اگه دلت خواست ، خورشیدم باش

اگه دلت خواست ، خورشیدم باش
اگه دلت خواست ، مهتابم شو
شبا که خوابی آروم آروم
اگه دلت خواست ، بی تابم شو
اگه دلـــت خواست ، آوازم باش
اگه دلــــت خواست ، آهنگــم کــن
تو که نباشی خیلی تنهام
اگه دلت خواست ، دلتنگم کن
تو کـه نباشی دلـگیرم ، خـاموش و تـنـهـام
تو که نباشی می میرم ، از دست دنـیـا
تو که نباشی دلـتنگم ، آه از بـی کـسی تنهایی
تو که نباشی وای از من ، با شب گریه ها
اگه دلت خواست داغم کن با هرم لبهات
اگه دلت خواست خوابم کن با فکر فردا
تو که نباشی تاریکم تنهای تنها ، بی رویا
تو که نـبـاشی می سوزم با یـادت ایـنـجا
عشق گوش دادن نیست
عشق درک کردن است
عشق فراموش کردن نیست
بلکه عشق بخشیدن است
عشق دیدن نیست
بلکه احساس کردن است
عشق جازدن وکنار کشیدن نیست
بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

بغض سكوتو بشكنم ٬ اشكم به تو هديه كنم
نگاه نكن كه ساكتم ٬ دلم اسير سايه هاست
نگاه خستمو ببين ٬ كه لبريز از گلايه هاست
كوير خشك گونه ام ٬ اشكي به روي خود نديد
لبانم ز خنده دور شدن ٬ هيشكي كلامي نشنيد
وفایی سر در آن است
در این دنیا که گشتم پی عشق فقط زجه پشت دیوار حاصلم شد
پس تو سراغ چه می گردی؟
در این باران...
در این ماتم...
در این ویرانه که هر سمتش تلخی خاطره هاست
به دنبال عشق مباش تا که بدانی دوست داشتن چیست؟