+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:31 |
در دنیایی زندگی می‏کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقیقت این خود انسان‏ها هستند که می‏توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.

در ادامه مطلب



:: تغییر نگرش

این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمی‏خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏تر خواهید بود.

:: یک لبخند بزرگ به زندگی


یک لبخند بزرگ می‏تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‏شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‏های روزمره ایجاد می‏کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‏توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‏کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‏گیرند.

:: مراقب تنبلی فکرتان باشید

این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‏خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‏کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‏ای شده‏اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‏های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‏های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.

:: نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید


همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‏های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‏خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‏اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‏توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‏های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.

:: و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید


حتی اگر در بدترین مخمصه‏ها نیز گیر کرده‏اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‏آید که امید خود را همواره حفظ می‏کنند.
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:29 |
در دنیایی زندگی می‏کنیم که مملو از نامرادی ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقیقت این خود انسان‏ها هستند که می‏توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.

در ادامه مطلب



:: تغییر نگرش

این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمی‏خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏تر خواهید بود.

:: یک لبخند بزرگ به زندگی


یک لبخند بزرگ می‏تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‏شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‏های روزمره ایجاد می‏کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‏توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‏کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‏گیرند.

:: مراقب تنبلی فکرتان باشید

این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‏خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‏کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‏ای شده‏اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‏های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‏های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.

:: نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید


همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‏های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‏خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‏اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‏توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‏های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.

:: و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید


حتی اگر در بدترین مخمصه‏ها نیز گیر کرده‏اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‏آید که امید خود را همواره حفظ می‏کنند.
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:28 |
)
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:24 |

رفتار شهروندی‌

رفتار شهروندی‌ سازمانی

  

 

چكيده

در اين مقاله تلاش شده است تا به يکي از مفاهيم نسبتاً جديد رفتار سازماني يعني رفتار شهروندي سازماني‌با يک ديد جامع، نگريسته شود. به همين خاطر شش متغير مرتبط با رفتار شهروندي و چگونگي رابطه آنها با رفتار شهروندي مورد بررسي قرار گرفته است . براين اساس ابتدا تعريفي از رفتار شهروندي ارائه و سپس ابعاد اين متغير نيز مشخص شده است. در مرحله بعد سياستها و اقدامات سازماني که مي‌تواند در افزايش اين رفتار در سازمان موثر باشد، مطرح شده است.

 

مقدمه  
در نظام بوروکراتيک تمام تلاش مديران در جهت کسب کارايي بيشتر با حفظ سلسله مراتب هرمي سازمان بوده است. به همين جهت مناسبات‌سطحي و غيرقابل اطمينان بين افراد وجود دارد. اما در نظام ارزشي انساني و دمکراتيک مناسباتي درست و قابل اطمينان در ميان مردم به وجود مي‌آيد. در چنين محيطي به سازمان و اعضاي آن فرصت داده مي‌‌شود که تا حد توان پيش روند. بر اين اساس توجه به شهروندان در نظام ارزشي دمکراتيک رو به افزايش است. اکنون که اهميت شهروندان به عنوان يکي از منابع بسيار مهم سازمان درک شده است، رفتار آنها هم مي‌‌تواند بسيار با اهميت تلقي شود و از اين روست که محققان زيادي به تجزيه و تحليل رفتار شهروندي پرداخته‌اند. به طور کلي رفتار شهروندي يک نوع رفتار ارزشمند و مفيد است که افراد آن را به صورت دلخواه و داوطلبانه از خود بروز مي‌‌دهند. به اين ترتيب مطالعه و بررسي اينگونه رفتار افراد در سازمان که به رفتار شهروندي سازماني شهرت يافته است، بسيار مهم و ضروري به نظر مي‌‌رسد و اين مقاله قصد دارد به همين امر بپردازد.

 

رفتار شهروندي سازماني چيست؟ 
مفهوم رفتار شهروندي سازماني OCB=(ORGANIZATIONAL CITIZENSHIP BEHAVIOR) اولين بار توسط باتمان و ارگان در اوايل دهه‌ 1980 ميلادي به دنياي علم ارائه شد. تحقيقات اوليه‌اي که در زمينه رفتار شهروندي سازماني انجام گرفت بيشتر براي شناسايي مسئوليتها و يا رفتارهايي بود که کارکنان در سازمان داشتند، اما اغلب ناديده گرفته مي‌‌شد. اين رفتارها با وجود اينکه در ارزيابيهاي سنتي عملکرد شغلي به طور ناقص اندازه گيري مي‌‌شدند و يا حتي گاهي اوقات مورد غفلت قرار مي‌‌گرفتند، اما در بهبود اثربخشي سازماني مؤثر بودند.(بينستوك و همكاران، 2003 ؛360) 

اين اعمال که در محل کار اتفاق مي‌‌افتند را اينگونه تعريف مي‌‌کنند: 
«مجموعه اي از رفتارهاي داوطلبانه و اختياري که بخشي از وظايف رسمي فرد نيستند، اما با اين وجود توسط وي انجام و باعث بهبود مؤثر وظايف و نقشهاي سازمان‌مي‌‌شوند.» ( اپل بام و همكاران،2004 ؛19) به عنوان مثال يک کارگر ممکن است نيازي به اضافه کاري و تا دير وقت در محل کار ماندن نداشته باشد، اما با وجود اين براي بهبود امور جاري و تسهيل شد جريان کاري سازمان، بيشتر از ساعت کاري رسمي خود در سازمان مي‌‌ماند و به ديگران کمک مي‌‌کند. (کروپانزانوو بيرن،2000 ؛7) 

ارگان همچنين معتقد است كه رفتار شهروندي سازماني، رفتاري فردي و داوطلبانه است كه مستقيماً به وسيله سيستم هاي رسمي پاداش در سازمان طراحي نشده است، اما با اين وجود باعث ارتقاي اثر بخشي و كارايي عملكرد سازمان مي شود.(كوهن و كول،2004؛386)  

اين تعريف بر سه ويژگي اصلي رفتار شهروندي تاكيد دارد: اول اينكه اين رفتار بايد داوطلبانه باشد يعني نه يك وظيفه از پيش تعيين شده ونه بخشي از وظايف رسمي فرد است. دوم اينكه مزاياي اين رفتار، جنبه سازماني دارد و ويژگي سوم اين است كه رفتار شهروندي سازماني ماهيتي چندوجهي دارد.  
بااين تعاريف، از انسان به عنوان شهروند سازماني انتظار مي‌‌رود بيش از الزامات نقش خود و فراتر از وظايف رسمي، در خدمت اهداف سازمان فعاليت کند. به عبارت ديگر ساختار رفتار شهروندي سازماني به دنبال شناسايي، اداره و ارزيابي رفتارهاي فرانقش کارکناني است که در سازمان فعاليت مي‌‌کنند و در اثر اين رفتارهاي آنان اثربخشي سازماني بهبود مي‌‌يابد. (بينستوک و همکاران، 2003 ؛361) 

 

انواع رفتار شهروندي در سازمان  
گراهام (1991) معتقد است که رفتارهاي شهروندي در سازمان سه نوع‌اند: (بينستوک و همکاران، 2003 ؛361) 
1. اطاعت سازماني : اين واژه توصيف کننده رفتارهايي است که ضرورت و مطلوبيتشان شناسايي و در ساختار معقولي از نظم و مقررات پذيرفته شده‌اند. شاخصهاي اطاعت سازماني رفتارهايي نظير احترام به قوانين سازماني، انجام وظايف به طور کامل و انجام دادن مسئوليتها با توجه به منابع سازماني است. 
2. وفاداري سازماني : اين وفاداري به سازمان از وفاداري به خود، ساير افراد و واحدها و بخشهاي سازماني متفاوت است و بيان کننده ميزان فداکاري کارکنان در راه منافع سازماني و حمايت و دفاع از سازمان است. 
3. مشارکت سازماني : اين واژه با درگير بودن در اداره سازمان ظهور مي‌‌يابد که از آن جمله مي‌‌توان به حضور در جلسات، به اشتراک گذاشتن عقايد خود با ديگران و آگاهي به مسائل جاري سازمان، اشاره کرد. 


گراهام با انجام اين دسته بندي از رفتار شهروندي، معتقد است که اين رفتارها مستقيماً تحت تأثير حقوقي قرار دارد که از طرف سازمان به فرد داده مي‌‌شود. در اين چارچوب حقوق شهروندي سازماني شامل عدالت استخدامي، ارزيابي و رسيدگي به شکايات کارکنان است. بر اين اساس وقتي که کارکنان مي‌‌بينند که داراي حقوق شهروندي سازماني هستند به احتمال بسيار زياد از خود، رفتار شهروندي (از نوع اطاعت) نشان مي‌‌دهند. در بعد ديگرحقوقي يعني تاثير حقوق اجتماعي سازمان - که دربرگيرنده رفتارهاي منصفانه با کارکنان نظير افزايش حقوق و مزايا و موقعيتهاي اجتماعي است - بر رفتار کارکنان نيز قضيه به همين صورت است. کارکنان وقتي مي‌‌بينند که داراي حقوق اجتماعي سازماني هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندي (از نوع وفاداري) از خود بروز مي‌‌دهند و سرانجام وقتي که کارکنان مي‌‌بينند به حقوق سياسي آنها در سازمان احترام گذاشته مي‌‌شود و به آنها حق مشارکت و تصميم گيري در حوزه‌هاي سياست گذاري سازمان داده مي‌‌شود، باز هم رفتار شهروندي (از نوع مشارکت) از خود نشان مي‌‌دهند.

 

ابعاد رفتار شهروندي 
ارگان پنج بعد رفتار شهروندي را اينگونه ‌بيان ‌مي‌‌دارد: (اپل‌بام ‌و همکاران، 2004 ؛19) 

·                                 وظيفه شناسي  

·                                نوع دوستي 

·                                فضيلت شهروندي 

·                                جوانمردي 

·                                احترام و تکريم 


بُعد وظيفه شناسي نمونه‌هاي مختلفي را در برمي‌گيرد ودر آن اعضاي سازمان رفتارهاي خاصي را انجام مي دهند که فراتر از حداقل سطح وظيفه‌اي مورد نياز براي انجام آن کار است. (‌ارگان، 1988؛9‌) 


ارگان همچنين معتقد است افرادي که داراي رفتار شهروندي مترقي هستند در بدترين شرايط و حتي در حالت بيماري و ناتواني هم به کار ادامه مي‌‌دهند، که اين نشاندهنده وظيفه شناسي بالاي آنهاست. 


دومين بُعد رفتار شهروندي يعني نوع دوستي به رفتارهاي مفيد و سودبخشي از قبيل ايجاد صميميت، همدلي و دلسوزي ميان همکاران اشاره دارد که خواه به شکل مستقيم و يا غيرمستقيم به کارکناني که داراي مشکلات کاري هستند کمک مي‌‌کند. البته برخي از صاحب نظرانِ رفتار شهروندي مانند پودساکف، ابعاد نوع دوستي و وظيفه شناسي را در يک طبقه قرار مي‌دهند و از آنها به عنوان «رفتارهاي کمکي» نام مي برند. 


بعد سوم رفتار شهروندي که فضيلت مدني نام دارد، شامل رفتارهايي از قبيل حضور در فعاليتهاي فوق برنامه و اضافي، آن هم زماني که اين حضور لازم نباشد، حمايت از توسعه و تغييرات ارائه شده توسط مديران سازمان و تمايل به مطالعه کتاب، مجلات و افزايش اطلاعات عمومي و اهميت دادن به نصب پوستر و اطلاعيه در سازمان براي آگاهي ديگران، مي‌‌شود. براين اساس گراهام معتقد است که يک شهروند سازماني خوب نه تنها بايد از مباحث روز سازمان آگاه باشد بلکه بايد درباره آنها اظهار نظر کند و در حل آنها نيز مشارکت فعالانه داشته باشد.( ارگان، 1988؛12 ) 


جوانمردي يا تحمل پذيري چهارمين بُعد رفتار شهروندي است که به شکيبايي در برابر موقعيتهاي مطلوب و مساعد، بدون اعتراض، نارضايتي و گلايه‌مندي، اشاره مي‌‌کند. 


و آخرين بعد رفتار شهروندي سازمان احترام و تکريم است. اين بعد بيان کننده نحوه رفتار افراد با همکاران، سرپرستان و مخاطبان سازمان است. افرادي که در سازمان با احترام و تکريم با ديگران رفتار مي‌‌کنند داراي رفتار شهروندي مترقي هستند.  


ارگان بعد از برشمردن اين ابعاد، يادآوري مي‌‌کند که هر پنج بعد رفتار شهروندي ممکن است همزمان ظهور پيدا نکنند، مثلاً افرادي که ما فکر مي‌‌کنيم داراي بعد وظيفه شناسي هستند ممکن است هميشه نوع دوست و فداکار نباشند و يا اينکه برخي از اين ابعاد، مانندنوع دوستي و وظيفه شناسي تاکتيکي براي تحت فشار قرار دادن مديران سازمان باشد . يعني کارکنان سعي مي کنند تا با انجام اين اعمال بر روند تصميم‌گيري مديران سازمان براي ارتقا و يا اعطاي پاداش به آنها ، تاثير گذارند. در اين حالت کارکنان سازمان از« سرباز خوب» بودن به « هنر پيشه خوب» براي سازمان تبديل مي‌شوند. ( کاسترو، آرماريو و رويز،2004؛30 )

 

سياستهاي تشويق رفتار شهروندي  
تقويت رفتار شهروندي، مانند هر رفتار ديگري که از افراد سر مي‌‌زند، نياز به ترغيب و تشويق دارد. يکي از مواردي که مي‌‌تواند در اين زمينه تأثيرگذار باشد سياستها و اقدامات سازماني است. مديران سازماني بايد با وضع سياستها و راهبردهاي مناسب، در جهت شکوفاتر شدن رفتارهاي شهروندي در سازمان تلاش کنند. در همين راستا مي‌‌توان چند مورد از اين اقدامات را نام برد که براي ارتقا و ترغيب رفتار شهروندي مناسباند.

 

1. گزينش واستخدام 
برخي از محققان معتقدند افرادي که علائم شهروندي خوبي را در حوزه زندگي شخصيشان بروز مي‌‌دهند به همان ميزان تمايل دارند تا شهروندان سازماني خوبي باشند. بر اين اساس سازمانها بايد فرايندهاي جذب و استخدام نيروي خود را طوري طراحي کنند که افرادي با رفتار شهروندي مترقي جذب سازمان شوند. از ميان ابزارهاي انتخاب و گزينش کارکنان که ممکن است براي شناسايي شهروندان خوب سازماني مورد استفاده قرار گيرند، مصاحبه‌ها بهتر از بقيه ابزارها هستند. در انجام مصاحبه‌ها بايد بيشتر بر روي رفتارهاي همکارانه و گروهي تأکيد کرد تا احتمال انتخاب کارکناني که براي بروز رفتار شهروندي مستعدترند، بيشتر شود. البته در فرايندهاي گزينش و استخدام افراد، سازمانها بايد به اين نکته مهم توجه داشته باشند که رفتارهاي شهروندي نبايد جايگزين عملکردهاي سنتي شغل شوند. بر اين اساس ويژگيهايي که به طور سنتي براي انجام يک شغل لازم است نبايد به خاطر يک شهروند خوب بودن، ناديده گرفته شود.

 

2. آموزش و توسعه 
برخي از سازمانه‌ا ممکن است به تنهايي به شناسايي شهروندان خوب و افرادي با رفتارهاي شهروندي بالقوه، قادر نباشند و نتوانند به مقدار مورد نياز، اين افراد را جذب و استخدام کنند. اما آنها مي‌‌توانند با اجراي طرحهاي آموزشي براي کارکنان فعلي سازمان، به ايجاد رفتارهاي شهروندي مفيد و سازنده بپردازند. استفاده از برنامه‌هاي آموزشي موجب تسهيل کمکهاي بين فردي در ميان کارکنان مي‌‌شود. البته براي توسعه مهارتهاي کارکنان، مي‌‌توان از برنامه‌هاي آموزش مياني و چرخش شغلي نيز استفاده کرد. يکي ديگر از روشهاي اجراي برنامه‌هاي آموزشي، برنامه‌هاي توسعه است که مستقيماً با ايجاد رفتار شهروندي ارتباط دارد. مطالعات و بررسي‌ها نشان مي‌‌دهد که آموزش سرپرستان بر پايه اصول عدالت سازماني با افزايش رفتار شهروندي در ميان زيردستان مرتبط است. به عبارت ديگر کارکناني که سرپرستانشان دوره‌هاي آموزشي عدالت را طي کرده باشند، نسبت به ساير کارکنان، بيشتر تمايل به بروز رفتارهاي شهروندي از خود نشان مي‌‌دهند.

 

3. ارزيابي عملکرد و جبران خدمات 
سازمانها مي‌‌توانند با ايجاد سيستم‌هايي منظم و منطقي براي ارائه پاداش به کارکنان تا حد زيادي ايجاد رفتار شهروندي را تسهيل کنند. تحقيقات گذشته نشاندهنده اين مطلب است که افراد در کارهايي که احتمال دريافت پاداش وجود دارد بيشتر مشارکت مي‌‌کنند. به همين خاطر توجه به سيستم‌هاي پاداش مؤثر و اقتضايي توسط سازمان در شکلدهي شهروندان خوب بسيار تأثيرگذار خواهد بود. بر اين اساس اکثر سازمانها براي تشويق رفتار شهروندي، پاداشهاي سالانه را به کارکناني مي‌‌دهند که تا حدي به انجام رفتارهاي فرانقش، تمايل داشته باشند نه افرادي که فقط داراي ويژگيهاي مثبت فردي هستند.باوجود اهميت اين موضوع در مباحث رفتار شهروندي، امروزه ارائه پاداش از طرف سازمان به کارکناني که مستقيماً درگير انجام رفتارهاي شهروندي هستند به طور بالقوه‌اي کاهش داشته و جهت‌گيري بيشتر پاداشها به طرف کارها و وظايف رسمي است. برخي از محققان دليل اين امر را اينگونه بيان مي‌‌کنند که توجه بيش از حد به انجام رفتارهاي فرانقش توسط کارکنان، براي گرفتن پاداش، موجب غفلت و کوتاهي از انجام وظايف رسمي سازماني مي‌‌شود و کارکنان سازمان به جاي انجام وظايف مربوط به خود به کارهايي فراتر از نقش خود مي‌‌پردازند؛ در حالي که هدف از تشويق رفتار شهروندي، ترويج رفتارهاي همکارانه در کنار وظايف رسمي سازماني است. در هر صورت سازمانها بايد بدانند که براي تشويق و ترغيب رفتار شهروندي بايد جهت‌گيري سيستم‌هاي پاداش خود را در سطح گروهي و سازماني قرار دهند نه سطح فردي، زيرا آنها با اين کار به کارکنان نشان مي‌‌دهند که براي کارهاي گروهي که منافع آن به کل سازمان برمي‌گردد، ارزش بسياري قائلند و به آن پاداش نيز مي‌‌دهند.

 

4. سيستم‌هاي غيررسمي 
علاوه بر اقدامات و عملکردهاي رسمي سازمان که در جهت تقويت رفتار شهروندي مؤثر است، فرايندهاي غير رسمي نيز وجود دارند که سازمانها مي‌‌توانند با ايجاد آنها به توسعه و تقويت بيشتر رفتار شهروندي بپردازند. برخي از روانشناسان اجتماعي معتقدند که فشارهاي اجتماعي و هنجارهاي گروهي غالباً تأثير بيشتري نسبت به رويه‌هاي رسمي بر رفتار فردي در سازمانها مي‌‌گذارند. به همين علت توسعه مکانيسم‌هاي غيررسمي مانند فرهنگ مشارکتي، يک رکن اساسي و محوري براي تقويت رفتار شهروندي در محيط کار است. البته ناگفته نماند که ظهور و ترويج فرهنگ مشارکتي از طريق فرايند جامعه پذيري صورت مي‌‌گيرد، فرآيندي که طي آن اعضاي تازه سازمان مواردي را که از نظر ساير اعضاي سازمان، پسنديده و مورد قبول است ياد مي‌‌گيرند و دوره‌هاي آموزشي لازم را دراين خصوص طي مي‌‌کنند. پس توجه به امر جامعه‌پذيري در سازمان براي تقويت رفتار شهروندي نيز مي‌‌تواند مؤثر باشد. 

 

نتيجه گيري 
باتوجه به مباحث طرح شده،به نظر مي رسد كه داشتن يك راهبرد براي تعريف رفتارهاي شهروندي و مصداقهاي آن در هر سازمان و سپس اجراي اين راهبرد با اهرمهاي ذكرشده در مقاله، مي تواند سازمانها را در سوق دادن كاركنان به بروز رفتارهاي شهروندي سازماني توأم با انجام وظايف عادي ياري كند.

 

 

منابع: 
1) توره، ناصر(1385)، « شناخت عوامل رفتار شهروندي وبررسي ارتباط آن با عملكرد سازماني»، پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه تهران (پرديس قم )

2) Appelbaum, Steven & Bartolomucci, Nicolas & Beaumier, Erika & Boulanger, Jonathan & Corrigan, Rodney & Dore, Isabelle & Girard, Chrystine & Serroni, Carlo "organizational citizenship behavior : a case study of culture , leadership and trust " manamement decision Vol.42 No.1, (‌2004) , pp. 13-40  
3) Bienstock, C.Carol & Demoranville, W. Carol & Smith, K. Rachel “ organizational citizenship behavior and service quality “ journal of services marketing, Vol .17 No.4 (2003), pp. 357-378 
4) Castro, Carmen.B & Armario, Enrique.M & Ruiz, David.M “ the influence of employee organizational citizenship Behavior on customer loyalty “ , international journal of Service industry management , Vol.15 No.1 , (2004)  
5) Cohen, Aaron & Kol, Yardena , “ professionalism and organizational citizenship behavior “ an empirical examination among Israeli nurses , journal of managerial psychology , Vol.19 No.4, (2004)  
 
6) Cropanzano, Russell & Byrne, S.Zinta “ the relationship of emotional exhaustion to work attitudes , job performance rating , and organizational citizenship behaviors “ fifteenth annual conference of society for industrial and organizational psychology in new Orleans, April 13-16 , (2000)  
7) Organ, D.W.(1988), organizationl citizenshipe behavior : the good soldier syndrome , Lexington book, Lexington, MA.  


