظارات موجب می شود فضایی نامساعد و کینه توزانه به وجود آید. گاهی اوقات داشتن توقعات بیش از حد از همسر، مثل این که انتظار داشته باشیم او همچون فرشته باشد ، یا معلومات بسیاری داشته باشد ، یا در نظم و ترتیب سرآمد دیگران به حساب آید، سلامت خانواده را در معرض تهدید قرار می دهد.
مهمترین عوامل تهدید کننده پایداری خانواده
آسیب شناسی خانواده قسمت سوم
در قسمت قبل بخشی از عواملی که سلامت خانواده را تهدید می کند ذکر شد ، اینک بقیه عوامل را عنوان می کنیم.
6- دخالت دیگران
اکثر پژوهش های انجام شده در ایران درباره طلاق ، این حقیقت را منعکس کرده اند که دخالت دیگران مانند اقوام و آشنایان ، والدین زن یا شوهر موجب شعله ورشدن اختلافات زن و شوهر می گردد و در نهایت به طلاق و جدایی منجر می شود. زن یا شوهر به ویژه در اوایل زندگی مشترک توسط دیگران به طور ناشیانه راهنمایی و یا در برخی موارد تحریک می شوند. گاهی اوقات مادرشوهر یا پدرشوهر و مادرزن یا پدرزن علیرغم علاقه ، در زندگی مشترک فرزندانشان مزاحمت ها و آسیب هایی را به وجود می آورند. در استحکام و انحلال بنیاد خانواده ، عوامل متعدد دخالت دارند و هر یک از عوامل اثرات گوناگون آنی یا تأخیری برجا می گذارند . برای مثال مخالفت پدر و مادرِ زن یا شوهر با ازدواج به عمل آمده ، به عنوان عامل زمینه ساز ، ممکن است در درازمدت سلامت خانواده را تهدید کند و تأثیر خود را به شکل طلاق و جدایی ظاهر سازد. جدایی و طلاق در زمره ی حساس ترین ، پیچیده ترین و محرمانه ترین حوادث زندگی انسان محسوب می شود و باید به عنوان یک پدیده چند عاملی مورد بررسی قرار گیرد.
7- مسائل اقتصادی و مالی
زندگی زناشویی بر پایه اشتراک بنا شده است . از این رو به کار بردن عبارت هایی از قبیل «مال من» ، «جهیزیه من» ، «مال تو» و نظایر آن پایه اشتراک را متزلزل و به تفرقه و جدایی تبدیل می کند. زن و شوهر جوان ، آگاه ، و بصیر روی این عبارت ها خط بطلان می کشند و آنها را به « مال ما »، « مسئله ما » و « مشکل ما» تبدیل می کنند.
پیوند هایی که بر پایه انگیزه های مادی و ثروث زن یا شوهر پی ریزی شده، پس از مدتی از هم می گسلد و بنیاد خانواده را متلاشی می کند. قدیمی ها جمله زیبایی را می گفتند که : «آدم نان خالی بخورد، اما دلش خوش باشد.» این جمله بیانگر آن است که نیازهای مادی انسان در حد متوسط تأمین شود، اما نیازهای روانی باید در حد بالا مورد توجه قرارگیرد.
انسان ها نیازهای مادی دارند که باید در حد متعادل ارضاء شود، اما مسائل مادی نباید همه ی امور را تحت الشعاع قرار دهد. زندگی زناشویی نشیب و فراز دارد و زن و شوهر باید با رعایت صرفه جویی، قناعت و عدم تجمل گرایی مسائل اقتصادی زندگی مشترک خود را تنظیم و اداره کنند. گاهی اوقات مسائل مالی و اقتصادی بهانه هستند و زمانی که از زن یا شوهر سؤال می شود که چرا با یکدیگر سازش ندارید، به این گونه مسائل اشاره می نمایند و در نهایت «عدم توافق» و «عدم تفاهم» را عامل اصلی طلاق و جدایی معرفی می کنند. بدیهی است که این عامل کلی و مبهم ( عدم توافق ) نمی تواند ما را به سوی شناخت عواملی که سلامت خانواده را تهدید می کنند، هدایت کند.
