بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: نقش سواد والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان

استاد:کرمیان

گرد آورنده : فاطمه کوشکی

دانشجوی :روانشناسی

 

فهرست مطالب

عنوان ...........................................................................................................صفحه

فصل اول

مقدمه.................................................................................................................1

بیان مسئله..........................................................................................................2

اهمیت موضوع.....................................................................................................4

اهداف تحقیق.......................................................................................................5

پیشینه تحقیق.................................................................................................... ....5

فصل دوم

نقش والدین درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان.......................................................9

عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی فرزند................................................................11

عوامل موثر در ترک تحصیل دانش اموزان...........................................................12

عوامل تاثیر گزار در افت تحصیلی دانش آموز...............................................................17

راه های جلوگیری از افت تحصیلی......................................................................18

فصل سوم

یافته های عمده تحقیق......................................................................................20

بحث و نتیجه گیری ............................................................................................21

منابع..................................................................................................................23

 

 

 

فصل اول

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

باید دانست که عوامل متعددی بر نگرش کودک ازخود و اعضای خانواده ی خود مؤثر است، از آن جمله می توان به عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر خانواده اشاره کرد که ارتباط مستقیم با سطح سواد و تحصیلات خانواده دارد. شخص باسواد امکان سلامت اقتصادی و تصمیم گیری بیشتری دارد و چنین انسانی نسبت به خود و فکر و فرهنگ جامعه بصیرت بیشتری دارد. سواد و تحصیلات، از دیدگاه اقتصادی، افراد را به‌سوی رشد و توسعه‌ي درونزاد و خلاق و هماهنگ با اجتماع و کشور هدایت می کند و از دیدگاه تخصصی، جامعه را موفق می سازد، افراد بزرگسال به عنوان عامل اساسی تولید، حتی با یک اصطلاح اقتصادی خاص که همان جمعیت فعال یا نیروی کار می باشد، مشخص می‌شوند.با توجه به آمار موجود، گسترش سواد کاهش رشد جمعیت و همچنین توسعه ی اقتصادی و اجتماعی و پیشرفت دانش و ... را تسهیل نموده است. تنها جوامعی توانسته‌اند مشکلات خود در زمینه های تغذیه، مسکن، پوشاک، بهداشت و آموزش را از میان بردارند که از سطح بالای سواد برخوردار باشند.بی سوادی، نه تنها پدیده ای قابل تأسف است، بلکه علامتی است در کنار علائم دیگر که نشان دهنده ی از خود بیگانگی مي‌باشد و منجر به عقب ماندگی می شود. این عقب ماندگی در تعلیم و تربیت، خود معلول شالوده های نامتناسب اقتصادی و اجتماعی است و رابطه ی مستقیم با فقر عمومی و کمبود وسايل کافی به ویژه نداشتن معلم و مدرسه است.

سواد و تحصیلات خانواده یکی از عوامل مهم پیشرفت بشر در جهان امروز است. پیشرفت تکنولوژی، صنعت، بهداشت و علوم مختلف مدیون این عامل مهم است.

بی سوادی در تمام ابعاد زندگی انسان می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد، مخصوصاً در بهداشت، رشد اقتصادی، رشد فرهنگی، رشد و تربیت فرزندان، بی نظمی و ناهنجاری کودکان، رشد اشتغال و غیره مطالعات نشان داده است که هرچه آسیب های روانی بیشتر باشد،  موقعیت اجتماعی شخص را پایین تر می آورد و  عواملی چون فقر، بی کاری، تعداد فرزندان، اعتیاد، طلاق و ... که همه موجب پایین آمدن موقعیت اجتماعی و فرهنگی شخص می شود و آشفتگی ها یا آسیب های روانی را به وجود می آورد معمولاً افرادی که در سطح پایین اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زندگی می کنند، سطح تحصیلات کمتری نسبت به افراد همسال خود دارند و میزان تحصیلات در این خانواده ها به شدت اُفت پیدا می کند.

در حقیقت در برخي از این خانواده ها، سواد مقوله ی بیگانه ای است.

تأثیر عمیقی که این موقعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی پایین، بر روی افراد خانواده و جامعه برجا می گذارد، موجب بی نظمی و آشفتگی روانی می گردد، البته این آشفتگی روانی را در طبقات مختلف جامعه می توان دید.

شیوه های انحرافی ـ ایجاد علایم روانی بیماری ـ اقدام به خودکشی ـ بستری شدن ـ قطع ارتباط با واقعیت، در طبقات پایین اجتماع، بیشتر دیده می شود.

مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، به عنوان پیش فرض این مشکل مطرح است و در واقع هدف بررسی اثرات اقتصادی ـ اجتماعی این مسئله به عنوان یک متغیر مهم بر وضعیت روانی است. در این جا سواد و تحصیلات را به عنوان یک متغیر ملاک، لحاظ نموده که قابل سنجش بیشتری است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیان مسئله:

اندیشه‌ی بشر همواره نعمتی گران قدر بوده است. این وجه افتراق با سایر موجودات سبب شده است، تا انسان در رهگذر تاریخ و در طول زمان به تکامل رهنمون شود. آدمی، از آغاز پا نهادن به این کره ی خاکی با مشاهده ی پدیده‌ها، مفاهيم و تصورات اولیه ای در ذهن خویش یافت، سپس در پی مفاهیم اسباب و علل پیدایش پدیده ها و رویدادها و تحولات، به تفکر و تجربه روی آورد و در هر مرحله گامی پیشتر فرا نهاد.

خط و زبان، از ابداعات مهمی است که بعدها توسط بشر پدید آمد و انتقال تجربه ها و تفکرات افراد به یکدیگر را میسّر ساخت. بدین ترتیب، دانش ناچیز بشر در دوران هاي اولیه به دوران بعد لبریز شده و در سیر تکاملی خود پیچیده تر و جامع تر گشت. اکنون گنجینه‌ي گران بهای بشر، علم و دانش که دستاورد قرن ها مرارت و تلاش خستگی نا پذیر بشری است در قالب کتاب ها، نشریه ها و نوشته های گوناگون در آمده است.برای ورود به این حوزه و دستیابی به این ذخایر نیز، کلیدی جز درک و فهم و توانایی خواندن و نوشتن و تحصیلات، شناخته نشده است؛ و اگر چه کسب مهارت های خواندن و نوشتن، خود به معنای شعور و آگاهی نیست، لیکن ابزارهایی مؤثر در راه رشد و تعالی انسان خواهد بود.

بی سوادی با فقر و ناهنجاری، پیوند مستقیم دارد و در محروم ترین مناطق کشورهایی که دچار کمبود منابع طبیعی هستند، در بین فراموش شده ترین، گروه های انسانی و کسانی که از نارسایی ها و کمبودهای مهم و اساسی مانند: غذا، بهداشت، مسکن، بیکاری و... رنج می برند به گسترده ترین شکل ممکن وجود دارد.