 


+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:14 |

رابطه دین با اخلاق

 

با عرض سلام
در این ایام مبارک هفته معلم که مصادف با شهادت اسطوره علم و دین در عصر خود شهید مرتضی مطهری است با توجه به اینکه در این بخش هیچ گونه بحث اساسی در مورد دیدگاه الهی و روشنی بخش اسلام در مورد دین و اخلاق صحبت نشده است
سعی شد با این مناسبت و لزوم این بحث این موضوع را ارائه دهم انشا الله با مطالعه این موضوع و بیان نظرات ارزنده شما بتوانیم محکم تر و دقیق تر در این بخش از به هدف نزدیک شویم و بهتر بتوانیم اخلاق را در ادیان جستجو و آن ادیان را نقد کنیم
موفق و مستدام باشید

 

نقش دین در زندگی انسان از منظر استاد مطهری


نوشته ذیل به نقش دین در زندگی فردی واجتماعی انسان از منظر استاد مطهری می پر دازد نخست به عنوان مقدمه نگاه کوتاه به انسان می شود که
اولا از نگاه ایشان انسان چه گونه موجودی است؟
ثانیا چرا انسان در زندگی نیاز به دین دارد؟

به طور کلی در نگاه ایشان انسان موجودی است که با دو بعد بینیشها وگرایشها ازسایر جان داران ممتاز میشود( 1 ) علم وایمان تنها به انسان اختصاص دارد زیرافقط انسان است که دارای دستگاه فکری عقیده تی است وعلم در نگاه ایشان روشنی ظاهری وجسمی می بخشد به عبارت دیگر علم سعادت تن وجسم انسان راتا مین می کند ولی ایمان روشنی به دل وجان می بخشد واز آن جهت که در نگاه دینی روح وجان اصالت دارد وحقیقت انسان به روح وجان انسان است ویا به تعبیر استاد انسانیت انسان به روح وجنبه قدسی بودن انسان است ( 2) لزا دین وایمان نقش ویژه ای دارد در اندیشه استاد انسان منهای ایمان ودین انسان نیست (3 ) بر اساس برداشت استاد ازمتن وحی انسان موجودی است که خلیفه خدا در زمین معرفی می شود ونیز انسان توانای دارد که از ملک بر ترو ازحیوانات پست تر باشد وزمانی می توان سعود ونزول انسان را درک نمود که به جنبه ای انسانیت انسان تا مل نمود و وتنها توجه به بعد تن وجسم نمی توان کمال وسعادتی را برای انسان فرض کرد

استاد در مورد نقش دین وایدولوژی در زندگی انسان به نکته مهم اشاره می کند که عقل انسان به طور یقین در امر جزی ومحدود زندگی بر نامه ریزی دارد مانند انتخاب دوست همسر شغل رشته تحصیلی معاشرت مسافرت تفریح فعالیتهای نیکوکارانه وبارزه با گژیها ونا راستیها و لی عقل انسان توان اراه یک طرح کلی برای همه ای مسایل را ندارد تا سعادت همه جانبه انسان را تا مین کند انسان که هنوز نتوانسته همهای استعداد ها و امکانات وجو دی خود را بشناسد چگونه توان اراه برنامه ریزی در جهت نیل به سعادت خود را تامین کند ؟ (4 ) بنا براین انسان به عنوان یک موجودی برتر وبر گزیده که دارای بعد نیمه مادی ونیمه ملکوتی است وانسانیت انسان نیز به بعد نیمه ملکوتی انسان است و برای به فعلیت آن نیاز مند به راهنمای غیر از عقل دارد تا اورا به مقصد برساند این جاست که نیاز به دین ومکتب ضرورت خود را می نما یاند 5 ( مجمو عه آثار ج2 ص54-55)

در نگاه استاد انسان هم از نظر فردی نیاز به دین دارد وهم از لحاظ اجتماعی. دین از یک جهت به عنوان ایدولوژی می تواند پا سخ گوی نیازهای دنیا وآخرت انسانها باشد وهم می توانی پشتوانه ای اخلاق وقانون باشد . دین در زندگی فردی واجتماعی انسان اثر می گزارد . استاد در این رابطه در یاد داشت های خود می فرماید ( نقش دین در در اجتماع جزی از نقش دین در زندگی است دین تنها در زندگی اجتماعی انسان نقش مواثر ندارد نظیر قانون وحکو مت درزند گی فردی نیز نقش بسیار مو ثر دارد دین اسلام اختصاصا یک نقش مستقیم در زندگی اجتماعی دارد و یک نقش غیر مستقیم نقش مستقیم آن است که مستقیما روی قانون وحکومت و سیاست ومفهوم عدالت نظر دارد. (6 یادداشتها ج4 ص123- 124)

دین وسرسپردگی به آ ن آثار ذیل را در زندگی فردی وشخصی دارد



1 . بستط شخصیت ورهای از خود خواهی وخود پرستی انسان فاقد ایده وایمان یا به صورت موجودی غرق درخود درآید که هیچ وقت از لاک منافع فردی خارج نمی شود یابه صورت موجودی در مردد وسر گر دان که تکلیف خو یش رادر زندگی ودر مسایل اخلا قی واجتماعی نمی داند(در این قسمت نیاز به توظیع بیشتر دارد )

2. تحمل کردن شداید ومصا.اب زندگی قرآن می فر ماید (الزین اذا ا صا بتهم مصیبه قالوا انا لله وانا الیه را جعون )

3 شرین کر دن تلخیها وسختی کار و سبک کردن سنگینی آن . دین وایمان به انسان نیروی مقاومت می آفریند وتلخیها را شرین می کند انسان با ایمان می داند هر چیزی در جهان حساب معینی دارد اگر عکس العمل اش در برابر تلخیها به نمطلوب باشد فرضا خود این غیر قابل جبران باشد به نحوی دیگر از طرف خداوند متعال جبران می شود

4 نگر ش به مرگ را عوض می کند ووحشت از مرگ را از بین می برد زیرا در نگاه دینی مرگ نیستی وفنا نیست بلکه انتقال از حیات به حیت دیگر وآن هم انتقال از زندگی مئقت به زندگی جا ویدان وابدی مرگ منتقل دن از جهان عمل وکشت به جهان نتیجه ومحصول

5 . جلو گری از بیماریهای روانی از نظر روان شناسان مسلم وقطعی است که اکثر بیماریهای روانی که ناشی از نا راحتیها ی روحی وتلخی های زندگی است در میان افراد غیر مذهبی دیده میشود افراد مذهبی به هر نسبت که ایمان قوی ومحکم دا ته باشند از این بیماریها مصون ترند 6 امید واری به حق وحقیقت انسان مو من می دا ند که حق پیروز است و تلاش در راه حق ورا ه با طل یک جور نیست اگر انسان در راه حق ودرستی گام بر دا رد نیروی هست که اورا تا یید می کند ( ان تنصروالله ینصر کم ویثبت اقدامکم )

7 . آشنا شدن به نوعی لزت معنوی . انسان دو گو نه لزت دارد یک نوع لزتهای است که به یکی از حواس انسان تعلق دارد که دراثر بر قراری نوعی ارتبات میان یک عضو از اعضا با یکی از مواد خارجی حاصل می شود مانند لزت چشم از را ه دیدن وگوش از راه شنیدن و دهان از رها چشیدن ولا مسه از راه تماس می برد نوعی دیگر لزتهای است که با عمق روح وجان ووجدان آدمی مربوت است وبه هیچ عضو خاص مربوط نیست وتحت تاثیر بر قراری رابطه با یک ماده بیرونی حاصل نمی شود ما نند لزت که انسان احسان وخدمت به خلق یا از محبوبیت واحترام ویا از مو فقیت خود ویا موفقیت فرزند خود لزت میبرد که به عضو خاص تعلق دارد ونه تحت تا ثیر مستقیم یک عامل مادی خارجی است لزت معنوی از لزت مادی هم قوی تر است وهم دیر تر پایدار تر . لزت عبادت و پرستش خدا برای شخص عارف به حق از این گونه لزت است ایمان ولزت معنوی آنگاه مضاعف می شود که کارهای از قبیل کسب علم احسان خدمت

وپیروزی از حس دینی ناشی می شود وبرای خدا انجام شود ودر قلمرو عبادت قرار گیرد

8. خوش بینی به جهان ونظام هستی دین از آن که تلقی ونگرش انسان را نسبت به جهان کل خاص می دهد به این نحو که آفرینیش را هدفدار وهدف راخیروتکاملوسعادت معرفی می کند طبعا دید انیان را نسبت به نظام هستی و قوانین حاکم بر آن خوش بینانه می سازد

9 تملک نفس ورام کردن آنچه موجب اصلاح ااخلاق میشود دین پشتوانه اخلاق است خص دین دار می تواند اراده استوار داشته باشد که به شهوت و نفس اماره اورا متزلزل نکد ونه ترها وتهدیدهای دیگران در پر تو دین است که انسان می تواند عفیف پاک دامن و متقی عادل و غیر

متجاوز وبا انصاف باشد( 1 یاددشتها ج4ص122و154 ونیز ج1ص471-473 ونیز مجوعه ای آثر ج2 ص39-49)

دین در بعد اجتماعی نیزدر زندگی انسان اثر دارد به عنوان نمونه استاد در رابطه با حسن روابط اجتماعی انسان ازمنظر دین به امور ذیل اشاره دارد

الف . مقوله قدرت

قدرتاز چند جهت یکی از آثار دین درزندگی اسان است نخست اینکه توسط ایمان ویا پیبند به دین انسان قادر است در مقابل شهوات ومطامع نفسانیو برای تملکنفس ووکنترل آن استادگی کند

ثانیا دین وایمان خود قدرت در مقابل تهدیدات وتخویفات زور گو یان وقدرت مندان جابر زمان است دین یک قدرت اجتماعی است ونمونه بارز آن زمان صدر اسلام بود که قدرت بزرگ اسلام دو قدرت امپراطوریرا به زانو در آورد

ب مقوله عالت

اولا عدالت امری مقدسی است واز جز اصول بنیادی خاص شیعه محسوب میشود ثانیا انسان بالتزام به عدالت به حقوق خود قانع وبرای حقوق دیگران احترام قایل است از ظلم و ستم گری و استثمار که لازمه طبیعت بری است پر هیز می کند

ج محبت

بدین وسیله مردم به یک دیگر مهر می ورزند روح افراد به یک دی گر می شود و از رنج ولزت و خو شی را درد ورنج ولزت و خوشی دیگران احساس می کند ( یادداشتها ج1 ص476 و نیز یادداشت ج4 ص 123 ). استاد در باره نقش دین و ایمان می فر ماید

( آنچیزی که بیش از هر چیز حق را محترم عدالت را مقدس دلها را به یک دیگر مهربان واعتماد متقابل را میان افراد بر قرار می سا زد تقوا وعفاف را تا عمق وجدان آدمی نفوذ می دیهد به ارزشها ی اخلاقی اعتبار می بخد جاعت مقابله با ستم ایجاد می کند وهمه افراد را مانند اضای یک پیکر به هم پیوند و متحد می کند ایمان مذهبی است )

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:13 |

جرم سياسي چيست ؟

 

قبل از اينكه تعريفي از جرم سياسي ارائه دهيم بهتر است بدانيم جرم كدامست ؟ ماده 2 قانون مجازات عمومي مصوب هفتم خرداد 1352 مي گويد ( هر فعل يا ترك فعل كه مطابق قانون قابل مجازات يا مستلزم اقدامات تـأميني و تربيت باشد جرم محسوب است ، هيچ امري را نمي توان جرم دانست مگر آنكه به موجب قانون براي آن مجازات يا اقدامات تأميني و تربيتي تعيين شده باشد ) ماده دوم قانون مجازات اسلامي مصوب 70 تعريف جرم را خلاصه تر و با تأكيد كمتري ارائه داده و مي گويد ( هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود ) حال كه دانستيم عملي ( اعم از فعل يا ترك فعل ) جرم است كه قانونگزار براي آن مجازات تعيين كرده باشد بد نيست بگوييم جرم را مي توان از لحاظ كلي با توجه به قصد و انگيزه مرتكب به دو نوع جرم عمومي يا جرم سياسي تقسيم نمود . جرم عمومي : عليه اشخاص يا منافع آنها صورت مي گيرد . مي توان گفت هر جرمي كه عنوان جرم سياسي را نداشته باشد جرم عمومي محسوب مي گردد . جرم سياسي : جرم سياسي در قانون مجازات عمومي و قانون مجازات اسلامي تعريف نشده است و با آنكه در رژيم گذشته به جرايم سياسي عموما در دادگاههاي نظامي رسيدگي مي گرديد با اين وجود قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب 1318 با اصلاحات بعدي نيز تعريفي از جرم سياسي ارائه نداده است و تنها به ذكر مصاديقي ار اين جرم در ماده 310 به بعد اين قانون پرداخته ، در قانون اساسي و متمم آن در نظام گذشته تعريفي از جرم سياسي نشده و با آنكه به موجب اصل يكصد و شصت و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ( رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيأت منصفه در محاكم دادگستري صورت مي گيرد ، نحوه انتخاب ، شرايط ، اختيارات هيأت منصفه و تعريف جرم سياسي را قانون بر اساس موازين اسلامي معين مي كند ) اين موضوع در اصل 79 متمم قانون اساسي نظام گذشته در نظر گرفته شده با اينكه قانونگزار تا به حال به اين تكليف قانوني خود عمل ننموده ، معهذا دادگاه صالح و نحوه تشكيل آن را مشخص كرده است . همچنين در لايحه قانوني رفع محكوميتهاي سياسي مورخ 8/1/58 مصوب شوراي انقلاب كه در مصوبه الحاقي 30/1/58 لايحه فوق مورد تأكيد قرار گرفته و قانون بازسازي نيروي انساني مؤسسات دولتي و وابسته به دولت مصوب 1360 مصاديقي از جرايم سياسي ذكر گرديده و در ماده 15 جرايم سياسي به دو دسته قبل و بعد از انقلاب تقسيم و ماده 16 قانون فعاليت احزاب و جمعيتهاي سياسي و صنفي مصوب 7/6/60 مجلس شوراي اسلامي مصاديقي از جرم سياسي نظير قيام عليه حكومت ، تباني و مواضعه با سفارتخانه هاي خارجي و ……. عنوان گرديده است . تعريف جرم سياسي اعمالي كه به قصد براندازي نظام حاكم و يا بر هم زدن نظم موجود انجام مي گردد در صورتي كه براي آن در قانون مجازات تعيين شده باشد جرم سياسي مي نامند ، لازم به توضيح نيست كه عناصر متشكله جرم سياسي مانند جرم عادي از عناصر قانوني ، مادي و معنوي بنا نهاده شده ، با اين تفاوت كه در بعضي از جرايم عمومي ، عنصر چهارمي كه قصد اضرار به غير است نيز خودنمايي مي كند در حاليكه در جرايم سياسي قصد مرتكبين ، عموما خدمت به مردم ، ميهن ، مبارزه با ظلم و فساد و استبداد و ……. و به هر حال واجد انگيزه و داعي شرافتمندانه مي باشد . سابقه تاريخي تا قرن نوزدهم دولتها با مجرمين سياسي رفتار بي رحمانه داشته و مجازات آنها عموما مرگهاي وحشتناك و شكنجه هاي غير انساني ، زنده به گور كردن ، كور كردن و قطع اعضاء بدن مجرمين به شديد ترين وجه ممكن بود ، احساسات عليه مجرمين سياسي در اين دوران به قدري شديد است كه بكاريا عالم حقوق كه براي لغو مجازات اعدام مبارزه مي كرد در مورد جرايم سياسي در مواقع بحراني سياسي معتقد به اعدام بود اما به تدريج تحولاتي در افكار اروپائيان به وجود آمد ، مؤسس و باني اين تحول فرانسوا گيزو از حقوقدانان برجسته بود ، با پديد آمدن مكتب نئوكلاسيك ، مجرمين سياسي از وضعيت و امتيازات ويژه و خاص برخوردار شدند. محاكمه آنها در محاكم عومي با حضور هيأت منصفه ، معافيت از كار ، عدم استفاده از لباس متحد الشكل زندانيان ، اعمال تعليق تعقيب يا مجازات در جرايم جنحه در بعضي از كشورها ، شمول عفو عمومي ، عدم استفاده از آيين دادرسي مربوط به جرايم مشهود در بعضي از كشورها ، معافيت از استرداد مجرمين بين كشورها ، استفاده از حق پناهندگي ، احكام تكرار جرم در مورد مجرمين سياسي اعمال نمي گردد ، عدم توقيف مجرمين سياسي در مسائل جزايي به عنوان ضمانت اجراء براي تأديه جريمه و خسارت ، كوتاه تر بودن مدت لازم براي اعاده حيثيت نسبت به جرايم عمومي و …….. به هرحال نظر علماي حقوق نسبت به مجرمين سياسي ارفاق و امتياز است . گيـزو مي گويـد : جرايم سياسي موجب تهديد تشكيلات كشور است ولي آرامش افراد را به هم نمي زند ، گيزو اعتقاد دارد ، اينان مسير تاريخ را تسريع مي كنند در صورتيكه عمل مجرمين عمومي براي اجتماع سير قهقرايي دارد . گاروفالو معتقد است ، جرم سياسي جنبه تصنعي داشته و فاقد جنبه ضد اخلاقي است و سيلگ مي گويد روح از خود گذشتگي و فداكاري و اعتقاد كامل به كاري كه مجرمين سياسي انجام مي دهند آنها را وادار به ارتكاب جرم سياسي مي كند تا جائيكه پروفسور ارتلان اعتقاد دارد حتي در مواقعي كه قصد مرتكبين خيرخواهانه و شرافتمندانه نبوده و بر پايه فساد و تباهكاري و خودخواهي باشد باز اين فساد با فسادي كه افراد را به جرم غير سياسي وادار مي كند بسيار فرق دارد . با آنكه در كليه كشورها براي مجرمين سياسي امتيازات خاصي برقرار گرديده مع الاسف در ايران مجرمين سياسي نه تنها داراي امتيازات خاص نبوده بلكه محاكمه آنها عموما در محاكم غير صالح (دادگاههاي انقلاب ، دادگاههاي نظامي ، دادگاههاي ويژه روحانيت ) انجام و از امتيازات مجرمين عادي نيز محروم بوده اند . ما كه خود از قربانيهاي دادرسيهاي خلاف قانون نظام پيشين بوده ، شايسته نيست با مجرمين سياسي برخوردي غير عادلانه ، خلاف دين و اخلاق و قانون داشته باشيم. شنيده شده كميسيون حقوق بشر اسلامي مشغول بررسي و تعريف جرم سياسي و تعيين حدود و مشخصات آن مي باشد ، اين كاري است ارزنده و در خور ستايش ، اما اين كار سترگ و عظيم بايد به دور از گرايشات فصلي ، جناحي ، گروهي و آلوده به اغراض سياسي بوده و آنان به تعريفي دست يابند كه جامع و مانع باشد . آنچه در حقوق عموم كشورها در تمايز بين جرايم سياسي و عادي ملحوظ نظر قرار گرفته ، اين است كه اولا جرايم سياسي عموما عليه نظام موجود بوده و حال آنكه جرايم عمومي عليه اشخاص يا منافع آنان مي باشد ، ثانيا : در حاليكه جرائم عمومي موجب تنفر و انزجار مردم بوده جرايم سياسي احساسات طرفدارانه قاطبه مردم را به دنبال دارد . ساير تعاريف نظر به اينكه كميسيون حقوق بشر اسلامي براي اولين بار با شركت تعدادي از حقوقدانان و صاحب نظران به بررسي تعاريف مختلف جرم سياسي پرداخت لذا بد نيست در مقاله حاضر نيز تعاريف علماي حقوق خارجي مورد توجه قرار گيرد اما شايسته بود كميسيون حقوق بشر اسلامي از كليه صاحبنظران علم حقوق ، جامعه شناسي و ……. دعوت به عمل آورده و از ابعاد گوناگون به بررسي اين موضوع مي پرداختند . 1- آدولف پرنس حقوقدان برجسته بلژيكي مي گويد ( جرايم سياسي جرايمي هستند كه منحصرا عليه نظم سياسي كشور باشند . ) 2- فن ايهرينگ حقوقدان برجسته آلماني معتقد است شرط مشخص جرم سياسي آن است كه عليه شرايط موجوديت كشور باشد . كنفرانس بين المللي حقوق جزا كه در سال 1935 در كپنهاك تشكيل شد اين نظر را پذيرفته است . 3- پروفسور بوزا عالم حقوق معتقد است ( به جرايم حقوق عمومي كه به مناسبت حوادث سياسي مرتكب شوند و بوسيله رابطه عليت به يك جرم سياسي مربوط باشند جرم متصل مي گويند (در تشخيص جرم عمومي از جرم سياسي ) 4- در كنفرانس بين المللي كپنهاك كه در سال 1935 تشكيل شد در مورد جرم سياسي چنين تعريفي شده است ( جرم سياسي عبارت از جرمي است كه عليه تشكيلات و طرز ادره حكومت و يا مباين حقوق ناشيه از آن براي افراد ، ارتكاب مي شود ) آنچه در حقوق جزاي كشورهاي متمدن مورد توجه قرار گرفته ، تمايز بين اعمال تروريستي و آنارشيستي با اعمال مبارزان راه آزادي و مردم مي باشد . زمامداران كشورهاي عقب مانده با تمسك به الفاظ خرابكار ، خائن ، جاسوس ، تروريست و ……. قصد دارند ، مجرمين سياسي را از امتيازات و ارفاقات ويژه محروم ساخته و حقوق و حيثيت اجتماعي و مردمي مبارزان راه آزادي را نابود و پايمال سازند ، اما تاريخ چقدر آموزنده است در حاليكه دادگاههاي نظامي ، پيشواي كبير نهضت ملي نفت را به بند كشيد و در اين مرجع غير صالح محاكمه و محكوم نمود ، از اعتبار دكتر مصدق كاسته نشده ، بلكه آبرو و حيات رژيم سابق را به باد داد و آزموده اين جلاد بد طينت رژيم كه از هيچ هتاكي و بي احترامي نسبت به پيشوا ، خودداري ننمود به نقل از يك شاهد معتبر عيني ، در پاريس ، مشغول جمع آوري غذاهاي مانده ديگران در سطل جلوي يك ساندويچ فروشي بوده است . فاعتبروا يا اولوالابصار . از خاطر نبريم كه هيچ كدام از خطا و لغزش مصون و مبرا نبوده و نيستيم و به قول حديث نبوي ، ان الله تعالي خلق الملائكه و ركب فيهم العقل و خلق البهائم و ركب فيها الشهوه و خلق بني آدم و ركب فيهم العقل و الشهوه عن غلب عقله شهوته فهو اعلي من الملائكه و من غلب شهوته علي عقله فهو ادني من البهائم . چه زيبا مولانا اين حديث نبوي را به تصوير كشيده : در حديـث آمـد كـه يـزدان مـجيـد خـلق عالـم را سـه گونـه آفـريـــد يك گروه را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجـود نيست اندر عنصرش حـرص و هـوي نـور مـطلق زنـده از عـشق خــدا يــك گـروه ديـگر از دانــش تــهي همچـو حيـوان از عـلف در فربـهي او نبــيند جـز كـه اصطبـل و عـلف ازشـقاوت غـافل اسـت و از شـرف آن سيــــوم آدمـــي زاد و بــشــر از فــرشتـه نيـمي و نيـمي زخــر نــيم خــر خـود مايـل سـفلي بــود نــيم ديـگر مايــل علــوي شــود ويـن بــشر هم زامتحان قسمت شده آدمـي شكلنــد و سـه امت شدنـد يـك گـروه مستــغرق مطلـق شدنـد همچـو عيـسي بـا ملك ملحق شده نـقـش آدم ليــك مـعـني جبرئــيل رستـه از خشم و هوي و قال و قيل از ريــاضت رستـه ور زهــد و جـهاد گـوئــيا كـز آدمـي او خــود نــزاد قـسم ديـگر بـا خـران ملحـق شدنـد خشم مـحض و شهوت مطلق شدند وصـف جبـريلي در ايشان بود و رفت ننـگ بـود آن خانه و آن وصف رفت مانــد يـك قـسم دگـر در اجتــهاد نيـم حيــوان - نيــم حـي بار شاد روز و شب در جنگ و اندر كشمكش كــرده چاليـش اولــش يـا آخـرش در پايان نمي توان از ذكر اين نكته پند آموز و عالي خودداري كنم ، چه …… با آنكه تاريخ اسلام دشمناني به پستي و دنائت و جهالت و كينه توزي خوارج ندارد ، اينها در برخورد با مولا علي از هيچ جنايت و خيانتي خودداري نكردند اما علي بزرگوارانه همه را تحمل كرد و حتي حقوق دريافتي آنها را از بيت المال قطع يا كم نفرمود ، و آن زمانيكه جبهه جنايت و جهل ، جنگ را بر او تحميل كردند به سپاه خويش فرمود : ( با آنان آغاز جنگ مكنيد تا آنان به آن دست زنند . چه ، حمد خداي را ، كه شما را حجت و دليل است و اگر از نبرد با آنان خودداري كنيد تا آنان به جنگ آغاز نمايند اين نيز شما را حجتي ديگر است . آنگاه كه به اذن خداي بر دشمن شكست افتاد ، فراريان را مكشيد و آنان را كه از حفظ جان خويش ناتوانند ، دنبال مكنيد و زخميان را از پاي در مياوريد و زنان را با آزار بر مينگريد ، هرچند به حيثيت شما اهانت كنند و فرماندهانتان را دشنام گويند ، چه اينان از حيث نيروي و جان و خرد ناتوانند . در آن هنگام نيز كه زنان ، مشرك بودند ما فرمان داشتيم كه از تعرض به آنان چشم پـوشي كنيـم و در آن روزگار جـاهلي نيز اگر مردي زني را با سنگ مشگساي يا چوبدست مي آزرد به آن كار سرزنش مي شد و پس از او نيز فرزندانش توبيخ مي شدند . نهج البلاغه ، بخش دوم و سوم ، صفحه 70 و 71 شادروان دكتر اسدالله مبشري و نيز درباره خوارج مي فرمايد : پس از من خوارج را مكشيد ، چه ، كسي كه در پي حق باشد اما خطا كند ، همچون آن كس نيست كه در طلب باطل باشد و بر آن دست يابد . صفحات 224 و 225 قسمت اول همان مرجع حال كه پس از سالها محاكم مطبوعاتي با حضور هيأت منصفه تشكيل مي شود ، شايسته است قوه قضائيه بدوا نسبت به انحلال محاكم غير قانوني ( دادگاههاي انقلاب ، دادسرا و دادگاههاي ويژه روحانيت ) همت گماشته و سپس مجرمين و مرتكبين جرايم سياسي را در محاكم عمومي با حضور هيأت منصفه به محاكمه گيرد ، تا اين قسمت از حقوق فراموش شده مردم احياء گرديده ، و امنيت قضايي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، شغلي براي آحاد مردم با هر طرز تفكر و ايده اي تأمين شود ، چه بدون مراتب فوق ، ثبات و استحكام و قوام كه لازمه امنيت خاطر مردم است فراهم نخواهد شد ، بخصوص آنكه از زمان تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ، وجود و ادامه دادگاههاي فوق با هيچ توجيه قانوني مسموع و قابل دفاع نيست . بخصوص آنكه تعطيلي حقوق حقه و سلب آن ( مانند تشكيل دادگاههاي صالح با حضور هيأت منصفه ) به موجب ماده 959 قانون مدني كه مي گويد : هيچ كس نمي تواند به طور كلي حق تمتع يا اجراء تمام يا قسمتي از حقوق مدني را از خود سلب كند و مطابق ماده 960 قانون مرقوم هيچ كس نمي تواند از خود سلب حريت كند و يا در حدودي كه مخالف قوانين و اخلاق حسنه باشد از استفاده از حريت خود صرفنظر نمايد ……. . و به طريق اولي سلب حقوق و حريت و آزادي توسط حكومت ممنوع و در پاره اي از موارد جرم محسوب گرديده ( مواد 570 ، 573 ، 575 ، 576 ، 578، 579 ، 580 قانون مجازات اسلامي ) لذا استدلال قضات مبني بر عدم تعريف جرم سياسي و نتيجتا تحميل دادگاههاي غير صالح در جرايم سياسي بدون حضور هيأت منصفه وجاهت قانوني ندارد. بخصوص آنكه علماي علم حقوق جرم سياسي را تعريف نموده و به استناد ماده 3 قانون آيين دادرسي مدني نظر علماي حقوق كه مغاير با موازين شرعي نباشد از جمله اصول حقوقي معتبر و شناخته شده بوده ، لذا تعطيلي اصول 165 ، 167 و 168 قانون اساسي با هيچ منطق حقوقي و عقلي و اخلاقي قابل توجيه نبوده و به مصلحت ملك و نظام نمي باشد . مراجع : 1- قانون مجازات عمومي 2- قانون مجازات اسلامي 3- حقوق جزاي عمومي ، دكتر معتمد 4 -علوم جنايي ، دكتر كي نيا 5- حقوق جنايي ، دكتر عبدالحسين علي آبادي 6- حقوق جزاي عموم