8- موانع فرهنگی و طبقاتی
گاه فرهنگ زن یا مرد به لحاظ عدم تناسب یا تضاد، سلامت خانواده را تهدید می کند. برای مثال ناهماهنگی فرهنگی و طبقاتی زن و شوهر ( مانند فرهنگ شهری در مقابل فرهنگ روستایی ) گاهی باعث تهدید بنیاد خانواده می شود.
متأسفانه بعضی افراد به تعهدات اخلاقی و ارزش های حاکم مقید نیستند و این مسئله موجب می شود زن و شوهر در ظاهر زیر یک سقف با یکد یگر زندگی کنند، اما روح آنها از همدیگر فاصله داشته باشد. در این وضعیت زن یا شوهر با « منم منم» گفتن !! و تفاخر به اصل و نسب خود، سعی می کند همسر خود را سرزنش و تحقیر کند. بدیهی است در چنین خانواده ای احساس حقارت هر یک از زوجین موجب می شود فضای روانی و عاطفی نامساعدی به وجود آید و زوجین از یکدیگر متنفر شوند.
9 - هوسرانی و ازدواج مجدد
عامل دیگری که سبب آسیب زایی خانواده می شود تنوع طلبی ، هوسرانی و ازدواج مجدد زن یا شوهر است . شوهر یا زن به فرمان احساسات خود ، با زن یا مرد دیگری ارتباط نزدیک برقرار می کند و رابطه خود با همسر قبلی را سست می نماید . در این شرایط عواملی از قبیل زیبایی و یا ثروت طرف مقابل موجب گرایش به روابطی خارج از چهارچوب خانواده یا بر قراری روابط پنهانی می شود. این وضعیت موجب می شود روابط زن و شوهر مخدوش گردد، بنیاد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد.
10 - سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات
مهمترین عامل آسیب پذیری خانواده ، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است. بنابراین هر یک از زن و شوهر به سهم خود مسئولیت دارند که از به وجود آمدن سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات پیشگیری کنند و در اولین فرصت ممکن به حل و فصل آنها بپردازند. زیرا سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات به صورت یک فرایند مخرب و پیش رونده عمل می کنند. گاهی یک سوء تفاهم ساده در صورت مرتفع نشدن همچون یک گلوله برفی کوچک که به تدریج به یک بهمن بزرگ تبدیل می شود ، بنیان زندگی زناشویی را از بیخ و بُن بر می کند و متلاشی می سازد.
11 - انتقام گیری و بهانه جویی
انتقام گیری، بهانه گیری و عیب جویی از مهمترین عوامل آسیب زایی خانواده و روابط زن و شوهر به شمار می آیند . طرح مکرر « دلخوری ها » ، نقاط ضعف و نارسایی ها ، ساختمان روابط زناشویی را تهدید و تخریب می کند. بنابراین در مواقع اختلاف و خطا سعی کنید همسرتان را عفو کنید ؛ نقاط مثبت او را ببینید و «کهنه قباله ها» را زنده نکنید ! همچنین سعی کنید به قول معروف از «کاه» ، «کوه» نسازید و با دیده اغماض به رفتار و گفتار یکدیگر نگاه کنید . راستی زن و شوهری که قصد آزار و اذیت یکدیگر را دارند، کانون خانواده را در چه وضعیتی قرار می دهند؟
12 - سلطه گری شوهر یا زن
خانواده ، کانون محبت ، آزادی ، تفاهم و مشورت است. هرگاه روش شوهر یا زن در زندگی مشترک ، سلطه جویی و سلطه گری باشد و هرکدام بخواهند نظرات خود را به اعضای خانواده تحمیل کنند، فضای خانواده به یک فضای استبدادی و نامطلوب تبدیل می شود. در چنین فضایی شوهر یا زن مرتب به دیگران دستور می دهند، امر و نهی می کنند و هنگام بروز یک رفتار نامطلوب ، اعضای خانواده را تهدید می کنند و یا اجازه صحبت به دیگران نمی دهند . این وضعیت سلامت خانواده را به خطر می اندازد و اعضای خانواده احساس حقارت می کنند. نتیجه این وضع ، سرکشی ، نافرمانی و لجاجت در رفتار اعضای خانواده خواهد بود. در چنین خانواده ای مشارکت و مشاورت معنا ندارد و شوهر یا زن تنها تصمیم گیرنده و همه کاره است . در هر صورت « مرد سالاری» یا « زن سالاری» بنیان خانواده را متزلزل می کند و موجب بروز ستیزه های خانوادگی می شود.