تداوم بی سوادي سدی عظیم در راه توسعه است و مانع از آن می شود که میلیون ها نفر مرد و زن، عنان زندگی خود را در دست بگیرند.

بی سوادی، عاملی است که مبارزه علیه فقر، نا برابری ها و ناهنجاری ها را محکوم به شکست می کند. بی سوادی هر چند که خود معلول نارسایی های اقتصادی و اجتماعی و تربیتی است، ولی در اینجا نقش تشدید و تعیین کننده ای دارد.

درصد مردودی و ضعف تحصیلی در بین کودکانی که بدون صبحانه، به مدرسه می روند، بیشتر از کودکانی است که مسئله ی سوء تغذیه دارند. در محیط‌های فقیر، کودکانی که با شکم گرسنه به مدرسه می روند، وضعیت مدارس نیز، چندان تعریفی ندارد. در خانواده های سطح پایین، چون والدین نیز معمولاً از سطح تحصیلات پایینی برخوردارند، در رسیدن به درس و مشق و تربیت فرزندان، با مشکل رو به رو می شوند.

بی سوادی، ریشه و اساس بسیاری از مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بی نظمی ها و آسیب های مادی و روحی و روانی در اکثر کشورهای جهان سوم است. بررسی ها بیانگر این واقعیت تلخ هستند که بی سوادی و کم سوادی گرچه مسئله ی حاد کشورهای جهان سوم است، ولی مشکل جدید کشورهای پیشرفته ی صنعتی نیز هست.

مشاغل و گرفتاری های روزمره ی پدران و سواد و تحصیلات اندک، پرجمعیت بودن خانواده ها، اختلاف های خانوادگی، دوستان ناباب و فقر اقتصادی، با انحرافات از رفتار به هنجار، رابطه ای قابل ملاحظه دارد.اگرچه تحصیلات پدران و مادران در رفتار به هنجار فرزندان تأثیر انکار ناپذیر دارد، اما در بررسی ها ی انجام شده، نقش مادران، چشم گیرتر می نماید. دور بودن پدران از منزل به دلیل اشتغال، باعث می شود که فرزندان، بیشتر ساعات بیداری را با مادران خود بگذرانند. از این رو سطح سواد و تحصیلات مادران می تواند در هدایت تحصیلی و شغلی فرزندان تأثیر قابل ملاحظه‌ای داشته باشد.

به طور خلاصه:

1- درآمد خالص

2- سطح سواد و تحصیلات والدین

3- تبعیض قايل شدن در نوع کودکان (دختر و پسر)

4- نوع شغل پدر و مادر

5- تعداد فرزندان

6- ترتیب تولد فرزندان

7- سطح طبقه ی اجتماعی و اقتصادی

8- امکانات رفاهی

9- خانه و محل سکونت

از جمله عوامل مهم به مدرسه نرفتن فرزندان و بروز ناهنجاری رفتاری دانش آموزان می باشد.

 

 

 

 

اهمیت موضوع :

اهمیت این پژوهش در آن است که با شناخت عمیق تر و بیش تر نوجوانان و دانستن مسائل و ویژگی های خاص هر گروه از کودکان و نوجوانان، نخست قادر به تشخیص آن‌ها از سایر کودکان می شویم و دوّم ارائه‌ي راه حل ها و راهنمایی های مناسب، جهت رفع و یا حداقل، بهبود مشکلات این گروه از نوجوانان می باشد.

از آن‌جایی که سواد و سطح تحصیلات خانواده، موقعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بر سلامت روانی، تأثیر بسزایی دارد و از آن‌جایی که سلامت روانی و یا آشفتگی روانی، بر آموزش و پرورش و بهداشت روحی و روانی و رشد و تربیت نوجوانان تأثير دارد، می بایست شناخت عمیق تری از سطح سواد و تحصیلات و طبقات مختلف اجتماعی به‌دست آوریم و به اضطراب ها، ترس ها، مشکلات خانوادگی کودک و حتی غنا و فقر کودک، پی برده و در جهت خدمت صحیح تر به کودکان استفاده كنيم.

اهداف تحقیق:

 هدف کلی: هدف این بررسی، شناخت ویژگی های خانواده ی نوجوانان بی سواد و با سواد و تحصیل کرده و مقایسه ی آن با یکدیگر در جهت دستیابی به ویژگی های روانی این نوجوانان و نگرش آن هانسبت به خود و نسبت به فضای حاکم بر خانواده می باشد.

بدیهی است با شناخت بهتر ویژگی های این افراد به لحاظ عاطفی و نیز آگاهی یافتن از علل و عوامل ناهنجاری ها و آسیب های روانی، می توان گام های مؤثری در جهت رفع مشکلات آنان برداشت.

 

پیشینه تحقیق:

1ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که والدین آن ها تحصیلات بالا تری دارند،ناهنجاری رفتاری کمتری نسبت به دیگران وجود دارد.

2ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که مخصوصاً مادر آن ها تحصیلات بالاتری دارند، ناهنجاری رفتاری کمتری نسبت به دیگران که مادرانشان بی سواد و یا کم سواد هستند وجود دارد.

3ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که پدر آن ها تحصیلات بالاتری دارند ناهنجاری رفتاری کم تری نسبت به دیگران که پدرانشان بی سواد و یا کم سواد هستند وجود دارد.

4ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که والدین آنها هردو بی سواد و یا کم سواد هستند، ناهنجاری رفتاری بیشتری نسبت به دیگران وجود دارد.

 

 

 

 

فصل دوم

 

 

 

 

نقش و تأثير والدين - خصوصاً سواد آنها بر پيشرفت تحصيلي فرزندان

در گذشته آموزش مهارت های زندگی به كودكان برای ورود به زندگی اجتماعی توسط خانواده ها صورت می گرفت اما از زمانی كه آموزش فرزندان به عهده نهادهای آموزشی قرار گرفت، نقش والدین هم در امور آموزشی كودكان كم رنگ تر شد.ولی امروزه با افزایش آگاهی ها، والدین می كوشند تا شرایط پیشرفت تحصیلی فرزندشان را خارج از محیط مدرسه نیز فراهم كنند. كاش مدرسه ها برای افزایش اطلاعات و آشنایی بیشتر والدین با نحوه آموزش صحیح و كمك به پیشرفت درسی بچه ها برنامه هایی ترتیب دهند.