 

يك حقوقدان، با بيان اين كه در مصوبه مسوولان عالي قضايي تعريفي براي جرم سياسي نشده، اين تعريف را جامع و مانع ندانست و تاكيد كرد كه ابعاد جرم در اين تعريف بايد مشخص شود.

 

احمد بشيري در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا در ارزيابي از تعريف مصاديق جرم سياسي در جلسه اخير مسوولان عالي قضايي اظهار داشت: وقتي كلمه‌ي جرم را به كار مي‌بريم جرايمي مثل قتل، سرقت، آدم‌ربايي، كلاهبرداري و جرايم ناموسي به ذهن مي‌آيد كه معمولا همه‌ي اينها با غرض شخصي و قصد و تصميم مجرمانه انجام مي‌شود اما در حركت اعتراضي سياسي، اولا منافع شخصي مورد نظر اقدام كننده نيست و صرفا با هدف شرافتمدانه براي صرفه و صلاح عمومي و رفع ناروايي‌هايي كه از طرف حاكميت به مردم روا شده اقدام و دست به حركت اعتراضي زده مي‌شود و ثانيا قصد مجرمانه‌ي خاصي در اين مورد وجود ندارند. اقدام كنندگان فقط براي ديگران، خودشان را در مظان خطر قرار مي‌دهند.

 

وي گفت: به‌كار بردن واژه جرم براي اين حركت‌ها به نظرم نامناسب است و بايد فكري ديگر كرد و واژه بهتري براي اين‌گونه حركت‌ها انتخاب كرد، ولو اين‌كه كلمه‌ي سياسي دنبالش باشد.

 

اين حقوقدان با اشاره به تصويب تعريف جرم سياسي در جلسه‌ي مسوولان عالي قضايي ابراز عقيده كرد: در تعريف جرم سياسي، تمام عناوين قانون مجازات عمومي كه مجازات هر كدام معلوم بوده را برگردانده‌اند و به جرايم عمومي، جرم سياسي اتلاق كرده‌اند كه اين اقدام محدوديتي را به وجود نمي‌آورد و به كارهايي كه انجام مي‌گرفت و افراد احيانا بر اساس برداشت و سليقه تحت تعقيب قرار مي‌گرفتند، با تغيير نام تحت عنوان جرم سياسي، رسميت داده‌اند.

 

بشيري با اشاره به وجود تعريف جرم سياسي در قوانين كشورهاي ديگر افزود: تعريف جرم سياسي در قوانين كشورهاي ديگر را بايد مورد نظر قرار داد و يك تعريف جامع و مانع به وجود آورد؛ مواردي كه تحت نام جرم سياسي، جرايم عمومي را قرار داده‌اند مشكلي را حل نمي‌كند و علاوه بر اين‌كه جرم سياسي تعريف نشده است و فقط اسم چند جرم عمومي را به جرم سياسي تغيير داده‌اند در حالي كه جرم سياسي خودش تعريف دارد.

 

وي با اشاره به اين‌كه در طرح مجلس ششم شوراي اسلامي، جرم سياسي تعريف شده بود،آن هم نه به طور جامع و مانع، گفت: در تعريف مصوبه مقامات قضايي تبصره‌اي گذاشته شده است كه اگر منافع شخصي در آن نباشد اسمش جرم سياسي است.

 

اين وكيل دادگستري با انتقاد به اين‌گونه قانون‌نويسي افزود: جرم سياسي در قانون اساسي به نحوي تعريف شده و مشخصه‌اي براي آن گذاشته‌اند و عنوان شده اگر كسي جرم سياسي مرتكب شد در دادگاه مخصوص با حضور هيات منصفه محاكمه مي‌شود اما در اين تعريف، هيات منصفه يا دادگاه جنايي مشخص نشده است. همان كاري كه در جرايم عمومي در قانون مجازات اسلامي عنوان شده يعني قاضي و دادگاه معمولي بدون حضور هيات منصفه و وكيل انجام مي‌شود.

 

بشيري با تاكيد بر اين‌كه در اين مصوبه جرم سياسي تعريف نشده و فقط چند جرم معمولي را جرم سياسي ناميده‌اند بدون اين‌كه امتيازات جرم سياسي به اين عناوين داده شود، افزود: در اين تعريف آمده است صرف انتقاد از نظام سياسي يا اصول قانون اساسي جرم محسوب نمي‌شود كه تشخيص اين موضوع نيز با خودشان است و مي‌توانند به راحتي عوضش كنند.

 

وي با انتقاد به برخي از بندهاي مصداق اين تعريف گفت: مصداق بايد موردي تفسير و شرح مشخص شود؛ مثلا در بندي از آن به برگزاري اجتماعات و راهپيمايي‌ها اشاره كرده در حالي كه اين‌گونه اقدامات در قانون اساسي آزاد است و قانوني يا غيرقانوني بودنش دست خودشان است. وقتي قانون اساسي، اجتماعات و راهپيمايي‌ها را آزاد كرده بايد محدوده‌ي خاصي كه قانون اساسي در نظر گرفته از آن تبعيت كنند.

 

اين وكيل دادگستري افزود: در اين مصوبه مصاديق تعريف جرم سياسي كلي است و در مواردي برخلاف قانون اساسي است و قابل كش دادن است. با هريك از اين عناوين مي‌توان افراد زيادي را گرفت و دادگاه اختصاصي نيز براي محاكمه لحاظ نشده است.

 

بشيري درباره‌ي راهكارهاي تعريف جامع و مانع براي جرم سياسي گفت: بررسي قوانين كشورهاي ديگر يكي از راهكارهاست و هياتي متخصص براي قانون‌گذاري بايد فراهم شود تا قوانين دنيا را درباره‌ي جرم سياسي، ترجمه و از لحاظ تطبيقي بررسي كنند و از ماحصل آنها طرحي را تهيه كنند كه مورد قبول همه‌ي دنيا باشد. بايد با توجه به تمام جهات، قوانين را بررسي كنند.

 

اين حقوقدان افزود: با تصويب اين تعريف، طرح جرايم سياسي كه در مجلس ششم مطرح بوده منتفي مي‌شود. در آن طرح، تعريف معقول‌تري از جرم سياسي شده بود اما اكنون تعريفي براي جرم سياسي نشده و اين تعريف، جامع و مانع نيست و ابعاد جرم در اين تعريف بايد مشخص شود.

 

بشيري افزود: مصوبه‌اي را به صورت نامحدودي تحت عنوان جرم سياسي تعريف كرده‌اند در حالي كه در اين‌گونه موارد بايد تفسير، محدود و مضيق باشد.ي ، دكترجرم سیاسی

 

جرم سیاسی به هر عمل مجرمانه‌ای اطلاق می‌شود که انگیزه ارتکاب آن سرنگونی نظام سیاسی و اجتماعی و اختلال در مدیریت سیاسی و صدمه به زمام‌داری کشور باشد این جرم ممکن است به تنهایی و یا همراه جرایم عمومی، اجتماعی و امنیتی ارتکاب یابد در اصل 168 قانون اساسی از جرم سیاسی اسم برده شده ولی تعریف آن بر عهده قوانین عادی گذاشته شده است.

 در اصطلاح فقهی جرم سیاسی یا بغی به عملی گویند که گروهی از مسلمانان که تشکیلات قوی دارند و از فرمان و اطاعت ولی امر مسلمین در اثر شبهاتی بی‌اساس که برای آنان بوجود آمده، خارج گردیده با قصد و اختیار اقداماتی راانجام دهند خواه عمل از راه فساد فی الارض و محاربه و یا از راه جاسوسی برای دولت‌های اجنبی و یا جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی و یا امور دیگر صورت گیرد.

جرایم سیاسی اصولاًً به عنوان جرایم ضد امنیت کشور به شمار می‌آیند و با ارتکاب آن امنیت کشور مورد تهدید قرار می‌گیرد و در برخی از موارد هدف مرتکبین تغییر نهادها و سازمان‌های متشکل کشور است و مرتکبین این جرایم با توجه به اعتقادات خویش دارای انگیزه‌های آرمانی می‌باشند و عمل خویش را نوعی عمل قهرمانانه می‌دانند. این اعمال بر علیه امنیت کشور با دارا بودن دو شرط اساسی ذیل جرم تلقی نمی‌شوند:

1-   عدم مشروعیت نظام حاکم از دیدگاه و اعتقاد مردم.

2-   همراهی اکثریت مردم جامعه با مرتکبین این اعمال.

 

ضابطه جرم سیاسی

با توجه به اختلافی بودن تعریف جرم سیاسی در میان حقوقدانان، آنان برای تشخیص جرم سیاسی ضوابط مختلفی را ارائه داده‌‌اند:

1-   ضابطه ذهنی: به این بیان که هدف و انگیزه ارتکاب جرم ضابطه است.

2-   ضابطه مادی: که طبیعت موضوع و حقی که مورد تجاوز قرار گرفته معیار است.

3- ضابطه مرکب: که هم انگیزه ارتکاب جرم و هم طبیعت حقی که مورد تجاوز قرار گرفته معیار است.

 

وجوه افتراق جرایم سیاسی و عادی

1- در جرایم عمومی و عادی ضرر و صدمه متوجه تعداد محدود و مشخصی از افراد جامعه است ولی در جرم سیاسی نظام سیاسی و اجتماعی مورد هدف قرار می‌گیرد

2-   هدف و انگیزه مجرم سیاسی با مجرم عادی فرق دارد.

 

  فوائد تفکیک جرم سیاسی از جرم عمومی

1-   رسیدگی به جرم سیاسی در حضور هیئت منصفه به عمل خواهد آمد.

2- عفو عمومی که برای آرامش و افکار عمومی پیش‌بینی شده بیشتر در مورد جرایم سیاسی است.

3-   مجرمین سیاسی معاف از استرداد هستند.

4-   احکام تکرار جرم نسبت به مجرم سیاسی اعمال نمی‌شود.

 

عناصر جرم سیاسی

الف) عنصر مادی:

مرتکب: هرگاه دو نفر یا بیشتر که اجتماع و تبانی نمایند که جرایم علیه امنیت کشور را مرتکب شوند.

موضوع جرم: جرایم بر علیه امنیت داخلی و خارجی کشور

رفتار مجرمانه: خیانت به کشور در قالب قیام مسلحانه علیه حکومت اسلامی – همکاری با دولت خارجی ضمن اسباب چینی و توطئه برای وقوع جنگ – همکاری با دشمن از طریق تحریک رزمندگان به تمرد یا تسلیم – مساعدت و همکاری نظامیان با دشمن – تهدید به بمب‌گذاری – تخریب اموال دولتی به قصد براندازی حکومت و ایجاد فساد و جاسوسی

نتیجه مجرمانه: تهدید و به خطر انداختن امنیت داخلی و خارجی کشور.

ب:عنصر معنوی:

سوء نیت عام یا قصد فعل که با اجتماع و تبانی قصد انجام تهدید و به خطر انداختن امنیت کشور را دارند. سوء نیت خاص یا قصد ضدیت با امنیت کشور که با علم و آگاهی مرتکب می‌شوند.

ج:عنصر قانونی:

ماده 610 قانون مجازات؛ هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند در صورتی که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به 2 تا 5 سال حبس محکوم خواهند شد.

اجتماع و تبانی در صورتی مشمول این ماده است که توأماً صورت بگیرد و تبانی به مرحله تصمیم‌گیری رسیده باشد و تبانی به معنای توافق بین دو یا چند نفر برای ارتکاب جرم است که می‌توان آن را یک جرم ناتمام نامید.

 دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم سیاسی:

تا قبل از انقلاب اسلامی قانون اساسی مشروطه در مورد دادگاه‌های رسیدگی کننده به جرایم سیاسی تکلیف خاصی مشخص نکرده بود قانوناً رسیدگی به آن جرایم در دادگاههای عادی و براساس صلاحیت مقرر قانونی انجام می‌گرفت اما پس از انقلاب به موجب اصل 168 قانون اساسی، دادگاههای انقلاب هستند که  با حضور هیات منصفه و رسیدگی علنی صالح به رسیدگی می‌باشند.

 

تعریف ، اقسام و استثنائات جرم سیاسی

 

 

            در مقاله حاضر تعریف جرم سیاسی از دیدگاههای مختلف همراه با تعریف پیشنهادی، و همچنین اقسام آن مورد بحث و دقت نظر قرار گرفته و در پایان جرایمی که دارای ماهیت‏ سیاسی هستند (مانند جرایم علیه امنیت‏خارجی) ولی از رژیم ارفاقی استثنا شده‏اند، مطرح گردیده است.          

 

                       

 

 

 

 

                                                            ۴                      ۳                      ۲                      ۱                                             

 

 

                       

در مقاله حاضر تعریف جرم سیاسی از دیدگاههای مختلف همراه با تعریف پیشنهادی، و همچنین اقسام آن مورد بحث و دقت نظر قرار گرفته و در پایان جرایمی که دارای ماهیت‏سیاسی هستند (مانند جرایم علیه امنیت‏خارجی) ولی از رژیم ارفاقی استثنا شده‏اند، مطرح گردیده است. جرم سیاسی از جمله موضوعاتی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه خاص قرار گرفته و برای مقابله با آن از یک رژیم ارفاقی برخوردار گردیده است; اما علی رغم تکلیف قانون اساسی به قانونگذار عادی برای تعیین حدود و ثغور، شرایط و موضوعات مرتبط با آن، تاکنون قانونی در این رابطه از تصویب قوه مقننه نگذشته است; هر چند در سالهای اخیر اقداماتی جهت انجام این مهم صورت گرفته است. لذا جهت‏بستر سازی برای تصویب قانونی جامع و کامل، در مقاله حاضر تعریف جرم سیاسی از دیدگاههای مختلف همراه با تعریف پیشنهادی، و همچنین اقسام آن مورد بحث و دقت نظر قرار گرفته و در پایان جرایمی که دارای ماهیت‏سیاسی هستند (مانند جرایم علیه امنیت‏خارجی) ولی از رژیم ارفاقی استثنا شده‏اند، مطرح گردیده است. یکی از موضوعات قانون اساسی که تا کنون اقدامی از سوی قانونگذار عادی نسبت‏به آن صورت نگرفته، موضوع اصل یکصد و شصت و هشتم می‏باشد که بر اساس آن می‏بایست تعریف و شرایط جرم سیاسی و نحوه انتخاب و اختیارات هیات منصفه طبق موازین اسلامی مشخص می‏شد، ولی در قوانین جاری کشور قانونی در خصوص جرم سیاسی دیده نمی‏شود. همچنین نمی‏توان با تمسک به قوانین مربوط به جرایم سیاسی، آنها را از جرایم عمومی تمییز داد. (۳) این مساله، خاص سیستم حقوقی کشور ما نیست، بلکه در بسیاری از سیستهای حقوقی کشورها مشاهده می‏شود; البته در اکثر این کشورها به مفهوم جرم سیاسی اشاره شده و طرز برخورد با این مجرمین از مجرمین عادی متمایز گشته است، و اقداماتی نیز برای تحقق اهداف مذکور در قوانین اساسی و عادی برداشته شده است. یکی از مشکلات، موضوع تعریف « جرم سیاسی » است. به بیان یکی از نویسندگان حقوقی اکثر قانونگذاریهای جزایی به میدان تعریف جرم سیاسی وارد نشده و ترجیح می‏دهند نسبت‏به آن سکوت کنند. به نظر ایشان ریشه و اساس سختی تعریف جرم سیاسی آن است که وصف « سیاسی » یک تعبیر بسیار گسترده است که دارای معانی و توضیحات متفاوت می‏باشد. اگر بگوییم جرم سیاسی به جرایمی گفته می‏شود که کشف از خطر سیاسی می‏کند و یا برای مصلحتهای اساسی نظام سیاسی کشور مضر است، به قول ایشان این تعریف، « تفسیر کردن اصطلاحی بوسیله همان اصطلاح مبهم می‏باشد »; چرا که مصالح سیاسی یا خطر سیاسی مفاهیمی هستند که خودشان نیاز به تعریف و توضیح دارند. (۴) شاید به خاطر همین مشکلات بوده است که بعضی از دانشمندان در خصوص این نوع جرایم تعبیر « جرم سیاسی » را بکار نبرده و برای آن اسم دیگری که دارای مشکلات کمتر است، انتخاب کرده‏اند; مثل تعبیر « جرایم علیه شخصیت دولت »، اما این نام‏گذاری نیز مشکل ما را حل نمی‏کند. زیرا این مساله در واقع بازی با کلمات، و جایگزین کردن الفاظی به جای الفاظ دیگر می‏باشد. چه این که این تغییرات و جایگزین کردن ها مشکل اساسی ما که همان ارائه تعریفی دقیق می‏باشد را حل نمی‏کند. (۵) ارائه تعریفی جامع از این نوع جرایم نتایج عملی مهمی را به دنبال خواهد داشت; مثل نفی مجازات اعدام نسبت‏به آنها، برخورداری از نظام خاص زندان که منطبق با مجرمین سیاسی باشد، و تمام امتیازاتی که برای یک مجرم سیاسی در نظر گرفته شده است. یکی دیگر از مزیتهایی که در جوامع انسانی نسبت‏به مجرمین سیاسی مطرح است، این است که افکار عمومی مرتکبین آن را تا حدودی از اغماض و ارفاق نسبت‏به آنها، بهره‏مند می‏سازد. زیرا دارای انگیزه شرافتمندانه بوده، و در راه اصلاح جامعه و نظام سیاسی قدم برمی‏دارند. یکی از نکات قابل توجه این است که آنچه گفته شده که مجرم سیاسی از انگیزه و هدف شرافتمندانه برخوردار بوده و ممکن است در آینده یکی از قهرمانان ملی جامعه خودش منظور گردد، چرا عمل وی جرم بوده و دولتها او را مجازات می‏کنند؟ در پاسخ به این سؤال، که شاید ابتدایی و واضح باشد باید گفت: اولا نمی‏توان خطرناک بودن مجرم سیاسی را انکار کرد; چرا که اعمال ارتکابی این دسته از افراد، تا حدی نظم عمومی را مختل می‏کند، و به دنبال آن جرایم علیه اموال و اشخاص رو به افزایش می‏گذارد. ثانیا به عقیده یکی از حقوقدانان قبول داعی و انگیزه بی‏غرضانه برای مجرمین سیاسی در غالب موارد مشکل می‏باشد; برای آنکه عده‏ای هستند که از روی حس انتقام و جاه‏طلبی و ... خود را اصلاح طلب و کسی که به دنبال سعادت جامعه است، معرفی می‏کنند. (۶) یکی دیگر از مشکلات آن است که قانونگذار بعد از انقلاب اسلامی با تصویب قوانین جزایی بر اساس موازین اسلامی مرزی میان محاربه و افساد فی الارض و بغی (جرم سیاسی) قرار نداده است.مواردی از جرایم مذکور در قانون مجازات اسلامی از نظر مفهوم و محتوی، جرم سیاسی هستند، ولی قانونگذار آنها را در حکم محارب قرار داده است و یا عنوان محاربه اطلاق کرده است; ولی واضح و بدیهی است که تفاوت میان جرایم مذکور بسیار است. حال برای آن که بتوانیم قلمرو و حدود و ثغور جرم سیاسی را بشناسیم مباحث را در دو گفتار به شرح زیر خلاصه می‏کنیم:

 

گفتار اول: جایگاه و تعریف جرم سیاسی.