آیا می دانید چه رفتارهایی سبب تنش در خانواده می شود قسمت چهارم
در قسمت قبل مطلبی تحت عنوان نقش های زن نسبت به شوهر عنوان شد اینك می خوانیم...
دو گروه الگوهای ارتباطی را در خانواده می توانیم نام ببریم :
الف ) الگوهای غلط
ب ) الگوهای صحیح
الف ـ الگوهای ارتباطی غلط
1- حالت سازش و تسلیم پذیری
ـ گاه دیده می شود مرد یا زن دائماً درصدد هستند خود را با رفتارها و انتظارات همسر ، چه غلط و چه صحیح ، سازش و تطبیق دهند . این حالت با وضعیت سازگاری مثبت و صبر و بردباری كه لازمه هر زندگی جمعی و گروهی است تفاوت دارد . منظور از حالت تسلیم پذیری آن است كه مرد یا زن به هر نحو ممكن بكوشد خود رابا وضع موجود سازش دهد ، مثلاً در مقابل بدخلقی های مكرر همسرش تسلیم نظریات او شود و آنها را اجرا كند . این رفتار هرچند موقتاً تنش های بین همسران را كاهش می دهد.
2- لیكن راه حل صحیح مشكلات نیست.
3- حالت تحقیر و سرزنش
ـ گاه دیده می شود در خانواده ای روابط بین اعضاء نسبت به یكدیگر توأم با تحقیر و سرزنش و رفتارهای تند و خشن و اهانت آمیز است . بعضی اوقات در خانواده اشتباهات و خطاهایی از اعضاء سر می زند و یا ما تصور می كنیم همسر یا فرزندمان آن گونه كه مورد انتظارمان بوده یا به نظرمان صحیح می رسیده ، رفتار نكرده است؛ در چنین مواقعی سرزنش كردن فرد خاطی یا به زعم ما خطاكار باعث می شود كه در اعضای خانواده احساس حقارت به وجود آید . عكس العمل آنان نیز یا سكوت و تسلیم است كه همان روش غلط حالت اول است و یا مقاومت و مقابله كه در این صورت روند ایجاد شده باعث وجود جو تنش و جنجال در خانواده میشود .
1- تحكم و حساب كشی كردن
ـ گاه در زندگی خانوادگی ، زن یا شوهر دائماً درصدد بازجویی و حساب كشی از شریك خود است . هرچند خانواده سالم نیازمند آن است كه اعضاء ، كارها و برنامه هایشان را به دیگری اطلاع دهند ، لیكن این وضع باید با هدف اتخاذ بهترین تصمیم و عمل صورت گیرد نه به قصد تسلط بر همسر . اگر زن و شوهر بخواهند به طور مستمر یكدیگر را مورد تحكم و حساب كشی قراردهند ، زندگی خانوادگی در معرض خطر جدایی و اضمحلال قرار می گیرد یا اگر یكی از دو طرف در مقابل دیگری تسلیم شود ، به دنبال آن وضعیت روانی و عاطفی توأم با فقدان احساس مشترك و همدلی به وجود می آید كه نتیجه اش آن است كه زن یا شوهر نتواند همسر خود را محرم و نقطه اتكای امن خویش بداند و چه بسا گوشه ها و خلوت های خاص برای خود ایجاد كند كه مغایر با همدلی و وحدت روحیه مورد نیاز خانواده است
2- اغتشاش و سردرگمی