افت تحصيلي امروزه يكي از نگراني هاي مهم خانواده و دست‌اندركاران تعليم و تربيت است. همه ساله شمار زيادي از دانش‌آموزان در كشورهاي مختلف جهان با پديده‌اي به نام افت تحصيلي مواجه‌اند. اين پديده علاوه بر زيانهاي هنگفت اقتصادي كه به دليل تكرار پايه يا صرف هزينه مجدد براي دانش‌آموختگان انجام مي‌پذيرد، آثار سوئي كه سلامت روحي دانش‌آموز را مخدوش مي‌نمايد برجا مي‌گذارد. كاربرد اصطلاح افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش، از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي‌كند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه كه بايد به محصول نهايي تبديل مي‌شد، تلف كرده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است. لذا مساله موفقيت و شكست تحصيلي سابقه‌اي طولاني و نامشخص دارد و تاريخ آن مقارن با آغاز خواندن و نوشتن توسط بشر است. اما به طور رسمي پس از اجباري شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزده و همگام با تحول صنعتي و نياز به نيروهاي تربيت شده و متخصص، افكار دولتمردان و دست‌اندركاران آموزش و پرورش به مساله پيشرفت و شكست تحصيلي معطوف شده است. به نظر مي‌رسد افت تحصيلي به مفهوم عام از گذشته دور، حتي دوران باستان در ايران و جهان وجود داشته است اما افت تحصيلي به معناي خاص آن يعني ناكامي در تحقق انتظارات آموزشي و شكست در موفقيت‌هاي تحصيلي (آموزشي) در صد ساله‌ اخير در ايران و چند قرن اخير در كشورهاي ديگر جهان، به وجود آمده است. افت تحصيلي در نظام آموزش و پرورش در بسياري از كشورها به‌ويژه جهان سوم به صورتي حاد مطرح است. منظور از افت تحصيلي يا شكست تحصيلي، شكستي است كه بر اثر قصور نظام آموزشي در دستيابي موثر به اهداف و برنامه‌هاي آموزشي حاصل مي‌شود، يعني عدم موفقيت دانش‌آموزان در دستيابي به حداقل معيارهايي كه براي موفقيت آنان به وسيله نظام آموزش در نظر گرفته شده است، كه معمولاً اين نوع شكست به مردودي يا به ترك تحصيل زودرس مي‌انجامد. اگر آموزش و پرورش را به يك صنعت توليدي تشبيه كنيم كه دانش‌آموزان به عنوان مواد اوليه تحويل آن مي‌شوند و اين دستگاه با حجمي از سرمايه و مواد اوليه، محصول نهايي كه همان انسان‌هاي با سواد و تحصيل كرده باشد، توليد مي‌كند، در آن صورت افت تحصيلي آن بخش از سرمايه و مواد اوليه است كه به محصول نهايي تبديل نشده و نتيجه مطلوب به بار نياورده است. از اين نظر افت تحصيلي شامل غيبت مطلق از مدرسه، ترك تحصيلي قبل از موعد مقرر، تكرار پايه تحصيلي، نسبت ميان سنوات تحصيل دانش‌آموز و سالهاي مقرر آموزش، كيفيت نازل تحصيلات متعلم در مقايسه با آنچه بايد باشد، كسب محفوظات به جاي معلومات كه در زمان اندكي به فراموشي سپرده مي‌شود، مي‌باشد. منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي و درسي دانش‌آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب است. توجه به اين تعريف نشان مي‌دهد كه مقايسه و سنجش سطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش‌آموز بهترين شاخص افت تحصيلي است با اين شرايط زماني مي‌توان از افت تحصيلي صحبت كرد كه فاصله‌ قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليت‌هاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد. اگرچه اين تعريف مي‌تواند همه كساني را كه به دنبال شكست‌هاي پي در پي تحصيلي، از تحصيل عقب مانده و عمدتا به اصطلاح تجديد يا مردود مي‌شوند، در برگيرد، اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در مردودي و شركت در امتحانات مجدد خلاصه نمي‌شود و مي‌توان شامل هر دانش‌آموز و دانشجويي شود كه آموخته‌هاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او كمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست. افت تحصيلي، كاهش فاصله بين وضعيت آموزشي مورد انتظار با وضعيت علمي موجود فراگير است. به اين ترتيب افت تحصيل به عنوان شاخص اتلاف آموزش از نظر مفهوم عام به هرگونه ضعف در سوادآموزي و يا وجود بيسوادي گفته مي‌شود اما از نظر مفهوم خاص عبارتست از محقق نشدن انتظارات آموشي و شكست در اهداف آموزشي است و نابساماني در فرايند ياددهي و يادگيري را در بر مي‌گيرد. لذا با اين شرايط مي‌توان افت تحصيلي را به شكل زير دسته‌بندي كرد:‌
- افت كمي: عبارتست از درصد دانش‌آموزان يك دوره تحصيلي كه به سبب مردود شدن يا ترك تحصيلي نتوانسته‌اند آن دوره را با موفقيت بگذرانند.

-   افت كيفي: عبارتست از نارسايي در رسيدن به هدفهاي تعيين شده و يا عدم تحقق بخشي از اين هدفهاست. بنابراين تفاوت بين دانش و مهارت فارغ‌التحصيلان يك دوره آموزشي و هدفهاي تعيين شده براي اين دوره، افت كيفي را نشان مي‌دهد.

-    افت تحصيلي :كلي (كلان): شامل شكست تحصيلي فراگيران در تمامي دروس و حتي سال تحصيلي مي‌شود كه نهايتاً به ترك تحصيل ختم مي‌شود و قريب به اتفاق ترك تحصيل كنندگان، بازگشت به تحصيل نخواهند داشت.

-   افت تحصيلي جزئي: شامل ضعف تحصيلي دانش‌آموزان در يك درس در طي سالهاي مختلف مانند ضعف خواندن يا نوشتن و كند فهمي مفاهيم در مسائل رياضي است و يا افت تحصيلي در مدت كوتاه چند روزه تا چند ماهه به دليل مشكلات عاطفي مانند از دست دادن يكي از والدين ياورشكستگي اقتصادي خانواده، مسائل زلزله و... افت تحصيلي جزئي گفته مي‌شود.

به تجربه ديده شده كه در دوره راهنمايي نسبت به دوره‌هاي ابتدايي و متوسطه عمومي افت تحصيلي بيشتر وجود دارد. اين موضوع را مي‌توان به وضعيت خاص اين دوره كه دانش‌آموز بايد دروس متنوع‌تري را نسبت به دوره ابتدايي بگذراند و همچنين به بحران بلوغ و مشكلات آن كه در اين دوره اتفاق مي‌افتد نسبت داد. معمولا مشاهده مي‌شود كه ميزان ترك تحصيل كرد‌ه‌ها و افرادي كه مردود مي‌شوند در مقاطع تحصيلي راهنمايي و متوسطه پسران بيش از دختران است، اين تفاوت را احتمالاً به عوامل زير مي‌توان نسبت داد:‌
‌1- تعداد دانش‌آموزان دختر در كلاسها كمتر از پسران است و تراكم دانش‌آموز پسر در كلاسها به‌خصوص در نواحي دور افتاده بيشتر است.

2- دختران اوقات فراغت خود را بيشتر درخانه مي‌گذرانند و فرصت و امكان سرگرمي در بيرون از منزل را كمتر از پسران دارند و بيشتر مطالعه مي‌كنند.
3- معمولا دختران به نمره و قبول شدن بيش از پسران اهميت مي‌دهند و انگيزه قوي‌تر دارند.
4- دختران به حضور در كلاس و يادداشت از مطالب كلاس بيشتر اهميت مي‌دهند.