 

گفتار دوم: اقسام و استثنائات جرم سیاسی.

 

گفتار اول: جایگاه و تعریف جرم سیاسی

 

الف - جایگاه جرم سیاسی در طبقه بندی جرایم

 

در حقوق جزای عمومی جرایم را از حیثیتهای مختلف تقسیم‏بندی و طبقه‏بندی می‏نمایند. جایگاه جرم سیاسی در میان طبقه‏بندی جرایم از سوی حقوقدانان دارای شیوه واحد نمی‏باشد. بعضی از حقوقدانان و قوانین کشورها وقتی جرایم را تقسیم‏بندی کرده‏اند، جرم سیاسی را در زمره طبقه‏بندی جرایم از حیث طبیعت و ماهیت جرم، دسته‏بندی کرده‏اند. (۷) ماده ۲۰ قانون مجازات عراق مقرر می‏دارد: « تقسم الجرائم من حیث طبیعتها الی عادی و سیاسیهٔ. » (۸) بعضی دیگر جرم سیاسی را در ذیل بحث عنصر روانی مطرح کرده و گفته‏اند بر حسب عنصر روانی جرایم به دو دسته عمومی و سیاسی تقسیم می‏شوند; به عبارت دیگر جرم سیاسی یکی از اقسام جرایم بر اساس عنصر اخلاقی است. (۹) قانون مجازات سوریه نیز تعریف و مواد مربوط به جرم سیاسی را در ذیل عنوان عنصر روانی جرم آورده است. (۱۰) عده‏ای دیگر نیز جرم سیاسی را در تقسیم‏بندی جرایم از حیث موضوع آنها، طبقه‏بندی کرده‏اند. یکی از حقوقدانان می‏گوید می‏توان از حیث موضوع، جرایم را به جرایم علیه اشخاص یا اموال، یا مؤسسات، یا حاکمیت دولت و... تقسیم نمود. (۱۱) بعضی دیگر از حقوقدانان نیز جرم سیاسی را از حیث عنصر قانونی طبقه‏بندی کرده و می‏گویند یکی از تقسیم‏بندیهای جرم از حیث عنصر قانونی، تقسیم جرایم به عمومی و سیاسی و نظامی است. (۱۲)

 

ب - تعریف جرم سیاسی

 

همان گونه که گفتیم ارائه یک تعریف دقیق از هر موضوعی خصوصا جرم سیاسی بسیار مشکل است. تعبیر « جرم سیاسی » از دو کلمه « جرم » و « سیاسی » و یک اضافه بین دو کلمه، تشکیل شده است. هر چند تعریف جرم و سیاست تا حدودی روشن است، ولی بخاطر آن که در تعریف سیاست تشتت آراء و اختلاف نظر بسیار است، اضافه « جرم » به « سیاسی » مطلب را مشکل می‏نماید. علاوه این که جرم سیاسی، مانند سایر جرایم وجود عینی ثابت و مشخص ندارد، تا بتوان با توصیف عناصر تشکیل دهنده و سایر خصوصیات، آن را تعریف نمود. مفهوم جرم سیاسی بطور رسمی در سال ۱۸۳۰ وارد قانون کشور فرانسه شد و از جرایم عادی جدا گردید، (۱۳) ولی تعریفی از آن ارائه نگردیده و بعدها، فقط به مصادیق آن اشاره شد. در قوانین ایران نیز تنها اسمی از جرایم سیاسی و امتیازات آن برده شده، ولی تعریف خاصی از آن نشده است. لذا حقوقدانان ایرانی نیز با الهام از نوشته‏ها و متون خارجی بطور اجمال به این موضوع پرداخته‏اند. در سطح بین المللی نیز از مدتها قبل توجه جدی به جرم سیاسی بوده و در کنفرانسهایی از سوی مجامع بین‏اللملی برای تعیین حدود و ثغور و تعریف جرم سیاسی تشکیل شده است. (۱۴) حال با این مقدمه کوتاه به تعاریف ارائه شده از سوی قوانین بعضی از کشورها، دکترین، کنفرانسهای بین‏المللی و پیش‏نویسهای پیشنهادی لایحه مربوط به جرم سیاسی در ایران پرداخته و سپس تعریف پیشنهادی را ارائه می‏دهیم

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:12 |

جامعه شناسی روستایی

مقدمه:

بطور کلی جامعه شناسی روستایی به بررسی انواع نظام‌های اجتماعی مانند : خانواده ، جمعیت‌ها ، گروه بندی‌ها ، ارزش‌های اجتماعی ، هنجارهای اجتماعی ، گرایش‌ها ، کارکردها ، تحولات و بالاخره کلیه امور و مسائل جامعه روستایی می‌پردازد که شناخت آن می‌تواند از یک سو برای توسعه ، رفاه اجتماعی و بهبود زندگی روستانشینان سودمند باشد و از سوی دیگر زمینه گسترش جامعه شناس روستایی را به عنوان یک رشته علمی فراهم آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه جامعه شناسی روستایی

جامعه شناسی روستایی در آمریکا نزدیک یک قرن است که عنوان رشته جداگانه‌ای از جامعه شناسی شناخته شده است. نخستین انجمن جامعه شناسی روستایی در سال 1937 تشکیل شد و به دنبال آن مجله جامعه شناسی روستایی انتشار یافت که در آن نتایج بررسی‌های انجام شده در زمینه مسایل روستایی منتشر می‌شد. می‌توان گفت که پیدایش جامعه شناسی روستایی در آمریکا ناشی از مشکلاتی بود که در زندگی مردمان روستایی وجود داشت، به همین جهت بیشتر جنبه کاربردی پیدا کرد.

در اروپا جامعه شناسی روستایی پس از جنگ جهانی دوم روی کار آمد. اما این امر به معنی آن نیست که جامعه شناسی -روستایی از آمریکا به اروپا صادر شده باشد. در اروپا از گذشته‌های دور بررسی‌های روستایی در کنار دانش‌هایی چون : جغرافیا ، تاریخ ، مردم شناسی ، اقتصاد کشاورزی در بسیاری از سرزمین‌ها جریان داشته است. بررسی‌های روستایی ، در اروپا برپایه یک سنت پژوهشی پرسابقه‌ای استوار می‌باشد و میان سالهای 1890 و 1925 تحقیقات روستایی چندی انجام گرفته است. اما پژوهش‌های گسترده‌تر جامعه شناسی چه در زمینه‌های روستایی و چه شهری به زمان‌های اخیر مربوط می‌شود.

اهداف جامعه شناسی روستایی

از جامعه شناس روستایی انتظار می‌رود که مسائل اقتصادی ، فنی ، زیستی ، طبیعی ، و نیز عوامل دیگری که در پذیرش تغییرات و نوآوری‌ها و بطور کلی پذیرش شیوه‌های جدیدی که در پیشرفت اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی موثر است از طریق تحقیق تبیین کند.

جامعه شناس روستایی در وهله نخست یک جامعه شناس است و با همان روشی به بررسی پدیده‌های اجتماعی جامعه روستایی می‌پردازد که جامعه شناس دیگر در زمینه مسائل اجتماعی جامعه‌های شهری ، صنعتی ، خانواده ، آموزش و پرورش و زمینه‌های مشابه دیگر بکار می‌برند. درک معنی جامعه شناسی روستایی با آگاهی از مفهوم جامعه شناسی ، روش‌ها و قوانین آن ارتباط نزدیک دارد به عبارتی دیگر پدیده‌های اجتماعی جامعه روستایی موضوع بررسی رشته خاصی از جامعه شناسی یعنی جامعه شناسی روستایی است.

جی بی تامبار (J.B.Chitambar) هدف جامعه شناس روستایی را شناخت رفتار انسان روستایی می‌داند و عقیده دارد که این امر از لحاظ کاربردی دارای اهمیت خاصی است، زیرا دانشجوی علوم اجتماعی از طریق مطالعه در زمینه‌های جامعه شناسی روستایی می‌تواند درک بیشتری از رفتار انسان روستایی و رفتار خود داشته باشد.

جامعه شناسی روستایی در بررسی جامعه روستایی از دست آوردهای علوم دیگری مدد می‌گیرد، یا اینکه دست کم از روش‌های آن علوم در کار تحقیق استفاده می‌کند. شهر و ده موضوعهای بررسی پیچیده و شواری را تشکیل می‌دهند که شناخت کامل آن با علوم متعددی ارتباط دارد.

جامعه شناسان روستایی همچنین درباره فرهنگ‌پذیری و چگونگی تغییرات فرهنگ سنتی روستایی به تحقیق می‌پردازند و در این زمینه از دست آوردهای مردم شناسان و روان شناسان اجتماعی بهره می‌گیرند.

بررسیهای جامعه شناسی روستایی زمینه توسعه و پیشرفت روستاها را فراهم می‌آورد. کسانی که با مسائل روستایی سروکار دارند، کارشناسان روستایی ، مهندسان کشاورزی ، کارکنان خدمات روستایی ، ماموران دولتی ، مشاوران خانواده روستایی ، مروجان و معلمان کشاورزی ، برنامه ریزان توسعه روستایی همه می‌توانند از دست آوردهای جامعه شناسان روستایی بهره مند شوند.

وجه تسمیه صید کریم ( چاه شوره )

 نام قدیم روستا چاه شوره است : که از دو کلمه ی  وشوره تشکیل شده ا ست . که چاه به معنای چاه آب وشوره به معنای آبی است که مزه ی شوری بدهد .این نام خاطر برای این  روستا انتخاب شده که تمام چاه های آب این منطقه واین روستا دارای آب شور هستند .

 

 نام دیگر وجدید این روستا صید کریم است .صید کریم اسم کسی است که با ما موران زمان شاه در گیر هایی داشته وخودش پولداری بوده است با تشکیل شورا  دراین روستا وهمچنین با تأسیس خانه بهداشت در این روستا از چاه شوره به صید کرسم تغییر نام داد.

 اوضاع تاریخی :

به گفته ی بزرگان این روستا در حدود 70 سال پیش احداث گردید ه است .مردم این روستا قبل از این 70 سال در دوکوه که روستا را میان گرفته اند زندگی می کردند .انها برای پیدا کردن آب از کوه های سرازیر شده اند که با پیدا کردن آب در این مکان ، درهمین جا استقرار یافته اند .

 

 موقیت جغرافیایی روستا:

 این روستا در 48 کیلو متری جنوب غربی شهرستان کوهدشت قرار دارد .دردامنه دشت بین کوه نثار و برآفتاب قرار دارد .این روستا اولین روستایی است که هنتگامی که وارد کوشکی ( چندین روستا ی بزرگ ) می شوی .این روستا از جنوب به کوه نثار (گوهر کوه) واز شمال به کوه های برآفتاب می رسد در قسمت شرقی آن شهر کوچک  گگداب ودر قسمت غرب ان روستای محمد زکی قرار دارد.

 

هوا:

 این روستا از لحاظ آب وهوایی ، آب وهوایی همانند کودهدشت یعنی یعنی نیمه کوهستانی دارد .بیشتر با رشها در  پاییز وزمستان صورت می گیرد ودر فصل بهار کم ترین بارسها می گیرد .

 

 

آب :

فراوانی یا کیمایی آب موثر ترین عامل تعیین کننده شکل سکونت آبادیها بوده است .

 این روستا از لحاظ آب .فقط 3 از چاه های آب استفاده می کردند هم برای استفاده خود وهم برای دامها یشان .آب در این روستا به علت اهکی زمین در اعماق زمین است .وبه همین علت همه مردم از آب چاه استفاده می کردند .اما از سال 1377 با رسانی از مرکز بخش به روستا همه ی مردم از آب آشامیدنی سالم وبهداشتی برخوردار شدند .

چمعیت ونیروی انسانی:

 این روستا از لحاظ جمعیت از روستا های متوسط به حساب می آید که تعداد خانوادهای ان روستا 171 خانوار است .

 تعداد ان 1012 نفر است که 504 آن را زنان و508 آن را مردان تشکیل داده اند .716 نفر از این جمعیت با سوراد و296 نفر ان بی سواد ند. 73 نفر از این جمعیت زیر شش ساله اند .

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول جمعیت ونیروی انسانی :

گروه سنی

مرد

زن

کل جمعیت

4-1

11

3

14

9-5

24

20

44

14-10

55

51

106

19-15

81

80

161

24-20

55

53

108

29-25

79

69

148

34-30

47

52

99

39-35

26

42

68

44-40

20

21

41

49-45

19

25

44

54-50

9

10

11

51-55

5

15

20

64-60

6

10

16

69-65

14

6

20

74-70

13

5

18

79-75

10

3

13

84-80

4

1

5

85 به بالا

کل مرد 508

کل زن 504

کل جمعیت 1012

 

 

 

 

 

 

نسبت جنسی :

 نسبت مردان به زنان را در جمعیت یک منطقه یا کشور نسبت جنسی می گویند .در سرشماری های عمومی در ایران تعداد مردان بر زنان فزونی دارد .در ایران تعداد پسران از شمار دختران در لحظه تولد 105 پسر در مقابل 100 دختر است .نسبن جنمسی روستای صید کریم.

508    m                                                                                                               80/100  = 100 .  508  = s.r                                                                                          

                                                                                                                                 100 m . = نسبت جنسی =  s.r    

میزان زاد و ولد:

 میزان زاد وولد در کشور های مختلف جهان از 10 تا  50 در هزار نتغیی است . میزان موالید در روستای صید کریم به شکل زیر است

برای محاسبه میزان موالید تعداد موالید را با جمعیت کل مورد مقایسه قرار می دهیم

85/12 = 000 1 0 13   .r  .b .c میزان موالید                                                              000  0    b = .  r .b .c

تعداد متولدین یکساله  = b   جمعیت میان سال = p                                                        میزان موالید    .  r .b .c  

 

 میزان مرگ ومیر:

 میزان و میر جاعه را در چند سطح مطالعه می کنند :مرگ .میر عمومی ، مرگ ومیر نوزادان ، مرگ .میر کودکان ...

مرگ ومیر عمومی عبارت است از کسری که صورتتش ، تعداد مرگ ومیر سالیانه آن جمعیت ومخرج ان تعداد ان جمعیت در میانه سال سال است.

 

 میزان مرگ ومیر روستای صید کریم ( چاه شوره )0001 0 D = m

91 /6  = 000 1 0 7 = m                                                                            میزان مرگ ومیر عمومی = m

                                                                                                                    تعداد فوت شدگان در یکسال = D

                                                                                                                    جمعیت میانه سال =P

 مرگ ومیر نوزادان:

 به علت رعایت کتاب بهداشتی وبالارفتن اطاعا ت خانواده ها ( مادر وپدر ) وافزایش امکانات پزشکی مرگ ومیر نوزادان در این روستا در سال 1387 به صفر رسید است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

85 به بالا

84 - 80

79 - 75

74 - 70

69 - 65

64 - 60

59 - 55

54 – 50

49 - 45

44 - 40

39 - 35

34 - 30

29 - 25

24 - 20

19 – 15

14 - 10

9 - 5

4 - 0

90   80    70    60    50    40   30   20    10                                                       10   20   30   40   50   60   70    80   90 

رشد جمعیت:

 رشد جمعیت در روستا به دلیل فعالیتهای کشاورزی ودامداری نداشن اطلاعات کافی زیاد است .البته با تأسیس خانه بهداشت وبالا رفتن سطح آگاهی مردم میزان رشد جمعیت تا حدودی کاهش یافته است .

میزان رشد جمعیت روستای صید کریم.

رشد طبیعی جمعیت = r

جمعیت میانه سال: p

تعاد فوت متولدین =   b

تعداد فوت شدگان = d

 خاواده وازدواج:

 الف : بعد از خانوار نخستینو جه امتیازی که خانواد ه های روستایی را از خانواده های شهری جدا می کند بعد ان است .

 مطلالعات اجتماعی نشان می دهند که نسبت خانواده های پرجمعیت ( 5نفر وبیشتر ) در روستا بیش از شهر است .

محدود یتهای آب وزمین خانوار رابطه وجود دارد .همچنین میان مقدار زمین زراعی و(حق السهم در خانوار از اب روستا) با بعد خانوار رابطه وجود دارد .هر چه میزان آنها بیشتر باشد بعد خانوار بیشتر است .

درروستای صید کریک بعد خانوار حدود 3تا 13                 خانوار می باشد .

ب: نوع خانوار :ویژگی دیگر خانواد روستایی ، در مقایسه با خانواده شهری ، نوع خانواده است  روستایی پدر نام است وشیوه پدر سالاری بران مسلط است در روستا ی صید کریم نوع خانواده پدر سالاری است .همچنین نسبت خانواده های گسترده به کل خانواده ها در روستا بیشتر از شهر است ولی در سال های اخیر خانواده گسترده در روستای صید کریم .بیشتر خانوتده ها ، خانواده هسته ای . وتعداد خانواده های گسترده به عدد 4 می رسد.

 

ج: کارکرد خانواده: نقش وکارکرد  ووظایفه خانواده روستایی در مقابل اعضای خود (زن ) شوهر وفرزندان ) بیشتر از شهر است . در گذشته کار کرد های دینی وآموزشی ، عاطفی ، تفریحی ، اقتصادی ، زیستس واجتماعی کردن در مناطق روستایی برعهده خاواده بوده است .ولی در حال حاضر بسیاری از این کارکردها از عهده ی خانواد خارج شده است وبه موسسات ونهاد های دولتی واگذار شد ه است . در روستا ی صید کریم نیز مانند سایر روستاه های ایران بسیاری از این کارکردها به خصوص: اجتماعی کردن از لحاظ اقتصادی وکارکرد مذهبی را خانواده برعهده داشته ودارد .

 

ارزشهای اجتماعی: ارزشهای اجتماعی خانواده روستایی در مقایسه با خانواده شهری از ویژگیهای خاصی برخوردار ار است.

درروستا ها به علت کمی ارتباطات وکمی آگاهی در جامعه به صنعتی امروز همچنان به سنت های خود پایپند هستند . ارزش داشتن فرزندان زیاد برای جنگ وکار ومخصوصاً داشتن فرزند پسر برای خانواده ها هنوز اهمیت خود راحفظ کرده است .زنان وکودکان در تولید وحیات اجتماعی روستایی نقش مهمی بر عهده دارند پدر سالاری ومرد مداری در روستا معمول است . درروستا احترام وارزش بالایی به نظرات بزرگترها ( مردان ) وریش سفیدان  می دهند سنتها اجتماعی وفرهنگی در اداره امور خانواده روستایی مسلط اند .در مورد ارزشهای اجتماعیروستای صید کریم نیز مانند سایر روستا های ایران است .

 

 

خوشیاوندی:

خویشاوندی عبارت است از مجموعه پیوند ها و روابط خونی ، اجتماعی ، مذهبی ، حقوقی وقانونی واقعی یافته ومشهوریا خیالی که گروهی از افراد را به یکدیگر مربوط می کند.

 برخیاز جامعه شناسان ومردم شناسان روابط مبتنی بر عاطفه  وخویشاوندی را ویژه جوامع روستایی وعشاریری وروابط ادارکی ورسمی را مختص جوامع شهری می دانند. در روستای صید کریم روابط خویشاوند بیشتر مبتنی بر روابط خونی است .بستر اهالی روستا که با یکدیگر خویشاوند هستند در خانه های دیوار به دیوار هم زندگی می کند زمینهای کشاورزی آنان نیز در کنار یکدیگر قرار دارد این امر تا حدودی به علت نا امینی هایی که در گذشته وجود داشته است برای دفاع از یکدیگر در یک مکان جمع شد ه اند .

