بدون شرح

من واین سکوت دیوار *من واین شام دل ازار

یاری ام ده تا سپیده *فانوس شب را نگهدار

که غریبم وپیاده*منه عاشق منه ساده

تک وتنها وپیاده*من به یاری دو چشمام

شب رو با صدام شکستم*برای به تو رسیدن

دل به این سپیده بستم*ای رهاننده عاشق

منو از قفس جدا کن*قفل بی صدا رو بشکن

 * * *منو از خودم رها کن***

عاشقی چیزی برای هدیه نیست*طرح دریا وغروب  و گریه نیست

عاشقی یک کلبه ویرانه نیست*صحبت از شمع و گل و پروانه نیست

عاشقی  تنهای تنها یک تب است*بی تو مردن  در سکوت یک شب استهم سفر قاصدک

یادگاری تو

بارون...

وقتی بارون میاد٬یاد تو می افتم

یاد اون اشکهایی که مثل بارون رو گونه هام جاری می شدند

یاد اون اشکایی که بخاطر یک لحظه دوری تو می ریختم

یاد اون اشکایی که تو به خاطر نریختش حاضر بودی هر کاری بکنی

تاریکی...

وقتی هوا تاریک میشه٬یاد تو می افتم

یاد اون وقتی که تو تاریکی گمت کردم

یاد اون وقتی که قلب تو تاریک شد و دستمو ول کردی

یاد اون وقتی که تو تاریکی محو شدی

سرما...

وقتی هوا سرد میشه٬یاد تو می افتم

یاد سردی درونت٬یاد سردی دستات

یاد سردی احساست٬یاد سردی قلبت

یاد سردیه وقتی تو در کنارم نبودی

سکوت...

وقتی مکانی ساکت میشه٬یاد تو می افتم

یاد سایه سنگین سکوت که روی لحظات اخر بود

یاد اخرین سکوتی که بین ما بود

یاد سکوتی که بعد از گفتن*دوستت ندارم*تا حالا بین ماست

                                 ....

وقتی شب های سرد و ساکت بارون میاد٬یاد تو می افتم

پا برهنه زیر بارون قدم می زنم

سرمو رو به اسمون می گیرم

نفس عمیقی می کشم و با خودم میگم:

اینا همه یادگاری های توست که منو یاد تو میندازند

درسته جسمت در کنارم نیست

اما روحت هر لحظه و هر جا با من و در کنار منه

به خاطر همینه که هنوز دوست دارم

اره٬خیلی دوست دارم

سکوت

دوستم ندارد

       کسی را که دوست می دارم

تنها سکوت می کنم

به خاطر عشقش

هنوز در حیرتم

چرا که

عشقم را نمی فهمد