نقش والدين در موفقيتّ هاي تحصيلي ورفتاري فرزندان

باورهاي والدين، موفقيّت فرزند

سه عامل به عنوان مهمترين عوامل جهت موفقيّت تحصيلي دانش‌آموزان مطرح است که از اين عوامل با نام «باورهاي والدين» يا « اهداف والدين» ياد مي‌کنند:

باور والدين و مشخص کردن نکات مهم و با اهميّت در زندگي و انتقال اين باورها و اعتقادات به کودک، با شيوه‌اي صحيح و منطقي، کودک را در جهت‌گيري‌ها و رفتارهايش ياري مي‌دهد. به‌طور مثال ،اگر تحصيل، موفقيّت تحصيلي و تحصيلات بالاي فرزند براي والدين از اهميّت ويژه‌اي برخوردار است، بايد اين باور به شيوه‌اي درست و منطقي براي کودک شرح داده شود تا کودک بفهمد که براي والدين او، موفقيّت تحصيلي جايگاه ويژه‌اي دارد، تا بر همين اساس گام بردارد.

عقيده و باور والدين درباره هر موضوعي بايد در رفتار خود آنها جلوه‌گر شود. والديني که از دروغگويي بيزارند و دوست ندارند فرزندشان اين خصلت زشت را بياموزد، بايد اين باور را به‌طور عملي نشان بدهند. اگر والدين عقيده دارند که ارتباط و حضور مستمر آنها در مدرسه فرزندشان باعث موفقيّت تحصيلي او مي‌شود، بايد اين عقيده را اجرا کنند. به اين معني که با برقراري ارتباط موثر و مناسب با اولياء مدرسه ي فرزندشان باعث فراهم کردن زمينه مناسب براي موفقيّت فرزندشان شوند. بنابراين باورهاي والدين و انتقال اين باورها با شيوه‌اي درست و منطقي به فرزند، او را در جهت‌گيري‌ها و يافتن مسير صحيح ياري مي‌کند. 

شيوه‌ حضور و مداخله ي والدين

پژوهشگران بر اين باورند که عمده‌ترين دل‌مشغولي والدين، ناتواني آنها در انتخاب بهترين شيوه حمايت از فرزندان به ويژه در زمينه آموزش و پرورش است. از اين رو شايد توجه به اين نکات راهنماي مناسبي براي جهت‌گيري بهتر و موثر‌تر والدين باشد:

الف :حمايت از فرزند بايد در جهت تعليم و تربيت صحيح او باشد. اين حمايت مي‌تواند به شيوه‌هاي مختلف و در هر زمان متناسب با خواست منطقي کودکان ارائه شود.

ب :همگام شدن با مدرسه. به اين معني که به جاي تک روي و بي‌توجّهي به آموزش‌هاي مدرسه بايد با آموزش‌ها همگام شد. اگر به عقيده ي اولياء مدرسه باور نداريد به جاي تک روي و سرپيچي، به مدرسه فرزندتان مراجعه کنيد و با مشورت مشکل را حل کنيد. لجبازي و طفره رفتن، تنها به فرزند شما لطمه وارد مي‌کند.

ج :کودکاني که در منزل از حمايت‌هاي فرهنگي چون مطالعه کتاب، رفتن به سينما، تماشاي فيلم‌هاي مناسب سن و روحيه خود، تفريح، ورزش و سرگرمي مناسب و... برخوردار مي‌شوند، بيش از همسالان خود که چنين حمايتي ندارند، انگيزه ادامه تحصيل داشته و با اشتياق بيشتري درس مي‌خوانند.

د/مشارکت والدين بايد هم‌سو و هم جهت با آموزش‌هاي مدرسه انجام شده و در حقيقت مکمّل آموزش‌هاي مدرسه باشد.

ه:صرف هزينه به هر شکل بايد توجيهي منطقي داشته باشد. اگر توجيهي براي صرف هزينه‌اي پيدا نکرديد، بدانيد که اشتباه کرده‌ايد!

 

 

برنامه‌ريزي، راهي براي رسيدن به هدف

والديني که دوست دارند فرزندشان به شرايط ايده‌آل و آرماني که در ذهن دارند، دست يابند بايد آموزش‌هايي را به ‌صورت عملي و به اين شرح به مرحله اجرا بگذارند:

1-هر روز برنامه‌ريزي کنيد. زمان خواب و استراحت، صرف وعده‌هاي غذايي، انجام تکاليف مدرسه، مطالعه ي آزاد، ورزش و تفريح، کمک کردن به والدين در امور منزل و... بايد به درستي مشخص شده و همه برنامه‌ها طبق برنامه‌ريزي از قبل تعيين شده به اجرا درآيد.

2- کنترل دقيق امّا نامحسوس برنامه‌هاي کودک به ويژه برنامه‌هاي فوق‌برنامه و برنامه‌هايي که در اوقات فراغت کودک انجام شود. تماشاي تلويزيون، پرداختن به برنامه‌هاي غيردرسي و... بايد براساس برنامه‌ريزي صحيح و با محدوديّت زماني مشخصي اجرا شود.

3- وضعيت تحصيلي دانش‌آموز، وضعيت انضباطي و رفتاري او بايد به طور مرتب کنترل شود.

4- مراجعه به مدرسه، بدون اطلاع کودک و گفت‌وگوي دوستانه با اولياء مدرسه بهترين شيوه کنترل نامحسوس شرايط کودک است.

5- با وجود انتظار و توقّع بالاي اکثر والدين از فرزند، بايد اندکي واقع‌بين بود. والدين بايد به خوبي نقاط ضعف و قوّت فرزندشان را بشناسند تا بر همان اساس برنامه‌ريزي کنند، برنامه‌ريزي بايد در جهت رفع نقاط ضعف و قوّت بخشيدن به نقاط قوّت فرزند باشد.

6- تشويق، مهمترين عامل جهت پيشرفت و موفقيت تحصيلي کودکان است. موفقيت‌هاي فرزند‌تان را بزرگ جلوه داده و از آن استقبال کنيد. به او نشان بدهيد که از موفقيت او خوشحال هستيد و دوست داريد همواره به همين ترتيب فعاليت کند.

7- عادت مطالعه، خواندن و نوشتن، گفت‌و گو و تبادل‌نظر دوستانه و... را در خانواده باب کنيد. با گوش کردن به صحبت‌هاي فرزندتان، با مطالعه کتاب و... عادت‌هاي خوب را عملاً به او بياموزيد.

 نقش و جایگاه مدرسه به‌عنوان مهمترین شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقیت دانش‌آموزان انکار ناپذیر و حیاتی است. اما نمی‌توان جایگاه والدین و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقیت کودکان را نیز نادیده گرفت؛ نقشی حیاتی و تأثیر‌گذار که بی‌شک بدون مشارکت والدین بخشی از اهداف آموزشی و پرورشی ناکام مانده و کودکان نیمی از آموزش‌های لا دریافت نمی‌کنند.