ـ نوعی روابط متقابل غلط خانوادگی اغتشاش است. در این نوع روابط،زن یا شوهر در قالب كنایات و اشاراتی غیر مستقیم و گله ها و شكایت ها ، انتظارات و توقعات ، تعریف و تمجیدهای خود را بیان می كند . این عبارات خطاب مستقیم به همسر ندارد ، اما در عین حال اگر همسر بخواهد خود را مخاطب آن جمله یا عبارت بداندنمی شود منكر آن شد . در تمام این موقعیت ها خصوصیت مشترك آن است كه زوجین نمی توانند خواسته ها و انتظارات خود را با اطمینان و خیال آسوده بیان كنند و ترس از عكس العمل تند و یا مقاومت یكدیگر دارند . لذا در قالب كنایات و اشاره ها ، خواسته ها و توقعات سركوب شده را مطرح می كنند و نتیجه چنین وضعی نیز سردرگمی و اغتشاش در فضای روانی و عاطفی خانواده است
. منبع سایت بزرگ تبیان
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان تحقیق: تاثیر رفتار والدین برشکل گیری شخصیت کودک
گرد آورندگان: مهرنوش گراوند
فاطمه کوشکی
عنوان درس :روانشناسی پویایی گروه
استاد راهنما :کرمیان
بهار: 88
مقدمه:
آلفرد آدلر- گستره نظریه ی شخصیت روان در مانی – ترجمه ی دگتر حمید علیزازده
پیشگفتار :
دگتر محمد احسان تقی زاده-)کیمیای شخصیت).
پیشگفتار:
همان گونه که همه می دانیم اگربه کسی یک ماهی بدهیم برای یک روز او را سیر می کنیم ولی اگر روش ماهیگیری را به او یاد دهیم یک عمر روش چگونه سیر شدن را به او آموخته ایم .
همواره بزرگان تربیت بر این نکته تاکید کرده اند که تنها اندیشه دیگران را به فرآگیر ان یاد ندهند بلکه چگونه اندیشیدن را تعلیم نمایند.
تغییر در شخصیت یعنی کیمیاگری در شخصیت وجود خود ودیگران وکیمیا گری اصطلامی است چند پهلو وچند معنا .
کیمیا گر کسی نیست که فلزی نظیر مس را به تبدیل می کند : در واقع اوکسی است که شخصیت وخلاقیت ایجاد می کند تا منطق جدید در فکر وزندگی وسبک رفتار خود ودیگران ایجاد کند .
پس می توان گفت ماهمان انسانی هستیم که می خواهیم باشیم ومیوههای شخصیت خود را ساخته تاثیر داشته باشیم .
مقدمه:
شخصیت هرانسانی مانند یک گیاه وحشی وخود رونیست که مشعل وبی نیاز از مراقبت نگهداری ومحافظت شود . بلکه مانند
گل سرخی است که احتیاج به ظرفیت ترین،حساس ترین ، دقت ها وتوجه ها و محافظت ها را برای رشد وطراوت دارد .
لورنس فرانک در ارتباط با تعریف شخصیت می نویسد:
((فرآیند شخصیت را می توان به شکل مهر لاستیک نگاه کرد که فرد ان را به هر موقعیتی تحمل می کند تا از این را ه به ان شکل بدهد که خود او به آن نیاز دارد . بنابراین به ناچار بسیاری از جنبه هایی را که برای فرد بی ارتباط یا بی معنا هستند ، یا نمی بیند یا برای ان اولویت قایل نمی شوند .بدین ترتیب او به جنبه هایی واکنش نشان می دهد از نظر شخصی مهم هستند ))
چه بسا جنبه های مهم زندگی را به تصویری زیبا تبدیل کنیم تا جلوه ی ان در خودآگاه وناخودآگاه شخصیت رسیه بدواند وان را با آب تجربه ویاد گیری بیشتر وبیشتر به بالا رشدش دهیم وانگاه با یقین وامید به اینکه من می توانم باشم ، پس بهتر وخوبباشیم این گیاه دانه امروز در ختی تنومند است حفظ کنیم .