 ازدواج :

ازدواج پایگذار زندگی خانوادگی استت وآن به رابطه ای قانونی یا عرفی یا شرعی گفته می شود که مرد زن را برای مدت موقت یا دایم به هم پیوند می دهد. وجامعه ان را به رسمیت می شناسد .ازدواج در صید کریم نیز برمبنای مذهب ومقرارت دینی از یک سو وموازین قانونی از سوی دیگر است .وهنگامی رسمی تلفی می شود که خانواده پسررسماً به خانواده پسر رسماً به خانه ی خانواده ی دختر بروند برای خواستگاری .

1- ازدواج فامیلی: در این روستای تا نزدیک 10 سال پیش بیشترازدواج ها ف ازدواج فامیلی بودند واز اهمیت خاصی برخودار بودند اما از مدت مذکور تا الان به بعد مهاجرت زیاد مردان جوان به تهران که به دنبال کار می روند ازدواج هایی از نوع گروهی زیاد تر شد ه است .

2- ازدواج  بیشتری : یعنی ازدواج هایی که زوتر از سن قانونی در هر جامعه صورت گیرد یکی دیگر از ویزگیهای ازدواج  در این روستا پیش رسمی است ومعمولا دختران دربعضی از مواقع دختران را در سنین زیر 15 سال شوهری می دهند .در حدود 30 سال پیش بیشتر ازدواج ها در این روستا در سنین 9 تا 14 سال بوده است .

3- بعضی از ازدواج ها براساس وقل وقرارهایی است که پدر ومادر عرئچوس وداماد در هنگام تولد بچه یبشان داده اند صورت می گیرد . بدین صورت که پدر ومادر عروس وداماد هنگامی که هنوز بچه یشان به دنیا نیامد ه اند با هم قرار می گذارند که اگر بچه یکی از انها پسر وبچه دیگری دختر باشد در آینده با هم ازدواج کنند در روستای صید کریم این رسم بیشتربین کسانی که فامیل هستند اتفاق می افتد البته در سالهای اخیر به علت سرباز زدن بچه از این کار این سرم تاحدودی خیلی زیاد کم رنک شده است .

میانگین سن ازدواج دختران:

میانگین سن ازد.پواج دختران روستای صید کریم 28 سال است .از دلایل بالا رفتن سن ازدواج دحتران در این روستا می توان به ادامه تحصیل انان اشاره کرد .

میانگین ازدواج پسران :

 میانگین سن ازدواج پسران در روستای صید کریم در حدود 30 / 29  سال است از دلایل بالا رفتن سن ازدواج در اینرستا میتان به نداشتن کار وموفقیت مال مناسب اشاره کرد .

در پایان بحث ازدواج در روستای صید کریم ذکر این نکته است  می باشد که جوانان (پسر ) این روستا که برای کار کردن به تهران می روند به علت اینکه خود موقیت مالی مناسبی ندارند- با دختراننی که جهیزیه و موفقیت بهتری دارند درهمان نجا ازدواج کی کنند که این امر در سالهای اخیر بیشتر اتفاق افتاد است .

 

 

 

 

 

آموزش وسواد:

 برای بدست آوردن میزان باسوادان هر منطقه باید تعداد با سودان را برتعتاد جمعیت بالای 6 سال آن منطقه تقسیم کرد میزان سواد در روستا صید کریم :

 00=71601001 0تعداد باسوادان= میزان باسوادان

 939 جمعیت بالای 6سال                       کل جمعیت بالای 6 سال

716 : نفر باسواد

بهداشت وخدمات در مانی :

تاقبل از سال 79 روستا از لحاظ بهداشتی وضع خوبی نداشت . به علت اینکه دامدتاری شغل اصلی مردم  روستا بود فضولات حیوانی را در نزدیک منازل می ریختند و یکی دیگر از معضولات بهداشتی روستا نبودن جداول آبرو بود کگه مردم آشغال های خود را در آن های می ریختند چون هرکسی آبسرو خانه اش در داخل کوچه یا کنار جان بود واین آبسر وها به جایی دورتر باعث بیماریهای واگیر می شد .اما از سال 79 با تأسیس خانه بهداشت در این روستا کاهش دامداری وضع بهداشتی روستا تا حدودی بهبود یافت مخصوصاً ازلحاض آبسرد ها.

 

برق رسانی وآب رسانی:

 تاقبل از سال 64 مردم از نعمتبرق برخوردار نبودن ودر شبها از نور فانون سهای قدیمی استفاده می کردند .البته کسانی که وضع مالی خوبی داشتن از موتور های برق استفاده می کردند که تعداد ان از 2 موتور رق بیشتر نبود در سال 1364 با برق رسانی به روستا همه ی مردم ازنعمت برق برخور دار شدند .

 

نوع جاده  وفاصله ان تا جاده اصلی :

این روستا از لحاظ جاده وراه وسایل نقلیه از روستا های نه چندان محروم محسوب می شود .این روستا تا قبل  ازسال 1375 جاد ه ای خاکی برخوردار بود . دانش آموزان راهنمایی ودبیرستانی برای رفتن در حدود نیم ساعت هرروز این جاده را طی کرده وبه روستا های اطراف رفته اند وتا شهرستان موهدشت که حدود 47 کیلو متر از آن فاصله دارد .نزدیک به حدود 25 کیلو متر ازآن را تا زانوله در جاد ه های رفت وآمد می کردند ازسال 1375 با آسفالت کردن جاده مردم از امکانات بهتری برای رفت وامد برخوردار شدند ...

 

بافت اجتماعی وفرهنگی روستا:

 از لحاظ طبقاتی وفرهنگی سه سطح بالا متوسط وپایین هستند که اکثر انان از لحاظ طبقاتی در سطح پایین هستند چیزی حدود 20 در صد از آنان بالا وحدود 30 در صد در سطح متوسط بقیه در سطح پایینی قرار دارند ازلحاظ فرهنگی نیز همگی در یک سطح قرار داشتند وبا هم تفاوتی ندارند .

قشربندی روستا :

 تقسم بندی جامعه به صورت لایه های کاملاً مشخص وقابل شناخت مانند : قشرها ،  مانند قشر ها طبقات ، کاستها

 پایگاههای – اصطا حاً قشربندی اجتماعی نامیده می شود در روستا صید کریم به طور کلی سه قشر وجود  داشت

1- زمینه داران

2- دامداران

3- بی زمینها ( کار گران )

زمینه داران کسانی بودند که به علت اینکه یا با ماموران شاه همکاری کرده ودر زمینهای زیادی به عنوان هدیه دریافت کرده بودند ویا کسانی بودند که خود وضع مالی خوبی داشتند وزمینهای زیادی خریداری کرده بودند .اینان با خود در زمینهای کار می کردند یا انها رابه صورت مزرعه به مردم می دادنند که بقایای ان ها مخصوص کرده دوم هنوز به قدرت خود با قیست.

 دامداران: کسانی بودند که دامهای زیادی را داشتند(بز وگوسفند ) وهمیشه در ییلاق وقشبلق بودند .

 بی زمینها: کسانی بودند که  نه زمین دار نبودند ونه دامدار اینان بیشتر به عنوان پادو برای زمینداران کار می کردند .در مقابل یا به آنان پول می دادند یا اگر کس وکاری نداشتند در مقابل کار برای انان زن می گرفتند وتشکیل زندگی می دادند ودر کنار خودشان می ماندند .

 

ساختار اقتصادی ومعیثت:

 این مالک مهمترین معیار تشخیص شهروروستا ازهم محسوب می شوند وآن را می توان عامل تعیین کنند شهر یا روستا بودن یک نقلیه دانست .شغل اساسی مردم این روستا کشاورزی است البته دامداری هم می کنند ولی به علت مشکلات سالهای اخیر دامداران روبه کاهش است .اهالی این روستا معیشت خود را از از طریق کشاورزی می آورند .

شیوه ی سکونت :

 منظوراز شیوه سکونت عبارت است :  منظور از شیوه سکونت عبارت است : شکل خانه ها ومحل استقرار خانه ها با توجه به شرایط طبیعی ، اقلیمی ، اجتماعی ، سیاسی ونظامی . شیوه سکونت روستای صید کریم به صورت متمرکز طولی است که در امتداد یک جاده قرار ( دو طرف جاده ) قرار  دارند.

 

 

مصالحه ساختمانی:

 نوع مصالح ساختمانی به کار رفته (در قدیم ) بیشتر از سنگ وگل است وشکل انها قدیمی ولی در چند سال اخیر به لطف وام ، اکثر مردم خانه های دارند .که  هیچ فرقی از لحاظ مصالح وشکل ظاهری با خانه های شهری ندارند .

اوضاع سیاسی:

 مردم روستا در اوضاع سیاسی بخصوص در مواقع انتخابات بسیار مصمم هستند وتعصب ویژه ای به کا ند ید ای خود دارند ودر مواقع انتخابات به دو دسته تقصمیم می شوند هر دسته برای کاندید ای خود تبلیغ می کنند ومعمولاً قبل ازانتخابات برای هم شاخ وشونه می کشند وبعد از اتمام انتخابات گروه پیروز به سر وصدای خاص به شادی می پردازند وبه گروه مغلب سرکوفت می زنند تا حدی که در بعضی مواقع در کپگیر های شدیدی  پیش می آید که مداخله پلیس ختم به خیر می شود .

حدمات ارتباط:

این روستا از لحاظ خدمات ارتباطی مانند تلف وپست محروم بوده .ولی از سال 1384 باران اندازی مخابرات مدم از این نعمت برخوردار بودند البته قبل ازاین مدت بودند کسانی که از تلفن های همراه برخوردار بودند ولی تعداد انها زیاد نبود در سال 1387 با تأسیس پست بانک در این روستا مردم از رفا بهتری  ازلحاظ ارتباطات برخوردار شدند.

 زمینه های تولید منابع معیشیت:

 منظور از زمینه های تولید منابع بخشهای از اقتصاد کشاورزی است که روستائیان کشور از آن به کار تولید می پردازند .ودر آمد خودرا ان تأسیس می کنند مهمترین زمینه های تولید منابع معیشت در امد روستای صید کریم عبارتند از.........

زراعت:

زراعت در میان بخشهای کشاورزی ایران اهمیت بیشتری دارد ومی توان گفت که در اکثر روستا ها بیشترین سهم در آمد  خانواده ها از محل زراعت تامین می شود .درروستای صید کریم از میان محصولات زراعی مختلف بیشترین سهم را گندم وجو به خود اختصاص داد ه اند شاید بهتر بتوان گقت بیش از 95 در صد زراعی آنها گندم و جو است البته به صورت دیم ومقدار کمی نیز نخود وعدس امکان کشاورزی آبی روستا وجود ندارد .

دامداری ودامپروری:

در بسیاری از موارد که زراعت کفاف خرج خانواده ه را نمی دهد ویا اینکه بعضی از انها زمین ندارند که به کشاورزی بپردازند آنان مجبورند که به دامداری بپردازند .آنها در فصل بهار به ییلاق می روند ودر فصل تابستان دوباره همراه دامهایشان به روستا برمی گردند

  مر غداری:

 دربسیاری نزدیک به چهار مرغداری در فصل پاییز وزمستان شروع به فعا لیت کردن البته به صورت سنتی ولی به علت شیوع بیماری واگیر دار وتلف شدن تقریباً همه ی مرغهای انها نیز کار خود را تعطیل کردند.

باغداری :

با بالا رفتن مخارج زندگی وکافی نبودن سایر منابع در آمد ، مردم به باغداری روی می آورد ه اند .که این کار حدود 3 سال است که شروع شده ولی به سرعت به تعداد باغداران اضافه می شود .

ابزار کار:

در روستا قبلاً برای انجام زراعت از حیوانات استفاده می کردند (گاو ) اما در حال حاضر از ماشین آلات صنعتی  مانند تراکتور ، ردیف کار ، خرم کوب بادی سم پاشی های صنعتی استفاده می کنند .

 اماکن مقدس:

 در این روستا به جزء مسجد امام حسین (ع) هیچ مکان مقدسی وجود ندارد در ماه مبارک رمضان وماه محرم مسجد بیشترین فعالیت خود را دراست .همچنین کلاسهای بسیج در مسجد برگزار می شود مسجد امام حسین (ع) در سال 1357 (احداث گردید است .

آداب در سوم عزاداری :

 در هنگام فوت یکی از اهالی این روستا چنانجه فرد در شهرستان کوهدشت بمیرد اورا یک شب در سردخانه می گذارند صبح روز بعد اعلامیه پخش می کنند تشیع جنازه او در ساعت چند تا  چند برکزار می کردد .واو را طی مراسمی به خاک می سپارند .واگر در خود روستا بمیرد در همان روز اورا در روستا به خاک می سپارند   .اگر  خانواده شخصی که فوت است خانه ای خوب وبزرگ داشته با شد مراسم ختم اورا در خانه برگزار می گردد .در غیر این صورت از مسجد روستا استفاده می کنند .مردم ( زنان ومردان ) تا روز هفتم او مرتب صبح وظهر به منزل آنان می روند وبه ناله وشیون می پردازند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:11 |

جامعه شناسی تخریب در تهران

اندیشه  - مقاله حاضرکه توسط سرویس اندیشه خبرآنلاین تهیه و تدوین شده است، می‌کوشد با کمک مباحث نظری و اطلاعات تجربی به دست آمده از تحقیق به بررسی علل پدیده تخریب های اجتماعی یا و ندالیسم در تهران بپردازد. در ادامه بحث پیرامون ویژگیهای افراد جوان متمایل به ناهنجاری در این راستا با کاربرد روش پیمایش سعی شده است که اطلاعات مورد نیاز با توجه به اهداف و فرضیه‌های تحقیق جمع‌آوری شود.

در شرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزار هایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد در نتیجه از راهای دیگری که خلاف است سعی میکند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فردنابهنجار شد و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا بسامانی شد و به عبارتی با از بین رفتن ارزشها و هنجار یا ضعیف شدن هنجار ها و ارزشها اعضای جامعه دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند .

به نظر مرتون:((بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است))،(فرجاد ،1382،ص 12).
نابهنجاری ها در قالبهای مختلفی در جامعه ظهور پیدا می کنند مانند سرقت ،اعتیاد،فرار از خانه،فحشا... که ناشی از طلاق ،اختلافات والدین،ستیز خانوادگی و ...... .
یکی از این نابهنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی،فضای سبز،جاده ها ،دیوارها،..... باشد . که چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و کسی که گرایش به این گونه تخریب ها دارد را وندالیسم نامیده می شود . تخریب اموال عمومی از سوی جوانان و نو جوانان دارای عواض و پیامدهای ما د ی و معنوی می باشد . اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید لذا با توجه به اینکه اکنون به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک های تلفن ، اتوبوس ها ، کندن جاده ها ، خراب کردن دیوارها ، شکستن شیشه های مغازه ها و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوا نا ن بو د ه ا یم لذ ا در ا ین پژ و هش ، بیشتر به د نبا ل علل و عو ا مل ر خ دا د ن چنین ر فتا ر ها ی نا بهنجا را نه از سو ی جو ا نا ن بو د یم. تلا ش ما در این تخقیق بر این بو د که با دید گا هی علمی به بر ر سی پد ید ه وندا لیسم در شهر تهر ا ن بپر دا زیم که در قسمت نتا یج و جمعبند ی به آن اشا ر ه می شو د.

مقدمه
اگر چه به زعم آسیب شناسان اجتماعی همه صور و انواع نابهنجاری‌ها و نژندهای اجتماعی چون سرقت، قتل، قمار، قاچاق، خودکشی ،فحشا؟ء، اعتیاد.الکلیسم، وندالیسم و نظیر آن، معلول سازگاریهایی است که بر روابط فرد و جامعه حاکم است، مع الوصف باید توجه داشت که در همه دوره‌های تاریخی بنا به ماهیت و طبیعت ساختارها ،سازمان‌ها، نهادها و روابط اجتماعی تولید ، صور، اشکال و انواع خاصی از کجروی‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در جوامع بروز و نمود یافته است. از این رو در برخی از دوره‌های تاریخی بعضی از رفتارها، رفتارهای نژند یا کجرو تعریف کرده‌اند. رفتارهای نژند جدیدی، نیز که خاص جامعه جدید است، موطرح شده‌اند، به عبارت دیگر با تغییر ساختارها و مناسبات اجتماعی، نه تنها اشکال و انواع جدیدی از نا به هنجاریها پدید آمده‌اند بلکه میزان شیوع و رواج و نیز معنی و مفهوم آنها تغییر یافته‌اند. شاید سخن دور کهایم (1343، ص 94) شاهد صائبی بر این مدعا باشد که: وندالیسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهکاریهای است که در جامعه جدید نمود و ظهور یافته است. ژانورن (1963)، ویلینسن (1995)، هوبر(1991)و گلداستون (1998) آن را برخی مدرن و نوظهور دانسته‌اند که به مثابه معضلی اجتماعی تا نیم قرن پیش مطرح نبود.

به زغم این صاحب نظران عصیان روز افزون انسان، علی الخصوص نسل جوان، در برابر تحمیلات اجتماعی و نیروهای قاهر و سرکوبگر بیرونی نه تنها مبین احساس اجحاف و درماندگی آنها بلکه گویای خشم وپرخاشگری آنان در اثر احساس اجحاف و درماندگی است از این رو وندالیسم برخی نوظهور و مدرن در جامعه جدید است که عکس العملی است خصمانه و واکنشی است کینه توازنه به برخی از صور فشارها، تحمیلات، ناملایمات، حرمانها، اجحاف ها و شکستها.

درستون جامعه شناسی انحرافات و آسیب‌شناسی اجتماعی با وندالیسم دکر را به مفهوم داشتن نوعی روحیه بیمارگونه به کار رفته که مبین تمایل به تخریب آگاهانه، ارادی و خود خواسته اموال، تاسیسات و متعلقات عمومی است (ویکلینسن،) کلارک، 1991) مع‌الوصف باید توجه داشت که اغلب صاحب نظران و محققان آن را به مثابه جنایتی خرد و از انواع بزهکاری جوانان به شمار آورده‌اند (میر وکلینارد 1986، ژانورن 1963) در کشورهایی که دارای نظام منظم ثبت اطلاعات مربوط به میزان خسارت ناشی از وندالیسم در بخشهای مختلف هستند. آمارهای ترخیص شده حکایت از وسعت، شدت، دامنه، تعدد و تنوع وندالیسم در بخشهای خدمات، محیط ریست ، آموزش، بهداشت، تفریحات و نظایر آن و نیز سنگینی خسارات وارده و هزینه‌های تعویض و تعمیر وسایل و اشیای (تخریب شده دارد.

(کلارک، 1991، هوبر:1991) قابل ذکر است تا قبل از زمستان 1374 که نخستین تحقیق منظم در باب علل و شیوع وندالیسم در تهران بزرگ به همت شهرداری تهران و موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران انجام یافت،(محسنی تبریزی، 1374)با اطلاعات قلیل و دانش‌ محدودی در باب وندالیسم به ویژه در تهران که بزرگترین حوزه کشوری است.وجود دانست.در حال حاضر تحقیقات محدودی هم در گوشه و کنار صورت گرفته است.در حقیقت در این تحقیقات به دنبال بررسی ریشه‌ای علل و عوامل پدیده وندالیسم در جامعه هستیم.امید است که این تحقیق بتواند نمای کگوچکی را از وندالیسم به تصویر بکشد و راهکارهای به دست آمده در این مورد بتواند قدمی هر چند کوتاه در راه برداشتن معضل وندالیسم در جامعه بردارد

مبنا ی نظر ی وندا لیسم:
روانشناسان، جامعه شناسان هر کدام به تنهایی کفایت لازم را در تبین علل رفتار آدمی را نداشته و غالباً اسیر تنگ نظریها ، تک سبب بینی‌ها و تقیدات و تعصبات حوزه‌های نظری خود هستند. در مکتبهای جامعه‌شناسی، سازمانها، ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به مثابه واقعیتهای اجتماعی علت رفتار آدمی به حساب آمده‌اند و رفتارهای بزهکارانه را معلول ساختارهای اجتماعی و فلرهنگی دانسته‌اند، در مقابل روانشناسان و بویژه روانکاوان آن را معلول کارکرد نیروهای سرکش درونی پنداشته‌اند. گروهی از صاحب نظران نیز در مقابل به تعامل میان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره کرده‌اند.

رویکرد آنان بیشتر به روانشناسی اجتماعی نزدیک است و فرد و جامعه را توماً و در کنشهای متقابل در جریانات رفتاری دخیل می‌دانند. «و بر این اصل اصرار می‌ورزد که انسان در عین حال که سازنده جامعه و واقعیات اجتماعی است زیر نفوذ تولیدات خود نیز قرار دارد و به قول ایان تایلور رابطه‌ای که میان انسانها و جامعه است یک رابطه دیاکلتیک است و این را در تمام مراحل گژ رفتاری می‌باید در نظر آورد. (تایلور، 1973 صص 3-1) در زیر به پاره‌ای از نظریاتی که در تعیین الگو و مدل تحقیق موثر بوده‌اند می‌پردازیم.

بیگانگی و وندالیسم
دربسیاری از تحقیقات (تایلور 1973، فلکس 1986، استفنس میر 1989، گلداستون 1990، کلارک 1991 و...) به این نتیجه رسیده‌اند که وندالها و جوانان بزهکار به طور دراماتیک یکی از بارزترین و مشهورترین گروههای بیگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم این صاحب نظران وندالهای بیگانه معمولا در خانه‌هایی غیر منضبط با والدینی سر در گم و مردد و نامطمئن درماندگی و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآمیز پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمانهای تاسیس شده در جامعه نشان می‌دهند. این امر شاید با بحث لوئیس فیوئر (1973) در باب منشا انتسامی و روانی بیگانگی نسل جوان و روحیه‌ی انتقامجویی و رفتار توام با خشونت و ویرانگرایانه‌ی آنان مرتبط باشد. فیوئر آن را «تدبیر ناخودآگاه» می‌نامد. می‌نویسد.