چند عامل مشخص که بر پيشرفت تحصيلي فرزند تاثير دارد:

الف-  رشد زبان فرزند با ميزان سخن گويي پدر و مادر با او رابطه دارد: عوامل محيطي گوناگون در سخن گويي و قدرت بيان کودک تأثير دارد.فرزندان خانواده هاي تحصيل کرده و تربيت شده با واژه هاي درست و سخنان شايسته سر و کار دارند و با آنها که از اين نعمت محرومند تفاوت دارند.

ب- مفيد بودن کمک والدين به پيشرفت تحصيلي فرزندان ضعيف خود از نظر درسي : برخي از والدين فرزنداني دارند که از نظر درسي متوسط و يا اندکي ضعيف هستند اگر تلاش و کوشش مستمر ولي اندک درباره اشان بعمل آيد خواهد توانست خود را همسطح ديگر شاگردان کنند ولي بعلت بي سوادي والدين و يا پايين بودن سطح تحصيلات و اطلاعات انها قادر نيستند به فرزندان خويش کمک کنند همچنين براي اينگونه والدين بسي دشوار است که فرزندان خود را از نظر درسي کنترل کنند. اغلب آنها بخود واگذاشته شده و يا در برخي از موارد با حيله هاي والدين خود را در ناداني نسبت به وضع خود نگه مي دارند. بر اين اساس سطح فرهنگي والدين و و استعداد و امکان آنها به پرداخت نسبت به کودک و کنترل سر به هواي آنان در عقب ماندگي درسي مؤثر است.

عوامل موثر در ترک تحصيل دانش آموزان

برترين عوامل مشترک در ترک تحصيل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي  بخصوص در مقطع متوسطه بيانگر اين حقيقت است که فقر مالي و فقر انگيزشي بيشترين نقش را داشته است و همچنين محيط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚

تنبيه و تشويق معلم ‚ سختگيري هاي بيهوده که باعث مي شود انگيزه تحصيلي شاگردان ضعيف شودزمينه هاي ترک تحصيل فراهم مي گردد.

از عوامل ديگر که در موفقيت تحصيلي جوانان و نوجوانان مي توانند تاثير گذار باشندسلامت جسمي و روحي و بهداشتي ‚عوامل ارثي ‚ذهني و هوشي ‚ امکانات آموزشي ‚ اعتماد به نفس و تلاش و پشتکار فردي ‚ تاثير همسالان ‚ اهميت قائل شدن والدين به تحصيل فرزندان مي باشد. در اينجا مهمترين موارد  موثر در افت تحصيلي دانش آموزان بيان شده است.

1)     شرايط اقتصادي

2)     سواد والدين

3)     برخورد معلم

4)     محتواي کتب درسي

5)     شيوه برگزاري امتحانات(شيوه هاي ارزيابي)

6)     عقب ماندگي درسي

7)     نارسايي هاي جسماني

8)     انگيزه

شرايط اقتصادي

ترک تحصيل دانش آموزان با وضعيت اقتصادي جامعه و خانواده در ارتباط مي باشد. عواملي چون پايين بودن در آمد ‚مسکن نا مناسب عدم سرپرستي و حضور پدر و مادر در خانواده‚ کثرت فرزندان و طبقه پايين شغلي والدين بر ترک تحصيل فرزندان تاثير دارد. پس مسلم است که کيفيت آموزش و تربيت در رشد جسماني و قواي دفاعي دانش آموز در خانواده هايي با سطح پايين اقتصادي و فرهنگي جامعه و خانواده اثرات مستقيمي بر عدم پيشرفت فرزندان به جاي مي گذارد. مشکلات والدين در راه کوشش و تلاش براي معاش و گرفتاري هاي بي شمار آنها در اين رابطه معمولا والدين را از اوضاع و احوال فرزندان خود غافل مي نمايد و در حقيقت رابطه صحيحي را لازمه يک زندگي سالم است را مختل مي سازدو اثرات اين نوع زندگي در ظرف چند سال به اعماق نحيف افراد نفوذ مي کند و موجب تخريب نيروهاي بالقوه آنان مي گردد. وقتي فقر در خانواده اي باشد امکان بروز مشکلاتي در رفتار جوانان من جمله دانش آموزان وجود خواهد داشت . علي عليه السلام درباره فقر مي فرمايند﴿فان الفقر منقصه للدين ‚مدهشه للعقل و داعيه للمقت﴾ فقر باعث نقصان دين سراسيمگي عقل و بر انگيختن خشم مي شود و بيکاري ‚ جوانان را به جانب برخي از بزهکاري ها مي کشاند. البته اسلام زمينه اجتماعي را براي تعادل اقتصادي ايجاد مي کند و بر واليان امور فرض مي داند که مبادا فقر آنان را به انحراف بکشاند. پس معلوم مي شود که مهمترين عامل براي رهايي دانش آموزان از تحصيل فقر اقتصادي است.

سواد والدين

يکي از عوامل مهم در پيشرفت يا ترک تحصيل دانش آموزان سواد والدين محسوب مي شود. اگر بچه ها در محيط خانواده احساس پشت گرمي نمايند و هر گاه از نظر درسي مشکلي برايشان پيش آمد مطمئن باشند که اولياي آنها کمک مي کنند در اين صورت با دلگرمي بيشتري درس مي خوانند و دچار عقب ماندگي تحصيلي نخواهند شد. چون تحصيلات والدين تاثير بسزايي در موفقيت تحصيلي فرزندان دارد. تحقيقات متعددي نشان مي دهد که پيشرفت تحصيلي دانش آموزاني که والدين آنها افرادي آگاه و با سواد بوده اند موفقيت تحصيلي آنان بيشتر بوده است. محيط خانواده در پيشرفت تحصيلي نقش مهمي دارد. دانش آموزي که والدين خود را مشغول مطالعه مي بيند خودش نيز تشويق به درس خواندن مي شود و آنها را به عنوان بهترين الگوي همانند سازي تحصيلي انتخاب مي کند. بنابراين کمک و راهنمايي فرزندان توسط والدين امري است ضروري و نمي توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در اين زمينه غافل شد. دانش آموزان اوقات زيادي را در منزل مي گذرانند و تحت تاثير اعمال و رفتار والدين هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمايي در زمينه درس را دارند.

برخورد معلم

پيشرفت تحصيلي دانش آموزان تا حدود زيادي بستگي به شرايط محيطي و نحوه برخورد معلمان و اطرافيان دارد . فضايي که نوجوانان در آن پرورش مي يابند بايد به گونه اي باشد که موجب موفقيت آنها گردد. برخورد معلم بايد منطقي بوده تا دانش آموز را در مسير موفقيت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پيدا کند و از خود انتظار موفقيت داشته باشد زيرا موفقيت هم چون نردباني است که وقتي شروع شد تا آخرين پله ادامه مي دهد.