نظریه ی شخصیت واهمیت این موضوع:
منظومه ی خانواده اولین محیط اجتماعی را تشکیل می دهد هرکودکی می کوشد تا در این منظومه با رقابت ورزی ، مورد توجه واهمیت قرار گیرد وموقعیتی برای خود دست وپا کند.
یک همیشه ممکن است ((بهترین)) وهمیشه دیگر ،برترین، باشد مطلوب بودن رضایت از جنیت کودک ، جذب کردن ارزش های خانوادگی یا همانند سازی یا قرار گرفتن در کنار یکی از والدین یا هشیران می تواند زمینه را برای احساس داشتن موقعیت مهیا کند.
معلولیت ها ، کهتری های عضوی ، یتیم بودن برای برخی از کودکان ((موقعیت ساز)) است .
موقعیت کودک در منظومه ی خانواده بسیار حایز اهمیت است وبنابراین به نظر می رسد که فرزنداول معمولاً محافظ کار وفرزند دوم طفیان گرو ونوزاد ها عزیز همه هستند.
به یاد داشته باشیم که عمل تکمیل کنند ی آروزهای بزرگ است درن تیجه هرکودکی باید قلمرویی داشته باشد که آن قلمرو در بردارنده ی((ایسنادها)) یا توانایی هایی باشد که احساس ارزشمندی ایجاد می کند .
اگر کودکان بتوانند از راه ارزشیابی توان خود ((توانایی هی ، جرأت و اعتقاد ) متقاعد شوند که می توانند این موقیت را با تلاش قوی به دست آورند ، درآن صورت می توانند ((جنبه ی مفید زندگی )) را در پیش بگیرند .اگر کوودکان احساس کنند که نمی توانند چنین موقعیتی بدست آورند در آن صورت دچار دلسرد ی شه ورفتار ناراحت کند .از خودنشان خواهد داد تا شاید ازاین راه بتوان ان موقیت را به دست آورند .
برای آدلر گراها " کودک ناسازگار" کودک بیمار نسبت این کودک یک کودک دلسرد است که به عقیده در یکورس این کودکان دلسرد چهار هدف دارند :
1- جلب توجه
2- کسب قدرت
3- گرفتن انتقام
4- اظهار شکست یانقص (حمید علیزاده – 1382. 51 )
کودکان در مسیر اجتماعی شدن از تجربه های فاعلی خود نتیجه گیری می کنند وچون فرایند های منطقی وقضاوت هنوز در کودکان خردسال خوب رشد نکرده است این رو بسیاری از باورهای راسخ انها اشتباه بوده یا فقط در حد ((خقیقت ))دارد با اینت وجود آنها این نتیجه گیری ها را در مورد خود ودیگران می پذیرد وانگار که حقیقت دارند .
کودکان نقشه ای شناختی یا سبک زندگی می سازند که بر ((من کودک )) آنها درمواجه شدن با دنیای بزرگ، کمک می کند سبک زندکی دربردارندی آرزوها ، اهداف دراز مدت و((بیان ))شرایط اجتماعی یا شخص است که برای ((امنیت ))فرد ضروری است
بخش دوم دارای حالتی ((خیالی ))است ودرمان به صورت اگرفقط ان وقت من مطرح می شوند
موزاک (1954)باورهای راسخ سبک زندگی رابه چهار گروه تقسیم می کند:
1- خود پنداره- باورهایی که من در مورد خودم دارم واینکه چه کسی هستم .
2- خود آرمانی – (آدلر این ترکیب را در سال 1912 ابداع کرد ) باورهای مربوط به اینکه من باید چه بشوم تا بتوانم ((موقعیتی بدست بیاورم))
3-" تصویر دنیا" باورهای مربوط به غیر از خود (دنیا) مردم، طبعیت وغیره ، وانچه که دنیا از من می خواهد .
4- باورهای اخلاقی – رمز ((صحیح – غلط )) شخصی .