«احساسات و عواطف صادره از ناخودآگاه جوان که ناشی از ستیز نسلهاست خود را در جهان نامتعارف و غیر عقلایی به طور بارزی نمودار می‌سازد.» (فیونر، 1973، ص8) به نظر فیوئر، بیگانگی روانی خود را در صور رفتارهای نابهنجار نظیر وندالیسم، خشونت، میل به انتقام‌جویی و نظایر آن بورز می‌دهد. از این رو بیگانگی ماهیتا امری نابهنجار و جرم زاست. این نوع برداشت در مقابل آن دسته نظریه‌های مارکسیتی قرار دارد که بیگانگی را امری طبیعی، مولد و آفریننده می‌بینند. (محسن تبریزی، 1370، صص 73-25) در این میان نظریه پردازان مختلفی مانند: کنیستون، ریچارد فلکس، ... نظریات مختلفی دراره‌ی بیگانه شدن وندالها از ارزشهای جامعه و خانواده جست می‌کنند و بواقع بیگانگی معلول تربیت خانوادگی و تضاد دیدگاههای خانواده ، با جامعه با... می‌دانند.
وندالیسم در نظریه‌خهای ناکامی، احساس اجحاف و پرخاشگری:

فروید از طرفداران نظریه‌های ناکامی و پرخاشگری بر این عقیده است که انسان با عریزه مرگ زاده می‌شود. هنگامی که این غریزه متوجه درون شود به صورت تنبیه و مواخذه خود ظاهر می‌گردد و در موارد افراطی منجر به خودکشی می‌شود. هنگامی که این غریزه متوجه برون گردد به صورت خصومت، خشونت، آزار و اذیت، وندالیسم، تخریب وقتل تجلی می‌نماید. فروید معتقد است که این نیروی پرخاشگرانه می‌باید به طریقی تخلیه شود و چنانچه این تخلیه صورت نگیرد فرد را با کسالت ، رخوت و ناآرامی روبرو خواهد ساخت. فروید مصر است که جامعه ضرورتی حیاتی در کنترل و مهار غریزه خشم انسان است و او را یاری می‌دهد تا از آثار مخرب این نیرو بکاهد و آن را به رفتاری مفید و پسندیده بدل نماید (ارونسون، 1369 ، صص 162-3)
از دیدگاه فروید و برخی از روانکاوان، خشم و پرخاشگری مولود و محصول موقعیتها و شرایط نامطلوب و نامطبوع از قبیل دلتنگی، ورشکستگی، درد، حزن، اندوه، و نظایر آن است. روانکاوان دست کم سه شیوه برای پالایش نیروی پرخاشگرانه پیشنهاد کرده‌اند.

1) صرف آن در فعالیتهای بدنی، از قبیل بازیهای ورزشی دودین، جست و خیز ، مشت زدن و نظایر آن 2) شتغل به پرخاشگری خیالی و غیر مخرب 3)اعمال پرخاشگری مستقیم،حمله به فرد یا موضوع‌ ناکام کنند.آزار و اذیت، ناسزا گفتن، صدمه زدن، تخریب و دیگر رفتارهای معطوف به ویرانگری
امروزه اغلب شواهد دلالت بر این موضوع دارد که پرخاشگری مستقیم نیاز به پرخاشگری بیشتر را کاهش نمی‌دهد. به عبارت دیگر آسیب رساندن به دیگری، احساسات مخفی پرخاشگر را نسبت قربانی افزایش می‌دهد و در نتیجه منجر به پرخاشگری بیشتر می‌شود. اورستون متذکر می‌گردد که خشونت تمایل به خشونت را کاهش نمی‌دهد بلکه به عکس خشونت موجد خشونت است. (اروسنون، 1369، صص183-84)

نتایج و یافته‌های تحقیق:
بر اساس نظرات صاحب نظران و تحلیل گران علوم اجتماعی و روان‌شناسی باید گفت که به وجود آمدن یک فرد وندال تابع علل و عوامل اجتماعی و روانی مختلفی می‌باشد. که مهمترین عاملی که به نظر می‌رسد تاثیر بسزایی در گرایش جولنان به انحراف دارد، تاثیر خانواده بربزهکاری جوانان می‌باشد. خانواده کوچکترین و در عین حال مقدسترین سلول اجتماعی به شمار می‌رود که بر اساس یک اتحاد معنوی، خونی و اجتماعی استوار گردیده است. جامعه شناسان معتقدند که خانواده بیش از محیطهای دیگر وظیفه تربیت اخلاقی و معنوی طفل و به تعبیر دیگر نقش اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد.
هر گونه روابطی که بین والدین بر فرازباشد به مثابه الگوی است که کودک خودش را با آن هماهنگ می‌کند و بواقع اگر تنش را مشاهده نماید قطعاً ستیزه گر و اگر صلح و صفا را مشاهده کند قطعاً انسانی صلح خواهد شد در بررسی یافته‌ها و نتایج بدست آمده از میدان تحقیق، گویای آن است که بشترین فراوانی در میان پاسخگویان (گروه سنی 24 سال به بالا) با 86 درصد می‌باشد، همچنین توزیع فراوانی جنسیت پاسهگویان حکایت از آن دارد که از میان کل حجم نمونه (37 درصد مردان) و 63 درصد زنان بوده‌اند. سطح تحصیلات پاسخگویان بیانگر این مطلب است که از کل نمونه مورد بررسی 38 درصد پاسخگویان در مقطع تحصیلی لیسانس و بالاتر می‌باشد بررسی اشتغال والدین نشانگر این بوده که 51 از پدران شغل آزاد و 73 درصد از مادران خانه دار بوده‌اند. توزیع فراوانی وضعیت مسکونی پاسخگویان حاکی از آن است که 75 درصد از پاسخگویان دارای منزل شخصی بوده‌اند.در مجموع 89 درصد از والدین پاسخگویان با هم زندگی می‌کردند. در پاسخ به این سوال که رفتار خانواده با شما چگونه است؟ 48 درصد از پاسخگویان رفتار خانواده را خیلی خوب توصیف کرده‌اند. همچنین نتایج بدست آمده گویای آن است که 71 درصد از پاسخگویان اختلاف و دعوا را در خانواده در حد خیلی کم و کم انتخاب نموده‌اند. پاسخگویان در پاسخ به این سوال که آیا شما تا به حال کلمه وندالیسم(تخریب اموال عمومی)را شنیده‌اید:نتایج نشان می‌دهد که41 درصد از پاسخگویان پاسخ بلی داده‌اند نتایج بدست آمده گویای آن است که 55 درصد از پاسخگویان تفریحات خویش را به رفتن به پارک و سینما اختصاص داده‌اند همچنین نتایج بدست آمده گویای آن است که 24درصد از پاسخگویان مرتکب وندالیسم شده‌اند.بررسی نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که پاسخگویان در پاسخ به این سوال که به نظر شما علت وندالیسم چیست: پاسخگویان علل خودخواهی، انتقامجویی و خصومت، جامعه، نارضایتی از زندگی از خود بیگانگی، غلبه تکنولوژی بر انسان را ذکر کرده‌اند. همچنین نتایج نشان می‌دهد.

پاسخگویان در پاسخ به این سوال که به نظر شما علت وندالیسم چیست ؟ پاسخگویان علل خود خواهی، انتقامجویی و خصومت جامعه ، نارضایتی از زندگی، از خود بیگانگی، غلبه تکنولوژی بر انسان را ذکر کرده‌اند. همچنین نتایج نشان می‌دهد که 77درصد از پاسخگویان اظهار داشته‌اند که نظارت اجتماعی نمی‌توانند عاملی برای کنترل ازدیاد اعمال تخریبی باشد. 84درصد از پاسخگویان، عدم رشد کافی شخصیت فرد و جامعه‌پذیری فرد، می‌تواند عاملی برای اعمال تخریبی باشد در بررسی فرضیات پژوهش، نتایج نشان می‌دهد که: 1) بین رفتار خانواده با فرد و ارتکاب رفتار نابهنجار وندالیسم رابطه معنا دار وجود ندارد. 2) بین تمایا به گذران اوقات فراغت با کارهای خطرناک و هیجان آور و ارتکاب نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود ندارد.3)با توجه به سطح معنا داری محاسبه شده برای آزمون خی دو که کمتر از 1% رد شده و فرضیه پژوهشی مبنی بر وجود رابطه بین متغیرهای مورد بررس، تایید ده است، به عبارت دیگر با 99% اطمینان می‌توان اظهار داسشت بین تحریک پذیری فرد و ارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود دارد.4)با 99% اطمینان متوان اظهار داشت بین جلب توجه مردم و ارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود دارد. 5)با 95% اطمینان و 5% درصد خطا می‌توان اظهار داشت بین عدم قدرت قضاوت فرد و ارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود دارد. 6) با اطمینان 995 می‌توان اظهار داشت بین عصبانیت و ارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود دارد. 7) بین رشد کافی شخصیت و ارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معنا داری وجود ندارد. 8) با 99% اطمینان می‌توان اظهار داشت بین کمبود توجه با توجه بیش از حدوارتکاب رفتار نابهنجار (وندالیسم) رابطه معناداری وجود دارد.

ارائه پیشنهادات و رهنمودهای حاصل از یافته‌های پژوهش
1) وندالیسم را می‌توان مانند هر مساله اجتماعی دیگر نمودی از ناهمانگی، نابسامانی ، عدم کارکرد صحیح برخی نهادهای زیربط آن مساله در جامعه داشت. اگر مساله اجتماعی را به مانند بیماری در جامعه تلقی نماییم، در این صورت راه‌حلها و پیشنهاداتی را می‌توان جهت حل آن را ارائه کرد.
2) در نظر گرفتن استحکام و شکل‌فیزیکی مناسب (به لحاظ عدم امکان تخریب وسایل، امکانات و اماکن عمومی،(در این رابطه به پژوهشها و آزمایشهای آلن و گرین برگرد 1387) در رتردام می‌توان اشاره نمود، یعنی استفاده از ماد و مصالحی که کمتر مورد نظر این گونه افراد (وندالها) است
3) آموزش تبلیغ: توجه به امر آموزش و تبلیغ، پیرامون موضوع وندالیسم از جمله راه حل دیگر می‌باشد که جهت حل این مساله اجتماعی در برخی کشورها مورد توجه قرار گرفته است از جمله این موارد آموزشی و تبلیغی می‌توان به فقیلم کارتون بلندی اشاره نمود که در کشور آمریکا ساخته شده و موضوع آن به طور صریح در رابطه با وندالیسم می‌باشد
4) مطلوب ساختن شرایط محیط زیست : توجه به امور زیبا شناسی در ساخت اموال و احداث اماکن عمومی (از جهات گوناگون) و بهبود و اصلاح محیط زیست و زیبا سازی، وندالها را از دست زدن به خرابکاری منصرف می‌کند و می‌تواند به عنوان راه حلی مناسب برای مقابله با وندالیسم بکار آید.
5) ایجاد در بوجود آوردن زمینه‌هایی برای مشارکت مردم، در حل مشکل وندالیسم، بعنوان مثال در سوئد،دانش‌آموزان مدارس را طی برنامه‌ای به نظافت وسایل و اماکن عمومی دعوت کردند.
و به آنها دستمزد نیز داده شد، در انجام این فعالیتها رسانه‌های گروهی نیز مشارکتهای فعالی را از خود نشان داده‌اند
6) نظارت اجتماعی (کنترلهای اجتماعی رسمی و غیر رسمی)از جمله راه حلهای دیگر مقابله با وندالیسم در برخی کشورها،استفاده از نیروی نظارت اجتماعی (کنترلهای اجتماعی رسمی مانند ابزارهای قانونی و پلیس و کنترل‌های غیر رسمی مانند ابزارهای اخلاقی، ارزشی و فرهنگی) می‌باشد. امید که تحقیق فوق بتواند گاهی هر چند کوتاه در راه برداشتن معضل وندالیسم در جامعه بردارد.

منابع
1) اشرف، احمد «کژرفتاری» مسایل انسانی و آسیب شناسی اجتماعی ، مجموع گفتارهای درسی، آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی 1354.
2) پاتریس ژانورن، «وندالیسم، بیماری جهانی خرابکاری» ترجمعه ماهان فرخ.
3- فرجاد، محمد حسین «آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات». انتشارات بدر.
4- محسنی تبریزی، علیرضا (1374)، بررسی وندالیسم در تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، تهران.
5- دو اصل،دی ای 1376)، پیمایش در تحقیقات اجتماعی ، ترجمعه هوشنگ نایبی، نشر فی ، تهران،
6- کرج، دیوید، کراچفید، ریچارداس، بلاکی، رجرتون ال ، (1347)، فرد و اجتماع، ترجمه محمود صناعی ، انتشارات زوار، تهران.
1- Bandura , Albert (1961) Tran smission of Aggression through Imitation if Aggressive Models journal of A bnorman and sovial psychology
2- Clarke R (1991-1998) Tacking van dalism A Home office Research unit Report vol . IIilandon.

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:10 |

 

 

فهرست                                                                                                  صفحه

پیش گفتار                                                                                                  4

فصل یکم

ارزش ونهاداجتماعی                                                                                    5

انواع ارزش ها                                                                                            9

ارزش های سیاسی                                                                                      9

ارزش های دینی                                                                                       10

ارزش های اقتصادی                                                                                  11

فصل دوم

نهاد وسازمان های اجتماعی                                                                        12

انواع نهاد وسازمان های اجتماعی                                                               13

فصل سوم

نهادخانواده                                                                                                15

تعریف خانواده                                                                                            16

 

اشکال خانواده یا                                                                                        17

سیستم های خویشاوندی

خانواده گسترده                                                                                          18

خانواده زن وشوهری یا                                                                              19

خانواده مستقل

فصل چهارم

ازدواج                                                                                                          22

انواع ازدواج                                                                                                24

 

منابع                                            28

 



 

 

 




 

پیش گفتار

درپایان قرن پنجم قبل ازمیلاد،براثرنهضت علمی سوفسطاییان تحقیق ومطالعه درباره ی اموروپدیده های اجتماعی موردتوجه وعنایت فلاسفه یونان قرار گرفت،وباتحریردواثرمعروف وجاویدان«جمهور» و«سیاست»بوسیله افلاطون وارسطوبراهمیت

 دانشی که امروزجامعه شناسی نام گرفته ودر آن زمان جزیی ازشعبه علمی فلسفه(تدبیرمنزل،سیاست مدرن واخلاق)بودافزون گردید.

درایران بااینکه دانش جامعه شناسی سابقه چندانی ندارد،ولی درنخستین سال های تدریس آن به وسیله ی استاد دکترغلامحسین صدیقی دردانشکده

ادبیات ودانشسرای عالی دانشگاه تهران،اولین تألیف جامعه شناسی به زبان فارسی نیزبه وسیله

دکتر یحیی مهدوی استادفلسفه ی دانشگاه تهران درسال1322منتشرشدوپس از آن هیچ کتابی در این زمینه انتشارنیافت،تادر10سال اخیرکه به وسییله ی اساتید وعلاقه مندان به جامعه شناسی کتبی چنددر زمینه ی جامعه شناسی عمومی و خصوصی وبه منظورتدریس در دانشگاهها تألیف یا ترجمه گردیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل یکم:

 

 

 

 

 

 

ارزش ونهاداجتماعی

ازنظرجامعه شناسی،ارزشهای اجتماعی به آن دسته ازواقعیات واموری اطلاع میگردد که نیازمادی ومعنوی افرادجامعه رابرآورده میسازد.

مانند:ارزش قدرت،ارزش ثروت،ارزش دانش

 ارزش تقوی،ارزش احترام وغیره.

وازآنجاکه درهرجامعه ای سنن وآداب ورسوم و

مقتضیات اجتماعی متفاوت است .ارزشهای اجتماعی نیزکه ریشه وپایه رفتار وکردار وجدانی    وعقلی افراد جامعه اند بر حسب نیاز فرهنگی و اخلاقی جوامع نسبی میباشند. 

ارزشهای اجتماعی اشیاء جانداریابی جان،نفسانی یا غیرنفسانی،مادی یاغیرمادی میباشدکه برحسب نیازجامعه موردنظرورضای اجتماعی اعضای گروه بوده ومعمولابرافرادتحمیل میشوندوانکار کردن آنها نیزغیرممکن است.

بعلاوه ارزشهای اجتماعی ممکن است برای جامعه ای نتیجه مثبت یامنفی بار آورد زیرا رفتاروسلوک افرادگذشته ازاینکه منعکس کننده

رأی اجتماع نسبت به ارزشهای اجتماعی

است،میتواند درگروه اجتماعی نیزمؤثرباشد. حتی آنراتغییردهد .منظور از مثبت یا منفی بودن ارزش نتیجه عملی است که صاحب ارزش به سود یا زیان جامعه انجام می دهد. مانند استفاده از ارزش ثروت به نفع و خیر عمومی و یا استفاده نا معقول وزیان بخش از ارزش قدرت به ضرر جامعه .به همین سبب ارزشها  معمولا برای شیء باجنبه هایی از رفتار ذکر میگردند که در جامعه بعنوان خوب ومطلوب ویانامطلوب ازآنهایاد

 می شود.درتوضیح این مطلب باید بگوییم که آندسته ازمظاهرمادی زندگی که اغلب  افرادجامعه درطلب بدست آوردن و تملک آن هستند در ردیف اشیایی قرار میگیرند  که برای افراد همان جامعه بخصوص دارای ارزش خوب و مطبوع و بر  عکس جنبه هایی ازرسوم و عقاید ونحوه معاشرت و شیوه ی رفتار که متابعت از آنها از نظر اکثریت مردم یک اجتماع غیر مجازشناخته شده و به شخصیت اجتماعی فرد لطمه میزند در زمره ی عقاید و عادات ورفتارهای ناپسند و دارای ارزش اجتماعی نا مطلوب است.

ارزش های اجتماعی  در برخی از موارد ابتدایی فردی است، سپس  جنبه ی جمعی پیدا می کند واجتماعی می شود .دراین حالت است که ارزش تبدیل به امراجتماعی می شودومانندامور اجتماعی دیگر ظهور وتحول و جنبه های کیفی  و کمی آن در جامعه قابل  تحقیق و مطالعه می گردد و به این اعتبار است که ارزش های اجتماعی صورت های گوناگون پیدا می کنند مانند ارزش های سیاسی ، دینی،اخلا قی ،اقتصادی و غیره که هر یک جداگانه مورد بحث قرار می گیرند.

ارزش های اجتماعی قابل انتقال از جامعه ای به جامعه دیگرند . این انتقال ممکن است به دو شکل

انجام پذیرد . یکی به صورت آ ماده و پخته و دیگری به صورت خام وناقص. وقتی ارزش به همان صورت و شکل اولیه در جامعه ای پذیرفته شود این ارزش را پخته و آماده می نا مند.

سیاست یکسان سازی در زمینه های فرهنگی و  قضایی وسیاسی درمستعمرات آفریقایی فرانسه مثال بارزی است از شکل انتقال ارزش ها به صورت آماده و پخته به طوری که به مردم فرانسه این اشتباه دست دادکه تفوق ارزشهای فرهنگی غرب برآنچه درآفریقایافته بودند انکار ناپذیرمیباشد.تاآنجاکه هرفرانسوی تصور میکردکه 

یک وظیفه ی مهم داردوآن«رسالت متمدن ساختن،»مردم مستمرات است ودرلفافه این عبارت بودکه فرهنگ فرانسوی راباتمام خصوصیات آن به مردمی که هیچگونه سنخیتی با آن نداشتندتحمیل می کردند.       

ارزش در صورتی که جنبه ی اجتماعی داشته باشد باید در زمان ومکان مورد مطالعه قرار گیرد ودرمطالعات علمی جامعه شناسی ارزشها و روانشناسی اجتماعی حتی جامعه شناسی پرورشی

آنها را باید بررسی کرد .تحقیقات جامعه شناسی در زمینه های گوناگون ارزش های اجتماعی مانند

تاثیرارزش ها در حس وفکر و عقل ورفتار وسلوک به خوبی نشان می دهد که تا چه حد بین

ارزش های اجتماعی یک جامعه در زمان معین با جامعه دیگرفرق هست به عبارت دیگر«ارزش ها با نوع تمدن تغییرمیکنند ودرداخل یک تمدن واحد نیز ارزش هرگروه و دسته اجتماعی باارزش های گروه و دسته های دیگر فرق دارد».

ارزش در نظر کسی که بدان اعتقاد دارد و با آن زندگی می کند ،متعالی ومطلق است .

انواع ارزش ها

جامعه شناسان برای ارزش های اجتماعی انواعی قایلند. عده ای معتقدند ارزش های اجتماعی دو

نوعند:ارزش های غایی وارزش های پایه.

ارزش های غایی آن د سته از ارزش های اجتماعی هستند که به عنوان هدف وغا یت مطلوب انسان شناخته شده اند،مانند:ارزش ثروت.

ارزش های پایه به آن دسته ازارزش ها اطلاق

می گرددکه به عنوان وسیله برای تحصیل ارزش های دیگر مورد استفاده قرارمی گیرند.

مثلا ارزش قدرت هم می تواندهدف غایی و مطلوب باشد وهم وسیله برای کسب ارزش های دیگر.به علاوه جامعه شناسان با توجه به جنبه های کیفی وکمی امور اجتماعی برای ارزش ها

اقسامی قایلند که مهمترین آنهاعبارتنداز:

ارزش های سیاسی:منظور از ارزش های سیاسی آن دسته ازاموری است که در طول تاریخ از لحاظ سیاسی موردتوجه جوامع گوناگون بوده وبر اثر تحول وتطور سبب ایجاد اشکال حکومت گردیده است مانند شکل جاکمیت درکلانهای ابتدایی ویااشکال حکومت عامه وخاصه وغیره که درهرکدام ازاین حکومت هاارزش ومقام انسانی متفاوت میباشد.ارزش آزادی نیزازارزش های مهم سیاسی است به قول آدام اسمیت :وقتی که افراد با

استفاده از آزادی طبیعی به حال خود واگذار شوند

طبقات جامعه بر منافع مشترکی که دارند بهترآگاه

میشوند.

ارزش های دینی:یعنی امورواحکام وسنت های دینی که مانند ارزش های دیگراجتماعی دست خوش تطور تحول می گردند وممکن است بعضی ازآنهادرجامعه ای مورد قبول باشند ودرجامعه ی

دیگرتوجهی به آنان نشودویا اعمال ومناسک دینی

که قبلا مورد اعتناء واعتبار بعضی گروههای مذهبی نبوده است براثر تحول وتغییرشکل موردتوجه قرارگیردوبلعکس اعمالی که پیش از آن موردتوجه اعضای جامعه بوده اند  بر اثر گذشت زمان ارزش پیشین راازدست بدهندوحتی نامطلوب نیزجلوه کنند.

 ارزش های اقتصادی:مورد بحث ارزش های اقتصادی ارزش ثروت وکاردراین تحقیق موردنظرمی باشد. 

مثلا ارزش ثروت در تمام جوامع چه ابتدایی

چه تطوریافته وجود داشته ودارد منتهی ازلحاظ

ارزش اقتصادی آن وشکل تولید و توزیع ثروت درجوامع گوناگون متفاوت است.