بنابراين مي توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان ديگر دبيرستان مي تواند موفقيت دانش آموزان را تحت تاثير قرار دهد و از ترک تحصيل جلوگيري کند.

برخورد معلم و اولياي دبيرستان بايد به گونه اي باشد که دانش آموز از طريق دستکاري اشيا ‚آزمايش‚جمع آوري اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهاي گروهي‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه يادگيري بپردازند و بدين وسيله از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري نمايند .

همچنين استفاده از تشويق هاي مادي و غير مادي مفيد است . استفاده بيشتر معلمان از تشويق هاي کلامي و تشويق در جمع در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد و هم باعث جلوگيري از افت تحصيلي دانش آموزان مي شود.

محتواي کتب درسي

عواملي مانند عدم تناسب نيازها و علايق دانش آموزان با محتواي کتب درسي‚عدم هماهنگي اهداف آموزشي با نياز ها و علايق دانش آموزان از عوامل افت تحصيلي مي باشد.اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعا با نياز ها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد باعث مي شود که آنها در تحصيل بهتر کوشش کنندو تحصيلات خود را به پايان برسانند و در نتيجه از ميزان ترک تحصيل کاسته شود.

کتابها و موارد درسي و محتواي دروس مهم ترين راه رسيدن به اهداف آموزشي است .نگاهي اجمالي به کتب درسي نشان مي دهد که غالب کتابها و برنامه هاي آموزشي از نظر کيفي و کمي با توان و و نياز هاي دانش آموزان هماهنگي ندارد .

بين محتواي کتب‚  ساعات تدريس و درک دانش آموزان و مراحل رشد آنها تناسب وجود ندارد.

يکي از مهم ترين و موثر ترين عوامل ترک تحصيل محتواي کتب درسي است و همچنين ارتباط نداشتن محتوي دروس با نياز هاي دانش آموزان‚ ارتباط نداشتن محتوي دروس با آموخته هاي قبلي دانش آموزان ‚حجيم بودن محتواي کتب درسي با توجه به مقدار زماني که براي يادگيري فرصت دارند‚ ارتباط نداشتن محتواي دروس با نياز هاي حال و آينده جامعه‚ روان نبودن و جذاب نبودن و قابل درک و فهم نبودن مطالب درس‚  عدم ايجاد تفکر و عدم ايجاد روابط اجتماعي مطلوب در دانش آموزان نيز از ديگر عوامل مرتبط مي باشد .

شيوه برگزاري امتحانات(شيوه ارزيابي)

هدف عمده در مدرسه پيش بردن يادگيري دانش آموزان است . تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد . زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است که ميزان فعاليتهاي مدرسه را روشن مي کند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد ‚اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد و به عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز  موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود.

بوسيله ارزيابي و امتحان است که معلم مي تواند اثر کوششهاي خود را بفهمد  و يا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدفهاي مورد نظر کمک کند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است.چنانچه امتحان به جاي اينکه يک وسيله باشد ‚يک هدف اصلي به شمار آيد و اين بر کل فرايند آموزشي اثرات سو مي گذارد و هدفهاي حقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد.در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريس و يادگيري تاثير گذاشته و دانش آموزان فقط براي کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعاليت مي کنند .

دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ کردن مطالب مي پردازند و در نتيجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجب خستگي آنها از درس و معلم مي شود.

همه اين موارد منجر به عدم پيشرفت و افزايش ميزان افت تحصيلي و در نهايت ترک تحصيل دانش آموزان مي گردد. استفاده از شيوه هاي صحيح امتحان يا ارزيابي پيشرفت تحصيلي ‚نه تنها معلم را قادر مي سازد که دانش آموزان خود را در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش راهنمايي کند بلکه بر اساس ارزيابي مداوم مي تواند روش تدريس را نيز ارزيابي کند.به اين ترتيب مي تواند از ترک تحصيل دانش آموزان جلوگيري کند.

بنابراين امتحان وسيله اي نيست که تنها در پايان مراحل تحصيل و براي انتخاب افراد مستعد و شايسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان بايد به طور مداوم و در جريان تدريس باشد و در موقعيت هاي مختلف انجام گيرد.

 

 

عقب ماندگي درسي

برخي از دانش آموزان عقب ماندگيشان ناشي از افت هوشي و نارسايي ذهني نيست بلکه صرفا ناشي از تن پروري يا بيکارگي است . يعني عقب ماندگي درسي ناشي از تنبلي .

گاهي عقب ماندگي ناشي از تن پروري و تنبلي است بدين معني که کودکان وقت و تلاش خود را مصروف کار و تحصيل نمي کنند و مانند ديگر دانش آموزان درس نمي خوانند و يا عوامل ديگر مانند وجود نارسايي هاي عضوي ‚ چون ضعف در بينايي و در شنوايي عدم قدرت بيان ‚اختلال در رفتار ‚ حالت گيجي و ماتي و گم کردن دست و پاي خود در حين پاسخ به سوالات معلم است.

 

نارسايي هاي جسمي

دانش آموزاني که داراي بنيه ضعيفي هستند و از سلامت عمومي کامل برخوردار نيستند نمي توانند به اندازه کافي کوشش و فعاليت داشته باشندوجود ضعف در بينايي و شنوايي نيز باعث عقب ماندگي و افت تحصيلي مي شود.اين نوع دانش آموزان به علت خوب درک نکردن درسها افت تحصيلي پيدا مي کنند . ناراحتي هاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هايي حتي حرکتي در جاي خود باعث افت تحصيلي دانش آموز خواهد بود.

انگيزه  

به حرکت هاي دروني فرد که موجب هدايت رفتار او به سوي نوعي هدف است انگيزه گفته مي شود. محققان يکي از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت مي دانند.براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرد احساس نياز کند.وقتي دانش آموزان در اثر شکست در دل تازه نسبت به آن نگرشي منفي پيدا مي کنند ‚بايد به او کمک کرد در درس تازه موفقيت کسب کند در نتيجه به تصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد‚ زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود.و بايد شرايطي را فراهم کرد که دانش آموزاموفقيت خود را احساس مي کند زيرا هيچ چيز مانند خود موفقيت به آن کمک نمي کند.معلمان تکاليف يکنواخت ارائه ندهند‚ به عبارت ديگر از خاصيت برانگيختگي مطالب مختلف استفاده کنند.