احساس کهتری یا کوچکی :
زمانی پیش می آید که بین خود وباورهای خود آرمانی فاصله باشد (من قد کوتا .هستم ، باید قد بلند شوم اگر چه انواع متعددی از احساس کهتری ها وجود دارد ولی باید خاطر نشان کرد که آدلر این بحث دارزمانی مطرح کرد که هنوز در انجمن فرویدی بود ((علیزاده حمید – 55))
عواملی که باعث شکل گیری شخصیت در کودک می شود را می توان به دو گروه یا دو دسته تقسیم کرد:
(1) عوامل درونی یا داخلی که از خود انسان سرچشمه می گیرد
(2) عوامل بیرنی نیز شامل موارد زیر می باشد
الف) تغذیه
ب) گروهای راهنمایی
ج) عوامل اجتماعی
- به دلایل چند از جمله موضوع تحقیق وطولانی نشدن مطالب ودراصل به دلیل اهمیت این دودسته یا دوعوامل موثر ، بنابراین اهمیت ما عوامل برونی را به صورت مفصل مطرح می کنیم.
عوامل برونی :
کودک علاوه بر عوامل درونی (وراتت وغدد داخلی) ازیک عده عوامل خارجی نیزمتأتر می شود واین عوامل اورا در استفاد از خصوصیات ارثی کمک وراهنمایی می کند مثلاً کودکی که کتولد می شود.
(کودک طبیعی )، بالقوه دارای استعداد راه رفتن و سخن گویی می باشد وهمین که به مرحله خاص از رشد وتکامل طبیعی خود رسید این استعداد ها به صورت فعل در می آید ولی اینکه این کودک چگونه راه برود وبرای راه رفتن از چه وسیله ای استفاده کند یا در مورد سخن گویی ، به چه زبان واهجه ای محبت کگند بستگی به تجربیات ویاد گیری او در محیط زندگی اش دارد .
محیط (environment) به مجموعه عوامل یا شرایطی گفته می شود که بطور کلی تغییری را در موجود زنده ایجاد کند .محیط نیز به محیط قبل ازتولد (محیط حنبی ) ومحیط بعد از تولد تقسیم می شود محیط بعد از تولد در برگیرند محیط خانوادگی اجتماعی وبه تغییری محیط تاریخی فرد است .
1- محیط قبل از تولد:
محیط قبل ازتولد محیط جنینی است . در این هنگام بساری از موارد شیمای ، غذایی ، داروها، میکروها واختلا لات ووضع عاطفی و هیجانی مادر از طریق رابطه ی شیمایی بین مادر وجنین جنبه های مختلف رشد او را در رحم وبعد از تولد تحت تأثیر قرار می دهد .
2- محیط بع از تولد :عوامل که محیط بعد ازتولد اثرات مختلف ومهمی روی جنبه های مختلف رشد وبه ویژه رشد روانی وشخصیت فرد دارند عبارتند از :
الف: تغذیه
ب: گروهای راهنمکای
ج: عوامل اجتماعی که مه ترین این سر گروه تغذیه می باشد
تغذیه:
مقصود از تغذیه صرفاً کمیت با مقدار غذا نیست بلکه درعین حال شامل کیفیت یا نوع موادی است که به بدن وارد می شود کمیت وکیفیت نوع مواد مد نظر است.
خانواده:
خانواده به عنوان نخستین گروه راهنمایی با دوام ترین عاملی است که در رشد شخصیت تأثیر خانواده می گذرد بخصوص در سنین اولیه که کودک نقش پذیری بیشتری دارد از اهمیت بیشتری برحوردار است .کودک در محیط خانوادگی خود وبه وسیله آن با زندگی جمعی و فرهنگی جامعه خود آشنا می شود .
به طورکلی فرهنگ وماهیت زندگی خانواده ، روابط والدین با یکدیگر وبا فرزندان ، سن وروابط فرزندان با یکدیگر ، موفقیت اقتصادی واجتماعی خانواده ريال افکار وعقاید آداب ورسوم متداول در خانواده در رشد وتکامل روانی وشخصیت فرد موثر ند .