ارزش کار و نیروی کار از نظراقتصادی کالایی

است مشابه کالاهای دیگر،ارزش آن راعرضه و

تقاضاتعیین میکند ودستمزدها نیزمتناسب بانتیجه ای است که از کارحاصل می شود .

ارزش های اخلاقی:دیگر از انواع ارزش ها که در تقسیم بندی جا معه شناسان به چشم می خورد

ارزش های اخلاقی اند .شکی نیست که اخلاق در گذشته و حال یکی از اصول بر قراری نظم جوامع بوده و میبا شد. اما انچه در این باره بعنوان

ارزشهای اخلاقی مورد بحث و گفتگو است اینکه ارزشهای اخلاقی را چگونه می توان توجیه کرد؟

این نکته مسلم است که ارزشهای اجتماعی در هر جامعه ای بنا بر مقتضیات و اوضاع و احوال دینی ،سیاسی،اقصادی و اجتماعی با هم تفاوت دارند ،ارزشهای اخلاقی نیز از این حا لت مستثنی

نیستند. بعلاوه ارزشهای اخلاقی در بسیاری موارد جدا از ارزشهای دینی نیستند.

فصل دوم:نهادها وسازمانهای اجتماعی

تعریف نهاد:

اصطلاح نهاد برای نخستین بار در تاریخ جامعه

شناسی ایران بوسیله دکتر غلامحسین صدیقی استاد جامعه شناسی و صاحبنظر در این علم معادل لغت انستیتوسیون فرانسوی و انگلیسی بکار برده شده است.دکترصدیقی دراین باره چنین

می گوید:نهادترجمه انستیتوسیون فرانسوی و انگلیسی است که در معنی تاسیس وموسسه تعبیر

میشود ولی از نظراینکه کلمه تاسیس وموسسه وافی به مقصود نبوده وچون بعضی از امور را

نهاد می دانیم که در لفظ تاسیس وموسسه درست معرفی نمی شدند لذا انستیتوسیون را به نهاد ترجمه می کنیم .انستیتوسیون کلمه ای است که در

زبان های مختلف ،متفاوت ترجمه شده است .برای

مثال این کلمه در لغتنامه ی جامعه شناسی هانری

پرات،نمونه و الگوی رفتارمنظم و بادوام معناشده

است.دورکیم این کلمه را این چنان معنی کرده است:مجموعه ای از اصول ومقررات که در جامعه پایه گرفته وبر رفتار انسان حکومت می کند.بنا بر این تا لیفملاحظه می شود که منظور از نهاد اجتماعی مجموعه اعمال وافکاری هستند که فرد،آنها را ساخته و پرداخته در برا بر خود می یابد وآنها خود را کم و بیش به افراد تحمیل می کنند .

انواع نهادها و سازمان های اجتماعی

جامعه شناسان برای نهادوتأسیسات اجتماعی قایل اند.یکی ازنهادهای اصلی واساسی که عبارتاندازنهادخانواده،نهادمذهب ونهادحکومت که وجودداشته اند،وجوددارندو وجودخواهند داشت.به عبارت بهترازلی وابدی اند ودیگرنهادهای فرعی وموقتی که شامل سازمان های ورزشی ،تفریحی، تجاری وغیره است این سازمان ها تازمانی که کارکرد آنهامورد نیاز جامعه باشد دوام می آورند و وقتی نیاز بر طرف شد رفته رفته متلاشی می شوند . با این حال این حقیقت را نبایداز دیده دور داشت که نهاد ها و سازمان های اجتماعی هر یک به منزله ی کلی است که از جزء های متعدد ترکیب یافته اند که هر یک از این اجزاءبه نوبه ی خودبه منزله ی دستگاهی منظم هستند .جامعه شناسان در برابر تقسیم نهاد ها و سازمان های اجتماعی به اصلی وفرعی آنها را از لحاظ معنا نیز مورد توجه قرارداده و در دو معنا به کار برده اند :یکی معنای عام یعنی هر چه مورد نیاز جامعه است و دیگری معنای خاص یعنی آنچه که جامعه

نهاده است.نهاد ها یا سازمان های نوع اول به معنای عام عبارتند از همه موسسات وسازمان ها ومقررات ا جتماعی که بنابر نیاز جامعه و برای

تامین حوایج جسمانی و حیاتی ونفسانی افراد به

وجود می آیند بعضی از این موسسات تا زمانی که

جامعه به آنها نیاز دارد،وجود دارند و زمانی که

نیازنباشند منحل می گردند.

نهاد های نوع دوم یعنی آنها که معنای خاص دارند

همان نهاد های اصلی و اساسی اند که تشکیل آنها خارج از اراده ی افراد جامعه است یعنی این دسته از نهادها که نمایشگر مناسبات و جریانات و امور اجتماعی اند و برای ارضاءنیازمندی ها و

تمایلات انسان ها به وجود آمده اند.مانند:نهاد خانواده و نهاد حکومت.

فصل سوم:

نهاد خانواده

 به عقیده جامعه شناسان ومردم شناسان خانواده قدیمی ترین واولین واحداجتماعی نوع انسان است که ازپدرومادروفرزندان آنها تشکیل یافته واموری ازقبیل:تولیدمثل به منظورادامه نسل-حفظ  و نگهداری آتش خانه-پرستش اجداد-اقتصادوروابط تولیدومصرف درسطح خانواده-آموزش وپرورش کودکان وجزآن ازوظایف اصلی اش بوده ، بعدها این واحدکوچک به سبب گسترش نیازاقتصادی و اجتماعی به جامعه بزرگ تری تعلق گرفت که کلان نامیده می شد.درباره تحول خانواده انسان نیزآراء ونظریات گوناگونی بوسیله عده ای از صاحبنظران ارائه شده است.ازجمله لویس هنری مورگان مردم شناس نامی آمریکاوازطرفداران مکتب تحول معتقد است که درآغازانسان درگروه فاقد طبقات زندگی میکردکه درآن حتی خانواده وجودنداشت وروابط جنسی برمبنای سیستم اشتراکی وازدواج گروهی قرارداشت.دراین چنین خانواده ای کودکان بعدازتولید متعلق به جامعه بوده وهمه مردها راپدروهمه زن ها را مادر    می نامیدند.مرحله دوم«که محتملان مقارن با دوره ای است که به عصرشکاروگردآوری خوراک مشهورمی باشد»خانواده مبتنی برنسب رحمی پیدا شدکه درآن مرحله طفل رابطه خود را با مادر و دائی منظورمی داشت نه خویشاوندی باپدر را.

مرحله سوم خانواده مبتنی برنسب صلبی وپدری.

مرحله چهارم خانواده زن وشوهری مرکب از پدر ومادروفرزندان.

به این ترتیب خانواده درمراحل مختلف ازتمدن از حالت ساده وابتدائی آغازوبه مرحله پیچیده ای رسیده است که درجای خودبه اختصارازآن سخن خواهدرفت.

تعریف خانواده

درتعریف خانواده گفته شده است :«خانواده عبارت است ازاجتماع ثابت وقانونی پدرومادرو

 فرزندان،این اجتماع کوچک که مبتنی برحقوق و مناسبات وتکلیف فردی وجمعی است،برحسب ظاهرناشی ازضرورت طبیعی است».

خانواده عبارت است از«سازمان اجتماعی خاصی که دست کم شامل دونسل ومبتنی برارتباط خونی است».

بنا برتعریف جامعه شناسی«خانواده نهادی است اجتماعی کهازگروه افرادی که باهم زندگی

می کنندومیانشان رابطه خویشاوندی ویا وابستگی معین دیگرحکم فرماست تشکیل شده است».

به عقیده گروهی ازمورخین درقدیم خانواده

مهم ترین گروه انسانی بوده استکه حفظ نسل و ادامه بقای جامعه رابرعهده داشته است.اکنون نیز چه درجوامع ساده وابتدائی وچه درجوامع پیشرفته هدف اصلی ازتشکیل خانواده داشتن فرزندان است.

اشکال خانواده یا سیستمهای خویشاوندی

تحقیقات جامعه شناسان ومردم شناسان درباره اشکال خانواده وخویشاوندی وسیروتحول آن در دوره هایی ازتمدن اقوام وملل نشان می دهد که سیستم خویشاوندی درجوامع گوناگون اعم از ابتدایی یا پیشرفته با اینکه دستخوش تغییرات چندی قرارگرفته است با این حال اکثرخویشاوندی ها یک طرفه بوده است یعنی اصل ونسب فرزندان یابه پدرمی رسد یابه مادر و ندرتاً اتفاق می افتد که فرزند منسوب به هردوباشد.ازاین رو درنظریه تحول خانواده تنها سیستمی که بیش ازهمه موردشک وتردید قرار گرفته است سیستم خانواده اشتراکی و ازدواج گروهی است که

هنری مورگان به آن اشاره کرده است.

اما آنچه مورد تصدیق گروه انبوه جامعه شناسان ومردم شناسان جهان قرارگرفته است سیستمهای مختلف خویشاوندی مانند سیستم کلانی- خانواده مادر  سری یامادر  تباری خانواده پدرسری یا پدر تباری وجز ان می باشد.

خانواده گسترده

خانواده گسترده که معمولا براساس پدر سری اداره می شود،نوع رایج نظام خانوادگی است که ازپدرومادربا فرزندان ونوادگان تشکیل یافته وچند نسل وچه بسا بستگان نسبی یا سببی دورتر و خدمتکاران با زن وفرزندان رادربرمی گیرد.

ریاست این گروه انبوه با پدراست که با قدرت زیاد وحقوقی ناشی از شیخوخیت برافراد پرشماره خانواده حکومت می کند،واگرپدربه علت پیری وناتوانی نتواند وظایف خود را انجام دهد پسرارشد جای او رامی گیرد.دراین چنین خانواده ای آنچه بیشتر سبب پیوند ودلبستگی اعضای خانواده به زندگی مشترک است علاوه بر مذهب و سنن خانواده وظایفی ازقبیل وظیفه تربیتی،مذهبی،

تفریحی واقتصادی وجزآن است که افراد زیرنظر

رئیس خانواده برعهده دارند.

خانواده زن وشوهری یاخانواده مستقل

این نوع خانواده که امروزه از مظاهر جامعه صنعتی است و همراه با تمدن غرب به سایر کشور نفوذ کرده همچون سلول اصلی اجتماع است که از زن و شوهر و فرزندان تشکیل یافته است. عمر خانواده زن و شوهری بر خلاف خانواده گسترده که از نسلی به نسل دیگر انتقال می یافت، کوتاه و ناپایدار است. رابطه زن و شوهری براساس تساوی و همفکری و توافق است. حقوق فرزندان نیز نسبت به خانواده قدیم افزایش یافته و مورد حمایت و احترام بیشتر والدین می با شد، این قبیل خانواده بر خلاف خانواده سنت پرست روستایی شخصیت پرور است یعنی روابط  با فرزندان بر اساس احترام  و با توجه به شخصیت انها می باشد دراین خانواده به طور معمول فرزندان پس از ازدواج و گاهی نیز قبل از ازدواج یعنی در اخرین روزهای سن قانونی که پدر و مادر ملزم به نگهداری انان هستند خانه پدری را ترک گفته زندگی مستقل دیگری تشکیل می دهند. در ایران جمعیت شناسان و جامعه شناسان با استفاده از اطلاعات بدست امده از دو سرشماری و با در نظر گرفتن عوامل جامعه شناسی و اقتصادی در سیستمهای خانوادگی

وضوابط چهارگانه:شغل رئیس خانواده- طرز انتخاب همسر- میزان وابستگی به شبکه خویشاوندی ونقش زن و مرد،سه نوع خانواده زن وشوهری تشخیص داده اند:

1- خانواده مستقل زن وشوهری (نوع اول) که بعضی ازشاخص های آن عبارت انداز:

رئیس خانواده وهمسراودارای تحصیلات درحدود دیپلم متوسطه وبالاترهستند- ازدواج با غیر خویشاوند به دلیل وسعت دایره همسرگزینی-تساوی درزندگی زناشوئی-اداره امورخانه مشترکاً- استفاده ازوسایل رفاه(ازقبیل استفاده از وسایل الکترونیکی،اتومبیل وجزآن) بالابودن سطح مصرف خانواده-علاقه به استفاده از تعطیلات سالانه،محدود بودن عده فرزندان و چگونگی تربیت آنهاوجزآن.

2- خانواده زن وشوهری (نوع دوم)که بعضی ازویژگیهای آن عبارت انداز:

شغل رئیس خانواده خدمات اداری وآزاد درسطح  پایین- تحصیلات پائین ترازدیپلم،زن فقط به امور خانه می پردازدوشوهر عهده دارمخارج خانواده است- برتری مرددرداخل خانه به خوبی حفظ شده- خانواده موافق داشتن اولاد زیاد است اعتقادات مذهبی نیزقوی است.

3- خانواده زن وشوهری مهاجر:این قبیل خانواده بیشتر ازمهاجرین روستاها وشهرک ها تشکیل شده وجامعه شهری آنها را کاملاً جذب نکرده به صورت حاشیه نشین درحومه شهرهای بزرگ ومیانه ودرآلونک هاوخانه های محقر گلی زندگی می کنندوگاهی نیز چند خانواده به صورت جمعی با هم زندگی می کنند: رئیس خانواده کارگر روزمزد و بیشتردرخدمات ساختمانی اشتغال دارد- مرد وزن وفرزندان همگی بی سوادند- مرد نسبت به سایراعضای خانواده برتری کامل دارد.

 

 

 

فصل چهارم:

ازدواج

تعریف ازدواج:درتعریف ازدواج گفته اند«رابطه قانونی یا موقت یاعرفی یامذهبی است که زن و مرد رابرای شرکت دائم یا موقت درزندگی بهم پیوند می دهد».

همچنین گفته شده«ازدواج رسم ونهاداجتماعی است که اتحاد جسمی وزیستی میان دو جنس(زن ومرد)راشامل است که به موقت قانون وعرف یا مذهب حاصل میگردد».

درباره علل وانگیزه ازدواج نیزازطرف جامعه شناسان اظهار نظرهایی شده است،ازجمله

مولرلیر جامعه شناس آلمانی درکتاب خانواده علل اصلی میل به ازدوج رادرجوامع انسانی علاوه بر غریزه جنسی سه چیزدانسته است:نیازاقتصادی،

میل به داشتن فرزندوعشق. و معتقد است هرکدام ازاین سه عامل درحالیکه درکلیه جوامع وجود داشته است،اهمیت هریک ازآنهادرزمان های مختلف ودرنزداقوام گوناگون متغیربوده،شدت و ضعف داشته است،مثلاًدرجوامع اولیه میل به ازدواج بیشترعلت اقتصادی بوده است،حال آنکه درقرون قدیم و وسطی داشتن اولاد زیاد ودرزمان ما به ویژه درجوامع صنعتی عشق علت اصلی ازدواج هاست.

به نظرفوستل دوکولانژدرقدیم علت اصلی ازدواج اجبار مذهبی به منظورحفظ دوام بقای خانواده بوده وآن را ازتمام تکالیف دینی مقدس ترو واجب تر می دانست.

ازنظرجامه شناسی ایران،انگیزه ازدواج در گذشته وحال عبارت است از:

1-اعتقادبه حفظ دودمان«وروشن ماندن اجاق خانواده»که ادامه آن منوط به ازدواج های تازه است واین عقیده عمومیت داردکه پدربرای حفظ

دودمان و«روشن ماندن اجاق خانواده»موظف است برای جوانان عضوکه به سن بلوغ می رسند

زن اختیارکند واحتیاجات ولوازم مادی زوج جدید را فراهم سازدوهرکس بایدازخودش جانشینی داشته باشدتاعلاوه برحفظ نام،استمراربقای

خانواده رانیزموجب شود،به همین دلیل درجامعه ایرانی به ویژه نزد طوایف وایلات،زنی که عقیم است مورد نفرت استوبه مردی که ازدواج نکرده ویا اولادی ازخودبه جای نگذاشته است گفته    

 می شود اجق کور.درایران پیش ازاسلام ونزد زردشتیان نیزبه مردی بی فرزند«بریده پل»    می گفتند .

2-درنزدایلات وعشایر دودمان های  بزرگ به منظورحفظ قدرت وبرتری نیروی اجتماعی و اقتصادی ازدواج ازضروریات است وبرای آن اهمیت زیادی قائل اند.

3-ازنظرمذهبی نیز ازدواج چه دردین قدیم ایرانیان(مزدیسنا) وچه دردین اسلام مورد توجه 

بوده وفرضیه دینی محسوب می شود،ودوام وبقای اجتماع رامنوط به آن می دانند وآن را یک عمل مقدس برای رستگاری روح دانسته اند.

انواع ازدواج

ازدواج گروهی،چندهمسری،تک همسری.

1-ازدواج گروهی:این نوع ازدواج که آثارآن امروزازمیان رفته است درگذشته بسیار دورو به       

دنبال عصرهرج ومرج جنسی وقبل ازپیدایش مالکیت خصوصی درجوامع اولیه وجود داشته است،که گاهی نیزاین نوع ازدواج دربرخی از جوامع متمدن قدیم به ویژه دربدعتهای دینی اشتراکی(مانند آئین مزدکی)مجازشناخته شده است،ولی به دلیل مخالفت باآن بزودی ازمیان رفته است.تا این اواخرنیزنمونه هایی ازازدواج گروهی دربین اقوام ساکن درجزایراقیانوسیه مشاهده شده است.هانری مورگان با تحلیل بعضی

ازاصطلاحات خویشاوندی که درنزد اقوام ایرکوی متداول بوده وبا توسل به فرضیاتی چند به این نتیجه رسیده که دردوره های مختلف ازحیات اقوام  ابتدائی یک رشته اصلاحات درساختمان خویشاوندی وشکل ازدواج دربین قبایل  

 سرخ پوست آمریکا صورت پذیرفته که درمرحله سوم منجربه ازدواج گروهی وبقول مورگان (باشگاه عروسی)شده است ومعتقداست که شاهد این مدعا را در(هاوائی)پیداکرده است.

2-چندهمسری:چند شوهری که درگذشته دربین قبایل ابتدائی ومتمدن هردووجود داشته است و امروزه ازمیان رفته،عبارت است از ازدواج یک زن بامردان متعدددریک زمان؛درعصرکنونی چندشوگزینی بسیارنادراست وتنها بعضی ازاقوام دورافتاده،درتبت وهندجنوبی براثرنفوذ سنت های

کهن وفقراقتصادی وکمی عده زن برمردبه اصل چند شوئی پای بندند:به این معنی که گاهی زنی با

چند برادرازدواج می کند وهمه آنان راپدرفرزندان خودمی دانند وگاهی نیزچند مرد بیگانه زنی مشترک می گیرندویکی ازآنان،پدرفرزندان بشمار

می رود.

درگذشته نیزاعراب جاهلی نیزچنین رسمی وجود داشته است وزن می توانسته چندشوهراختیارکند،

دراین صورت زن درخانه خود ساکن بود و روزهای هفته را بین شوهران تقسیم می کرد وبا افراشتن پرچم های الوان نوبت شوهران برای زندگی کردن با زن وفرزندان رعایت می گردید،

مشکل بزرگ این نوع ازدواج علاوه برنسب فرزندان مسئولیت امرتعلیم وتربیت ومخارج آنها بود.دربعضی ازقبایل ساکن درنواحی هیمالیا و نپال معمولا فرزند ارشد متعلق به ارشد پدران است وبقیه به ترتیب ازیکی ازشوهران مادرنسب

میبرد.درعربستان جاهلیت نسب طفل ازلحاظ شباهت تعیین می گردد،یعنی ازشوهران مادرآنکه

به طفل شبیه تربود پدرطفل می شدواگردراین مورد اختلافی پیش می آمدطفل به مادرنامیده    می شد.

3-تک همسری:این شکل ازدواج که امروزه در تمام جوامع طرف داربیشتری دارد،یکی ازمظاهر

و ویژگی های جوامع مسیحی وکشورهای صنعتی

مغرب است که درگذشته دورنیزمورد نظر بعضی

قبایل ابتدائی وجوامع متمدن بوده است.

امروزه دلیل اصلی رواج تک همسری درجوامع صنعتی:اشتغال زن ومرد درخارج ازخانه،داشتن اولادکم،مسئله تعلیم وتربیت فرزندان ورفاه خانواده است. ودرجامعه مسیحی دستورمذهبی است که آنان را ازچندزنی ممنوع داشته است.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:9 |

تشکل‌های کارگری در جمهوری اسلامی و مغایرت آن ها با نوانسیون‌های بین‌‌المللی (بخش چهارم)

پس از به وجود آمدن صنایع کشور و شکل گیری طبقه کارگر به ویژه با آغاز دوران           لطنت رضا شاه و از ابتدای قرن اخیر، خواست ایجاد تشکل و آزادی فعالیت های  دیکایی و اتحادیه‌ای مستقل، اصلی ترین مطالبه جنبش کارگران و مزدبگیران ایرانی بوده است  رچند این جنبش در مقاطع مختلف با سرکوب‌های خونینی نیز مواجه بوده است، اما به دد مبارزات خستگی ناپذیر کارگران و تلاش‌های بی دریغ پیشگامان جنبش کارگری رایران، موفقت‌هایی را نیز در طول این سالیان کسب کرده‌است. قانون کار مصوب ۱۳۳۷ مسی،علیرغم نارسایی‌های عمده‌ یکی از این دستاوردها بود که لااقل وجود سندیکاها را  لحاظ قانونی پذیرفته بود.

ماده ۲۵ این قانون، از سندیکاها به عنوان تشکل‌های صنفی نام برده و در تعریف آنها گفته ود: «سندیکا سازمانی است که به منظور حفظ منافع حرفه‌ای و بهبود و ع اقتصادی و جتماعی، به وسیله کارگران یک حرفه یا صنعت... تشکیل می‌شود. ائتلاف چند سندیکا تشکیل یک اتحادیه و ائتلاف چند اتحادیه تشکیل یک کنفدراسیون را می‌دهد» بر طبق اده ۲۹ همین قانون، سندیکاها، اتحادیه‌ها و کنفدراسیون ها می‌توانند نسبت به احزاب سیاسی اظهار تمایل کرده یا با آن‌ها همکاری نمایند» ( هر چند چیزی جامه عمل به خود پوشید) .
متأسفانه با تصویب «قانون مربوط به تشکیل شوراهای اسلامی کار» در سال ۱۳۶۳ و «قانون ار» در سال ۱۳۶۹، و هم چنین سایر مقررات مربوط به حقوق کار، توسط «مجلس شورای سلامی»، با یک عقب گرد تاریخی، تشکل‌های مستقل کارگری و حقوق سندیکایی به  سمیت شناخته شده در قانون کار سال ۱۳۳۷ به کلی از بین رفتند. رژیم جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین سازمان‌های سیاسی و فعالان کارگری در سال‌های اولیه دهه ۶۰ شمسی، اقدام به ایجاد تشکل‌های ایدئولوژیکی نمود که نه تنها هیچ سنخیتی با استانداردهای شناخته شده بین‌المللی مربوط به حقوق کار در زمینه فعالیت‌های سندیکایی دارند، بلکه نقش اصلی آن‌ها هم چیزی جز اعمال کنترل و مراقبت دولتی بر روابط ومناسبات حاکم بر محیط کار نیست.
در واقع اولین تشکیلات‌های کارگری ایران که از دل سندیکاهای کارگری وابسته به زب توده در آمده بودند، پس از طی فراز و نشیب های مختلف تبدیل به سندیکاهای وابسته به زب مردم و سپس رستاخیز ‌شدند و عاقبت سر از شوراهای اسلامی کار در آوردند.