 

 

 

عوامل تاثیر گذار در افت تحصیلی

بررسی ارتقای کیفیت آموزشی و جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان سواد والدین

 همان طور که گفتیم یکی از عوامل مهم در پیشرفت یا ترک تحصیل دانش آموزان سواد والدین محسوب می شود. اگر بچه ها در محیط خانواده احساس پشت گرمی نمایند و هر گاه از نظر درسی مشکلی برایشان پیش آمد مطمئن باشند که اولیای آنها کمک می کنند در این صورت با دلگرمی بیشتری درس می خوانند و دچار عقب ماندگی تحصیلی نخواهند شد. چون تحصیلات والدین تاثیر بسزایی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد. تحقیقات متعددی نشان می دهد که پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و با سواد بوده اند موفقیت تحصیلی آنان بیشتر بوده است. محیط خانواده در پیشرفت تحصیلی نقش مهمی دارد. دانش آموزی که والدین خود را مشغول مطالعه می بیند خودش نیز تشویق به درس خواندن می شود و آنها را به عنوان بهترین الگوی همانند سازی تحصیلی انتخاب می کند. بنابراین کمک و راهنمایی فرزندان توسط والدین امری است ضروری و نمی توان کار آموزش را تنها به مدرسه محول ساخت و از نقش خانواده در این زمینه غافل شد. دانش آموزان اوقات زیادی را در منزل می گذرانند و تحت تاثیر اعمال و رفتار والدین هستند و از آنها انتظار کمک و راهنمایی در زمینه درس را دارند.

تحقيق انجام شده پيرامون ميزان تأثير سطح سواد والدين با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نشان مي دهد که سطح سواد پدر با موفقيت و عدم موفقيت دانش آموزان اثر قطعي دارد و سطح سواد مادر نيز در اين موفقيت يا شکست بي تأثير نيست. ميزان سطح سواد والدين بر موفقيت دانش اموزان تأثير چشمگيري دارد و همچنين در اين تحقيق اثر قطعي تأثير سطح سواد والدين بر پيشرفت تحصيلي ، افت تحصيلي ، مشکلات رفتاري و مشکلات تحصيلي دانش آموزان مسجّل است و ميزان سطح سواد والدين با پيشرفت تحصيل دانش آموزان ارتباط مستقيم و مثبت دارد .

راههاي جلوگيري از افت تحصيلي
1- روش‌هاي موثر تدريس عرضه و برنامه‌هاي آموزشي به صورتي طرح‌ريزي شود كه با استعداد و توان دانش‌آموزان در سطوح مختلف تناسب داشته باشد.
2- معلمان بايد نسبت به راههايي كه بدان طريق رفتار تحصيلي دانش‌آموزان را توجيه مي‌كنند، آگاه باشند. اين آگاهي احتمالاً آنان را در تصميم گيريها به جهتي سوق مي‌دهد كه ميزان انگيزش تحصيلي را در دانش‌آموزان به حد بالايي برساند.‌
‌3-به اوضاع اقتصادي معلمان رسيدگي شود تا شايستگان جذب آموزش و پرورش شوند نه اينكه آخرين شغل داوطلبان كنكور، بناچار معلمي باشد.
4- كلاس‌هاي آموزشي ضمن خدمت تخصصي و دانش‌افزايي براي ارتقاي دانش و آموزش روش‌هاي نو در تعليم و تربيت برگزار شود.
5-ايجاد كلاس‌هاي تطبيقي، كه هدف از تاسيس اين كلاس‌ها جلوگيري از انتقال دانش‌آموزان عقب‌مانده تحصيلي به مراكز كودكان استثنايي بوده است. كودكاني كه عقب‌ماندگي تحصيلي آنها، نه ناشي از كمبودهاي ذهني، بلكه مشكل از يادگيري، اختلالات كلامي، نورولوژيك، ضعف بينايي يا شنوايي است و اگر تحت حمايت قرار نگيرند از نظر درسي موفق نخواهند بود. لازمه اين نوع آموزش اصلاحي اين است كه معلم تطبيقي توانايي شناخت فرايند يادگيري و مشكلات خاص دانش‌آموز را داشته باشد و به محتواي برنامه‌هاي درسي هر پايه تسلط داشته و از عهده تدريس هر كلاس برآيد.
6- وسايل و لوازم آموزش در سطح گسترده و به صورت كارآمد، به منظور بالابردن ميزان كميت و كيفيت يادگيري دانش‌آموزان به كار گرفته شود.
7-بايد اوقات فراغت دانش‌آموزان در طول سال تحصيلي از طريق گسترش و توسعه امكانات فرهنگي و هنري، ورزشي و تفريحي پربار تقويت شود وبه برقراري ارتباط صحيح با والدين دانش‌آموزان از طريق برگزاري جلسات منظم انجمن هاي اوليا و مربيان تاكيد گردد.
8-از روان‌شناسان و جامعه شناسان به عنوان مشاور و مددكار در مدارس استفاده شود.
9- آموزش خانواده كه براساس نياز و تقاضاي روزافزون آنها براي كسب اطلاعات در موردرشد و نياز كودكان است، استفاده بهينه به عمل آيد.
10- اقدام‌هاي انگيزشي و مادي شامل تغذيه رايگان، استفاده از لباس و لوازم‌التحرير رايگان به ويژه براي دختران مناطقي است كه حضور آنان در مدرسه نسبت به پسران كمتر است.
11-تشكيل كلاسهاي جبراني، يعني اينكه كلاس‌هاي جبراني با معلمان مجرب در ايام تعطيلات همراه با برنامه‌هاي متنوع براي دانش‌آموزاني كه ضعف تحصيلي دارند.
12-ايجاد انگيزه براي دانش‌آموزان با حمايت مطبوعات، صدا و سيما، رسانه‌ها و... در طول سال.

والدين با سواد تحصيل کرده به عنوان راهنما مي توانند کمک مؤثري در رفع مشکلات درسي فرزندان خود داشته باشند. والدين تحصيل کرده احتمالاً بيش از پدران و مادران کم سواد يا بي سواد که ارزش و اهميت تحصيلات واقفند از همين رو علاقه مندي و پيگيري جدي تري در زمينه تحصيلي فرزندان خود نشان مي دهند. والدين تحصيلکرده و با سواد در صورت فراهم بودن امکانات و شايط از انگيزه بيشتري در فراهم آوردن امکانات مادي و وسائل آموزشي و کمک آموزشي براي فرزندان خود برخوردارند. بين ميزان تحصيلات والدين و پيشرفت تحصيلي فرزندان رابطه معني داري وجود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

 

 

 

 

 یافته های عمده ی تحقیق:

برطبق بررسی های انجام شده از پرسش نامه ها، نظرات دانش آموزان مبنی بر عوامل بروز ناهنجاری رفتاری آنان به شرح ذیل عنوان گردیده است:

عدم تربیت صحیح والدین ـ برخورد بد اولیا ـ تنبیه بدنی توسط والدین ـ سرزنش و سرکوب از طرف اولیا ـ ترس از پدر و مادر ـ سخت گیری بیش از حد والدین ـ دعوا در خانواده ـ عدم آرامش در خانواده ـ خانواده های پر جمعیت ـ والدین معتاد ـ طلاق و جدایی پدر و مادر ـ فوت پدر و یا مادر ـ بیکار ی والدین ـ بی توجهی به فرزندان ـ به تفریح نبردن فرزندان ـ سفرهای طولانی پدر و مادر ـ داشتن ناپدری یا نامادری ـ سادیسم در خانه ـ کمبود محبت ـ حسرت خوردن و حسادت نسبت به برادر و خواهر ـ اضطراب ـ انزوا و گوشه گیری ـ محبت زیاد پدر و مادر و لوس شدن فرزند و زیاد بها دادن ـ بی سوادی والدین ـ فقر و بدبختی و گرسنگی ـ عقده های دوران کودکی ـ عدم جذابیت درس ها ـ عدم انگیزه و اشتیاق درس خواندن ـ تنفر از درس و مدرسه ـ تنبیه کردن توسط معلمان ـ شوخی کردن معلمان با دانش آموزان ـ اعتیاد برخي از دانش آموزان ـ زورگویی و زورگیری برخي از دانش آموزان ـ فرار از خانه و مدرسه ـ دعوا با هم کلاسی ها ـ غیبت های مکرر ـ حضور کودکانی که مشکل روحی و جسمی دارند در مدارس عادی ـ جلب توجه دیگران شهرت و معروف شدن ـ تفریح و بازی گوشی و شوخی و شاد کردن خود و دیگران که احتمال آسیب رساندن به دیگران نیز وجود دارد ـ عصبانیت از درس و معلم ـ افسردگی ـ نمایش فیلم های خشن و عکس های بد در گوشی تلفن همراه و نشان دادن به همدیگر ـ دوستی با افراد ناباب ـ استفاده از کامپیوتر و پلی استیشن ـ فساد اخلاقی پدر یا مادر ـ مشکلات روحی و روانی والدین ـ وضعیت مالی و اقتصادی بد خانواده.

بحث و نتیجه گیری:

تحصیلات والدین، سرآغاز و زیربنای پیشرفت جریان زندگی خانواده و جامعه است. اهمیت تحصیلات، صاحب نظران تعلیم و تربیت را به تلاش برای کشف مهم ترین عوامل مؤثر در پیشرفت و یا اُفت  وضعیت رفتاری و درسی، وادار نموده است. با توجه به نتایج حاصله از پژوهش حاضر و پاسخ های دانش آموزان می توان گفت:

تحصیلات والدین در برقراری عدالت و دوری از تبعیض و اختلاف ناعادلانه و ناروا بین کودکان و ایجاد نزدیکی و صمیمیت واقعی و تعامل و گرمی روابط بین اعضا خانواده، بسیار مؤثر و سازنده و سرنوشت ساز است.

به طور کلی، نقش تحصیلات والدین، در تربیت فرزندان و جلوگیری از بروز ناهنجاری ها و بزه کاری ها، رعایت نظم و انضباط در خانه و مدرسه و جامعه، رشد شخصیت و اعتماد به نفس و عزت نفس و دوری از لغزش ها، داشتن هدف در زندگی، توانایی در برقراری روابط محبت آمیز و برخورد خوب و مؤدبانه با دوستان و همکلاسی ها و معلمان، پرورش احساس مسئولیت در برابر خانواده و جامعه، رعایت بهداشت فردی و نظافت عمومی، نگهداری و حفظ منابع طبیعی و اموال عمومی و ... بسیار حساس و مهم است.

والدین می توانند، بدین وسیله، سرمشق و الگو و نمونه ی شایسته ای برای فرزندان خود باشند.

منابع در بايگاني نشريه موجود است. سواد و تحصیلات خانواده یکی از عوامل مهم پیشرفت بشر در جهان امروز است. پیشرفت تکنولوژی، صنعت، بهداشت و علوم مختلف مدیون این عامل مهم است.

بی سوادی در تمام ابعاد زندگی انسان می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد، مخصوصاً در بهداشت، رشد اقتصادی، رشد فرهنگی، رشد و تربیت فرزندان، بی نظمی و ناهنجاری کودکان، رشد اشتغال و غیره مطالعات نشان داده است که هرچه آسیب های روانی بیشتر باشد،  موقعیت اجتماعی شخص را پایین تر می آورد و  عواملی چون فقر، بی کاری، تعداد فرزندان، اعتیاد، طلاق و ... که همه موجب پایین آمدن موقعیت اجتماعی و فرهنگی شخص می شود و آشفتگی ها یا آسیب های روانی را به وجود می آورد معمولاً افرادی که در سطح پایین اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زندگی می کنند، سطح تحصیلات کمتری نسبت به افراد همسال خود دارند و میزان تحصیلات در این خانواده ها به شدت اُفت پیدا می کند.

در حقیقت در برخي از این خانواده ها، سواد مقوله ی بیگانه ای است.

تأثیر عمیقی که این موقعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی پایین، بر روی افراد خانواده و جامعه برجا می گذارد، موجب بی نظمی و آشفتگی روانی می گردد، البته این آشفتگی روانی را در طبقات مختلف جامعه می توان دید.

شیوه های انحرافی ـ ایجاد علایم روانی بیماری ـ اقدام به خودکشی ـ بستری شدن ـ قطع ارتباط با واقعیت، در طبقات پایین اجتماع، بیشتر دیده می شود.

مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، به عنوان پیش فرض این مشکل مطرح است و در واقع هدف بررسی اثرات اقتصادی ـ اجتماعی این مسئله به عنوان یک متغیر مهم بر وضعیت روانی است. در این جا سواد و تحصیلات را به عنوان یک متغیر ملاک، لحاظ نموده که قابل سنجش بیشتری است.

به طور کل خلاصه نتايج به شرح زير است:

1- دانش آموزاني که والدين آنها از سطح سواد بالايي برخوردارند از پيشرفت تحصيلي بيشتري برخوردارند.

2- دانش آموزاني که والدين آنها از سطح سواد پاييني برخوردارند از پيشرفت تحصيلي کمتري برخوردارند.

3- دانش آموزاني که والدين آنها از سطح سواد بالاتري برخوردارند مشکلات تحصيلي کمتري دارند

4- دانش آموزاني که والدين آنها از سطح سواد بالاتري برخوردارند مشکلات رفتاري کمتري دارند.

5- دانش آموزاني که والدين آنها از سطح سواد پاييني برخودارند افت تحصيلي بيشتري دارند.

منابع:
1- افروز غلامعلي - مباني روانشناختي افت تحصيلي - انتشارات مدرسه - 1386
2- بيابانگرد، اسماعيل - افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش - فصلنامه تعليم و تربيت - سال دوم، شماره 8و 7، 65‌
‌3- حيدري، اكرم - بلوغ، مشكلات رواني نوجوان وجوان، افت تحصيلي - نشر گستر تهران - 1385
4- شكاري، عباس - مسائل آموزش و پرورش و راهكارهاي آن - نشر عابد تهران - چاپ اول - 1386
5- هالت، جان - زمينه يا بر شكست تحصيلي - ترجمه دكتر مهشيد فروغان - انتشارات قطره - چاپ سوم - 1387

6- اینتر نت                                       

                                                                                                        www.tebyan.net       

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در پنجشنبه بیستم اسفند 1388 و ساعت 17:5 |


Powered By
BLOGFA.COM