گروه همسالان:
گروه همسالان بعد از خانواده تآثیر بسزایی در رشد وتکامل روانی وبخصوص رشد عاطفی واجتماعی فرد دارند .افراد در مرحله ی بلوغ بیش از هر مرحله ی دیگر از رشد تحت تآثیر گروه همسالان قرار می گیرند زیرا در این دوره فرد از اتکای خود به خانواده می تاهد وبرای شناخت وتعیین هویت خود معمولاً به گروه همسالان تکیه می کند وارزش ها ومعیار های انها را تا حدود زیاد ی ملاک رفتارخوه قرار می دهد.
عوامل اجتماعی :
منظور از عوامل اجتماعی ( social factors) عواملی هستند که در محیط اجتماعی فرد وجود دارند از جمله این عوامل می توان مدرسه ، وسایل ارتباط جمعی ، (رادیو – تلویزیون ، سینما ، تأثیر ونشریات ) آداب ورسوم ، فرهنگ اصلی و فرهنگ های فرعی یا کوچکتر (فرهنگ های بومی )جامعه ومعیارهای اخلاقی را نام برد.
وراثت:
این عامل اساسی در صورتی که در کسب مهارت ه وتوانایی های مختلف ، عادت ها وویژگی های مربوط به شخصیت ، محیط نقش اساسی تری دارد ولذا وقتی شرایط محیط برای تآمین نیازهای اساسی کودک ونوجوان مساعد نباشد امکانات ارثی مجال رشد وپروش پیدا نمی کنند .
آنچه تجربه نشان داده است این است که هرچه محیط بد مانع بروز بعضی از صفات خوب ارثی نیست ، ولی محیط خوب نیز نمی تواند جانشین وضع ارثی ید باشد .
وراثت صفاتی را به طور ارثی در فرد قرار داد وامکاناتی را برای او بوجود می آورد و محیط مساعد استعداد ما وامکانات ارثی را که بالقوه در اوست به صورت فعل در می آورد ( محمد علی احمد وند 87 )
اثر خشونت برخشونت کودک:
هریک تعدادی از نگرشهای ، عاد ت ، صفات شخصیتی را تنها به این خاطر داداست که توسط محیط تقویت شده وامکانشکوفایی پیدا کرده است ، حال آنکه بعضی دیگر به طور دایم منع گردیده است .برای اثبات اثر محیط در ایجاد صفات شخصیتی خاص می توان مواردی را ذکر کرد که عملاً برای اکثر مربیان وروان شناسان پیش می آید .بارها دیده ایم که والدین فرزندان خود را پیش روان شناس یا مشاور خانوادگی برد ه اند واز بی ادادگی –فعل پذیری – عدم فعالیت وعدم ابتکار آنها شکوه کرده اند در اکثر این موارد معلوم شد ه است که والدین از همان ابتدای زندگی کودک ، رفتار تسلط طلبانه نسبت به او پیش گرفته اند او را عملاً از انجام هرنوع عمل مستقلی باز داشته اند ف هرگز اجازه تصمیم گیری به او نداه اند وبه طور دایم کارهای اورا ، چه دربازی وچه در تحصیل کنترل کرده اند .
بدیهی است که این نوع رفتارها ، برحسب طبعیت کود ک ، نتایج متفاوتی خواهد داشت بدین ترتیب که اعمال قدرت ممکن است یکی را به طغیان وادار کند ودیگری را دورو بار بیاورد .اما در اکثر موارد کودک را به تبعیت طلبی سوق می دهد ک ه معمولا به صورت اجتناب از چون وچرا کردن ونداشتن ابتکار جلوه می کند . تجربیات نشان می دهد که کدکان خانواده های سخت گیر به طور مطلق به قدرت خارجی وابسته اند . در اثر فقدان تحریک وفقدان موقیت مناسب ، بعضی از قسمتهای رفتار ، بعضی از مکانیسهای هرگز تشکیل نمی شود ودرنتیجه حضور پیدا نمی کند .
روانشناسی رشد نشان داده است که درطول زندگی کودک ، مراحلی وجود دارد که در جریان ان باید بعضی تجربه ها حاصل شود تامنجر به تحول طبیعی گردد ، اگر این تجربه ها به موقع صورت نگیرد تحرکات معین اثرات لازم را نخواهد داشت ( دگتر حمزه گنجی .1371 ، 90)
واکنش های عصبی کودکان :
مهترین عامل ایجاد عوارض عصبی در کودکان محیط نا مناسب خانواده ورفتار نا متعادل والدین آنهاست درصورتیکه طفل در محیط خانواده نباشد عوامل محیطی دیگر مانند بی مهری اطرافیان – خشونت وپرخاشگری واحتمالاً ضرب وجرم کودک علل ایجاد کنند ه این واکنش می باشد .
والدین عصبی خواهد داشت بندرت در محیط خانواده ای که محبت وصفا ورفتار متعادل در آن وجود دارد حالات غیر عادی خصوصاً واکنش های عصبی در فرزندان دیده می شود بدیهی است باید زمینه عصبی طفل را نیز از نظر دور نداشت .برخی از کودکان حساس ترند ودستگاه عصبی آنان طوری است که پس از قرار گرفتن در شرایط نا مناسب سریعتر از همسالان خود تحی تأثیر قرار می گیرند تریدی نیست این کودکان زمینه بیشتری برای شان دان حالات عصبی دارند .
واکنش غمگین در اطفال:
این واکنش در کودکان به طور چشمگیری ملاحضه می شود .تظاهرات ان به صورت گوشه گیری – انزواطلبی یا حالا غمگین مانند گریه وبهانه جویی میباشد علت اصلی این واکنش ها بی مهری والدین یا سختگیری آنان است .زمینه شخصیتی نیز در ظهور این علایم موثر است در برخی از کودکان عوامل نامناسب محیطی سب آشکار شدن پرخاشگری شده در بعضی دیگر از وسیله دفاعی درون فکنی (lntrogcctin) حتالات غمگین ظاهر می گردد.(محمد علی احمد وند – 1372، 129)
نتیجه گیری:
شخصیت کودک در ابتدا همچون صفحه ای سفید است که می توان با ایجاد نقش وطرح دلخواه ، شخصیت اورا شکل داد. ولی نقش دهنگان اصلی پدر ومادر به عنوان آموزگارران اولیه ودر مرحله ی بعد هم گروه دوستان وهمکلاسی به عنوان همانند سازی خود با انان است .
کودک در حکم دانه ای کوچک که پدر برای ان حکم آفتاب ومادر حکم آب را دارد .تا این دانه ی کوچک رشد یافته ، ریشه ای محکم در خاک دوانید ه واز راه صراط مستقیم سربر کمال آسمان برده ونمایانگر واقعی از شخصیت برتر که همان کمال مطلوب ونهایی است برسد .
- چگو نگی شگل گیری شخصیت وتأثیر ی که والدین بر آن دارند بحثی بزرگ است که هزارراه نرفته وپرپیچ وخم را به جویند گان این شاخه از دانش می آموزد .
منابع:
1- دکتر حمزه گنجی – تفاوتهای فردی کودکان – انتشارات آزمایشی متون درسی –چاپ اول ، اردبیهشت 1371.
2- آلفرد آلدلر – گستره ی نظریه ی شخصیت وروان در مانی – ترجمه ی دکتر حمید علیزاده – ع . ح. سازمند – تهران : دانژه 1382.
3- محمد علی احمد وند – روانشناسی کودکی ونوجوانی- از سری انتشارات متون درسی – چاپ چهارم . مهر 1372.
4- اینترنت
((غم دل را به فراموشی خانه ی دل می سپارم
حسرت کاه را به آبی ، بازی ای می نشانم
من به هیچ آیم وباز آرزو را نشناسم
که تو هم روزی آیی در جواب دلم گویم
(( به امید رسید مهدی موعود (( عج) وبه امید روزی که پدر ومادر ها بیشتر از خود کودک به شخصیت او وچگونگی مطلوب شکل دادن آینه ای تمام عیار برای رشد و
شکوفه هایی هر چه بهتر کودکان خود باشند .
کلیاتی در مورد سیمان
من میدانم ......