 

 

 

 

 

مقدمه:
سابقه تشکیل شوراهای اسلامی کار به اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ بر می‌گردد. در حالی که سیاست رسمی وزارت کار تحت مدیریت زنده یاد داریوش فروهر، حمایت از ایجاد و تقویت جنبش کارگری و سندیکایی بود، بخشی از شورای انقلاب و حزب جمهوری اسلامی با رهبری بهشتی و کارگزاری عواملش در صدد تضعیف این جنبش و مهار آن بودند. اقدام اولیه آن‌ها تشکیل شوراهای وابسته به خود با هدف به دست گرفتن کنترل کارخانجات و سرکوب کارگران مترقی و فعالان کارگری بود. به این ترتیب آن‌ها تنها نیل به مقاصد سیاسی، کنترل قدرت و از صحنه بیرون کردن رقیب را در نظر داشتند. برای پیش برد چنین اهدافی، اولین شوراهای اسلامی در کارخانه جنرال موتورز تهران و با هدایت علی ربیعی شکل گرفت. در همین دوران بهشتی با یزبینی و آینده نگری که داشت مسئولیت ایجاد فعالیت شاخه کارگری حزب جمهوری اسلامی را به عهده علی ربیعی و علیرضا محجوب دو مهره مورد علاقه خود گذاشت و این دو گسترش فعاليت شاخه كارگرى اين حزب را از طریق ایجاد شوراهای اسلامی کار وابسته به حزب جمهوری اسلامی دنبال کردند. در تیرماه سال ۵۹ لایحه قانونی راجع به تشكيل  وراهاى اسلامي كار با هدایت و صحنه گردانی بهشتی تدوین شد. تشكيل انجمن هاى اسلامي و بسيج كارگرى نيز به موازات شوراى اسلامي كار در همین دوران آغاز شد. یورش عوامل حزب جمهوری اسلامی و بهشتی با حمایت نیروهای شبه نظامی به «خانه کارگر» ( که در آن دوران در تسلط نیروهای چپ بود) در سال ۵۸ و تصاحب آن، اقدام بعدی واحد کارگری حزب جمهوری اسلامی و عوامل آن یعنی علیرضا محجوب و علی ربیعی برای در اختیار گرفتن مقدرات جبنش کارگری ایران بود. سرانجام در د ماه سال ۶۳ با تصويب قانون تشكيل شوراهاى اسلامي در مجلس و شوراى نگهبان، اين تشكل رسميت قانوني پيدا كرد. تعداد شوراهای تشکیل یافته در سال ۶۶ و به هنگام برگزاری نخستین کنگره خانه کارگر به رقم ۱۱۰۰ رسید و در اوج خود در د ران وزارت حسین کمالی به ۳۲۸۰ شورا رسید. تعداد این شوراها هم اکنون به ۱۱۱۵ شورا کاهش پیدا کرده است. به اعتراف حسن صادقی رئیس شوراهای اسلامی کار در تهران ۱۴ میلیونی ۲۴ انجمن صنفی کارگری دارای اعتبارنامه وجود دارد. در یادداشت زیر تلاش می‌شود مغایرت تشکل‌های موجود کارگری با کنوانسیون های بین‌المللی نشان داده شود.
تشکل‌های موجود کارگری در ایران و مغایرت آن‌ها با کنوانسیون آزادی‌های سندیکایی (کنوانسیون ۸۷)
تشکل‌های موجود کارگری به رسمیت شناخته شده از سوی قانونگذار در رژیم جمهوری اسلامی در سه دسته تقسیم بندی می‌شوند. در زیر به بررسی کوتاه تشکل‌های مورد اشاره در قوانین مربوط به روابط کار و حقوق و اختیارات آنها و مغایرتشان با کنوانسیون ۸۷ ازمان بین‌المللی کار می‌پردازیم:


شوراهای اسلامی کار
شوراهای اسلامی کار در واقع نه شورا می‌باشند و نه انجمن صنفی يا سنديكا، اما مسؤوليت هر دو نهاد را یکجا به عهده گرفته‌اند. چنانچه از نامش پیداست برخلاف روح و مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی، تشکلی‌ است ایدئولوژیک در خدمت هیئت حاکمه برای مهار، کنترل و سرکوب کارگران.
ماده ۱ از قانون تشکیل «شورای اسلامی کار» در ارتباط با اهداف و چگونگی تشکیل این شوراها مقرر می‌دارد « به منظور تأمین قسط اسلامی و همکاری در تهیه‌ برنامه ها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی و خدمات، شورایی مرکب از نمایندگان کارگران و کارکنان، به انتخاب مجمع عمومی و نماینده‌ی مدیریت، به نام «شورای اسلامی کار» تشکیل می‌گردد.
طبق ماده ۲ «قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار» کسانی که کاندیدای عضویت در «شورای اسلامی کار» می‌شوند، می‌بایستی «اعتقاد والتزام عملی به اسلام و ولایت فقیه و وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» داشته و گرایشی به « احزاب و سازمان‌ها و گروه‌های غیرقانونی و گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی» نداشته باشند. تأکید روی عبارت «تأمین قسط اسلامی» و شرایط مندرج در قانون در ارتباط با کسانی که به عضویت این شوراها در می‌آیند، به ویژه عدم وابستگی آن‌ها به گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران، به روشنی نشان دهنده ماهیت و کارکرد ایدئولوژیک این شوراها و مغایرت آنها با کنوانسیون آزادی های سندیکایی (۸۷) می‌باشد. همچنین دخالت نماینده مدیریت (کارفرما) در انتخاب اعضای »شورای اسلامی کار» خود ناقض استقلال شورا و آزاد بودن کارگران در ایجاد تشکل‌های کارگری و اداره آن هاست.

ماده ۲ کنوانسیون مقرر می‌دارد که «كارگران و كارفرمايان بدون هيچگونه تبعيض می انند آزادانه و بدون اجازه قبلي، سازمان های خود را تشكيل داده و يا به سازمان های موجود بپيوندند» و بند ۲ ماده ۳ تصریح می‌کند که «مقام‌های دولتی بایستی از هرگونه مداخله‌ای که حق کارگران برای سازماندهی فعالیت‌ها و تدوین برنامه عمل آنها را محدود نماید یا اعمال قانونی این حق را به مخاطره اندازد، امتناع نمایند» ،
اما ماده ۱۵ «قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار» مقرر می‌دارد که «وزارت کار موظف است در واحدهایی که بیش از ۳۵ شاغل دائم دارند، به تشکیل شوراهای اسلامی کار قدام نماید».
چنانچه ملاحظه می‌شود سازماندهی کارگران، جزو وظایف و اختیارات دولت تلقی شده و کارگران حقی در سازماندهی امور مربوط به خود را ندارند.
ماده ۴ کنوانسیون حقوق و آزادی های سندیکایی(کنوانسیون ۸۷) مقرر می‌کند «سازمان های كارگری و كارفرمايی را نمی توان با احكام اداری منحل يا توقيف كرد.»
این در حالی است که طبق ماده ۴ قانون «شوراهای اسلامی کار» چنانچه شوراهای اسلامی کار از وظایف مندرج در قانون منحرف شوند، منحل خواهند شد
از جمله وظایف شوراهای اسلامی کار بر اساس مفاد قانون مربوط به تشکیل «شوراهای اسلامی کار» و به ویژه ماده ۲۰ آن کنترل کارگران است. این ماده مقرر می‌دارد «شورا باید در زمینه‌های اجتماعی بروز حوادث، مراجع ذیصلاح را مطلع و همکاریهای لازم را معمول دارد». ذکر عبارت‌های اطلاع به «مراجع ذیصلاح» و «همکاری‌های لازم» آن‌هم در قانون به خوبی نشاندهنده سمت و سو و کارکرد این گونه شوراهاست.
از دیگر وظایف این گونه شوراها که حیات و مماتشان به دست دولت است و حتی آیین‌نامه‌های اجرایی‌شان نیز می‌بایستی به تصویب هیأت وزیران برسد بر طبق ماده ۶ قانون شوراهای اسلامی کار «همکاری با انجمن اسلامی در بالا بردن آگاهی کارگران، همکاری با مدیریت و پیشنهاد تشویق عناصر فعال است». بدون شک وظیفه شناسایی افراد غیرفعال و یا مضر به حال محیط کار نیز در زمره‌ی وظایف نانوشته این گونه نهادهاست.
نکته بسیار مهم آن که طبق تبصره ماده ١۵ قانون شوراهاي اسلامي كار، زمان تشکیل شوراها در شرکت‌های بزرگ دولتی، از قبیل شرکت‌های تابعه‌ وزارت نفت[پالایشگاه‌ها، صنایع پتروشیمی، صنایع گاز]، شرکت ملی فولاد ایران، شرکت ملی صنایع مس ایران، کارخانجات بزرگ ذوب آهن و صنایع سنگین... ، به تشیخص شورای عالی کار که طبق ماده ۱۶۷ قانون کار ریاست آن با وزیر کار و امور اجتماعی می‌باشد، خواهد بود. ظاهراً بعد از گذشت ۲۱ سال از تصویب قانون هنوز موعد تشکیل شوراهای اسلامی کار در بزرگترین شرکت‌های دولتی فرا نرسیده است. این در حالی است که در حکومت ملوک الطوایفی جمهوری اسلامی ایجاد تشکل‌های کارگری در بخش نیرو نیز می‌بایستی با نظارت وزیر مربوطه همراه باشد که به اعتراف حسن صادقی دبیرکل کانون عالی شوراهای اسلامی کار با کمترین توفیق مواجه شده‌اند.(۱)
بر اساس همین ماده شورای ۸ نفره عالی کار مرکب از ۲ نفر به پیشنهاد وزیر کار و صویب هیأت دولت، سه نفر نماینده کارفرمایان و سه نفر نماینده کارگران می‌باشند.
نکته قابل ذکر آن که در صورت ایجاد چنان تشکل ‌هایی، نمایندگان کارگران از سوی «شورای عالی کار» که تحت کنترل دولت و کارفرمایان است معرفی میشوند. این در حالی‌ است که طبق کنوانسیون های ۸۷ و ۹۸ كارگران می توانند آزادانه و بدون تبعيض سازمان های خود را تشكيل دهند.
مشخص نیست به چه دليل نمايندگان كارگران را «شورای عالی كار»ی بايد تأييد كند كه نماينده کارفرما نيز عضو آن است (موضوع تبصره ۵ ماده ۱۳۱ قانون كار). آيين نامه موضوع تبصره شماره ۵ ماده ۱۳۱ قانون كار، عملاً انجمن صنفی كارگران را به كارفرما و وزارت كار وابسته می سازد.

 


انجمن‌های اسلامی
یکی از سه تشکل کارگری پیش بینی شده در قانون کار «انجمن‌های اسلامی» هستند. این قانون، در ماده ۱۳۰ مقرر داشته است که به «منظور تبلیغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و در اجرای اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کارگران واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی، خدماتی و صنفی می‌توانند نسبت به تشکیل انجمن‌های اسلامی اقدام نمایند» این در حالی است که قانونگذار در پایان ماده ۱۳۰ تصریح نموده است که «‌آیین نامه چگونگی تشکیل و حدود وظایف و اختیارات و نحوه عملکرد انجمن‌های اسلامی موضوع این ماده باید توسط وزارتین کشور، کار و امور اجتماعی و سازمان تبلیغات اسلامی تهیه و به تصویب هیأت وزیران برسد» چنانچه ملاحظه می‌شود هدف اصلی تشکیل چنین تشکلی حتی در حرف نیز دفاع از حقوق کارگران و یا تلاش برای بهبود و عیت معیشتی و ... آن ها نیست. چنانچه از مفاد قانون بر می‌آید این تشکل شعبه‌ای است از سازمان تبلیغات اسلامی، که علاوه بر ماهیت کاملاً ایدئولوژیک آن، آیین‌ نامه‌ چگونگی تشکیل و حدود وظایف و اختیارات و نحوه‌ عملکردش نیز توسط وزارت‌خانه‌های دولتی تهیه و به تصویب هیئت وزیران می‌رسد.
این در حالی است که طبق ماده ۳ کنوانسیون ۸۷ این گونه وظایف از ابتدایی ترین حقوق تشکل‌های کارگری است. چنان چه ملاحظه می‌شود انجمن‌های اسلامی نیز تحت هیج شرایطی نمی‌توانند مشمول تعریف سندیکا یا اتحادیه‌های کارگری شوند.


انجمن‌های صنفی
ماده ۱۳۱ قانون کار جمهوری اسلامی به تشکل‌ دیگری تحت عنوان «انجمن‌های صنفی» اشاره می‌کند. بر اساس این ماده و «در اجرای اصل ۲۱قانون اساسی جمهوری اسلامی» «کارگران مشمول قانون کار و کارفرمایان یک حرفه یا صنعت می‌توانند مبادرت به تشکیل انجمن‌های صنفی نمایند».
با توجه به اختیارات گسترده‌ای که قانونگذار برای «شوراهای اسلامی کار» تعیین کرده است این «انجمن‌های صنفی» تحت قیمومیت «شورای اسلامی کار» قرار دارند. "غلامرضا توكلي" , مسوول واحد انجمن‌‏هاي صنفي كارگري سراسر كشور در د دار با نمايندگان ILO در خانه كارگر ضمن اعتراف به این حقیقت گفت: «در حال حاضر انجمن‌‏هاي صنفي براي طرح مسائل خود, وابسته به شوراهاي اسلامي كار بوده و از طريق شوراها خواسته‌‏هاي خود را مطرح مي‌‏كنند» . او همچنین اضافه کرد « به دليل موانع آيين‌‏نامه‌‏اي هنوز انجمن‌‏هاي صنفي نتوانسته‌‏اند هسته‌‏هاي استاني خود را تشكيل دهند» (۲)
دبير انجمن صنفي كارگران ميادين ميوه و تره بار تهران نیز در زمینه عدم استقلال انجمن های صنفی تصريح كرد: «متاسفانه در سطحي نيستيم كه خودمان بتوانيم در مورد پيگيري خواسته‌‏هايمان عمل كنيم و اين تضعيف تشكل‌‏ها را در عمل نشان مي‌‏دهد» (۳)
با این حال تبصره ۱ ماده ۱۳۱ قانون کار مقرر داشته است « به منظور هماهنگی در انجام وظایف محوله و قانونی انجمن‌های صنفی می‌توانند نسبت به تشکیل کانون انجمن‌های صنفی در استان و کانون انجمن‌های صنفی در کل کشور اقدام نمایند»
تبصره ۴ ماده ۱۳۱ قانون کار مقرر می‌دارد که «کارگران یک واحد، فقط می‌توانند یکی از سه شورای اسلامی کار، انجمن صنفی یا نماینده کارگران را داشته باشند».
با توجه به وظایف انجمن‌های اسلامی که قانون گذار فلسفه وجودی‌ آن‌ها را تنها «تبلیغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی» قرار داده و با در نظر داشتن تبصره ۴ ماده ۱۳۱ قانون کار که مقرر می‌دارد کارگران یک واحد، فقط می‌توانند یکی از سه تشکل پیش‌بینی شده در قانون کار را داشته باشند، هدف یکسان‌ همگی آنها مشخص می‌شود. به این ترتیب در جاهایی که انجمن اسلامی حضور ندارند، وظیفه انجمن‌های اسلامی که در واقع شاخه‌ای از «سازمان تبلیغات اسلامی» هستند، به عهده شورای اسلامی کار و انجمن صنفی می‌افتد.
نکته مهم آن که طبق ماده ۱۳۷ قانون کار « به منظور هماهنگی و حسن انجام وظایف مربوطه، تشکل‌های کارفرمایی و کارگری موضوع این فصل از قانون می‌توانند به طور مجزا نسبت به ایجاد تشکیلات مرکزی اقدام نمایند».
تبصره این ماده بر خلاف کنوانسیون‌های ۸۷ و ۹۸ مقرر می‌دارد که آیین‌نامه‌های انتخابات شورای مرکزی و اساسنامه تشکیلات مرکزی کارفرمایان و همچنین کارگران، جداگانه توسط کمیسیونی مرکب از نمایندگان شورای عالی کار، وزارت کشور و وزارت کار و امور اجتماعی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
همچنین ماده ۱۳۸ قانون کار مقرر می‌دارد «مقام ولایت فقیه در صورت مصلحت می‌توانند در هر یک از تشکل‌های مذکور نماینده داشته باشند».
تکلیف تشکلی که «آیین‌نامه انتخابات» و «اساسنامه تشکیلات مرکزی» اش توسط وزارت کشور و کار امور اجتماعی تهیه و به تصویب هیأت دولت رسیده و مقام «ولایت فقیه» در صورت تشخیص «مصلحت» در آن نماینده داشته باشند، باتوجه به ماهیت قرون وسطایی دولت جمهوری اسلامی پیشاپیش مشخص است.
«خانه کارگر جمهوری اسلامی» یکی دیگر از تشکل‌های رسمی ایجاد شده توسظ مقامات جمهوری اسلامی است. از این تشکل در قانون کار جمهوری اسلامی نامی برده نشده است. این تشکل که بیشتر به یک حزب سیاسی شبیه است تا یک تشکل کارگری، پوششی است برای هماهنگی ارگان‌های مختلف تشکیل شده توسط جمهوری اسلامی جهت کنترل و سرکوب کارگران. در قسمتی جداگانه به آن پرداخته خواهد شد.
مغایرت روابط موجود در محیط کار با مقاوله نامه حق تشكل و قراردادهای دست جمعي( کنوانسیون ۹۸)
كارگران بدون پشتوانه تشکل‌های منسجم و بدون فشار و اقدام دسته جمعی همواره در معرض انواع و اقسام تضیقات کارفرمایان که از قدرت و حمایت دولت‌ها و محافل قدرت نیز برخوردارند، قرار می‌گیرند. کنوانسیون ۹۸ «سازمان بين المللی كار» تلاش می‌کند در زمينه کار و امور مربوط به اشتغال، تسهیلات و مقرراتی را به نفع کارگران وضع کند.
در اينجا به بخشی از مقاوله نامه شماره ۹۸ اشاره می كنيم:
در بند ۱ ماده ۱ اين مقاوله نامه آمده است: «كارگران می‌بایستی در برابر اقدامات ضدسندیکایی و تبعيض آميز در خصوص اشتغال از حمايت كافی برخوردار باشند»، همچنین بند ۲ ماده ۱ مقرر داشته است که حمایت های مورد نظر می‌بایستی در زمینه‌ « ممنوعیت اخراج كارگران يا ايجاد مزاحمت برای آنان به هر وسيله به علت عضويت در تشکل‌های كارگری يا به علت شركت در فعاليت های تشكيلاتی در ارتباط با تشکل در غير ساعت های كار » اعمال گردد.
نیاز به توصیف نیست که روابط موجود در محیط کار در جمهوری اسلامی و به ویژه نقش دولت در نادیده گرفتن مقاوله‌ نامه‌های بین‌المللی تا کجاست. وقتی که در عمل سندیکایی وجود ندارد چگونه می‌توان از دولت توقع داشت که در برابر اقدامات ضدسندیکایی از کارگران حمایت کافی به عمل آورد. وقتی سندیکای آزادی وجود ندارد، اساساً کسی به علت عضویت در سندیکاهای کارگری با مشکل و مزاحمت روبرو نمی‌شود. وجود تشکل‌های ایدئولوژیک و غیر مستقل بیش از هر چیز ایجاد مزاحمت می‌کنند.
بند ۱ ماده ۱ مقاوله مزبور را مقایسه کنید با آن‌چه که پرسشگر از حسن صادقی رییس شورای عالی کار به عنوان «مشت نمونه خروار»، می‌پرسد: «به عنوان مشت نمونه خروار عرض می کنم در همان زمان کمالی من به یاد دارم که یکی از اعضای شورای آبیک را چشم بسته بردند و با تهدید و مسایل دیگر به زور او را وادار به استعفا کردند و بعد از شش ماه که دوستان خانه آن عضو شورا رفته بودند وی هنوز در حالت روانی و غیرطبیعی به سر می‌برد، یا به فرض شما می‌فرمایید کسانی که در پالایشگاه های تهران و آبادان تشکیل شورا دادند، بازداشت گردیده و روانه زندان شدند، خوب این اتفاقات و موارد ذکر شده را چگونه پاسخ می دهید؟»(۴)
ماده ۳ مقاوله نامه مزبور مقرر می‌دارد که « در صورت لزوم بر اساس شرایط ملی می‌بایستی تدابيری اتخاذ گردد تا كارفرمايان و تشکل كارفرمايی از یک سو و تشکل‌های كارگری از سوی دیگر تشویق شوند که از طریق گفتگو‌های داوطلبانه در جهت ایجاد قراردادهای دست جمعی بکوشند و بدين وسيله مقررات و استانداردها و شرايط كار را بين خود تنظيم كنند»
چنانچه ملاحظه می‌شود در مقاوله نامه بهبود ش ايط كار و وضع مقررات و ستانداردهای معقول را موكول به انعقاد قراردادهای دست جمعی بين تشكل های كارگری و كارفرمايی می‌کند. در جوامع رو به رشد و صنعتی، گسترش این پیمان ها ضمن برقراری و ایجاد شرایط بهتری برای کارگران، به افزایش و پیشرفت کیفیت و کمیت تولید کمک می‌کند.
روند رو به نزول و وخامت وضعیت کارگران و زحمتکشان میهن‌مان به لحاظ حقوقی جایی برای کمترین خشنودی و امید برای نزدیک شدن به استانداردهای بین‌المللی نمی ‌گذارد. درحالی که کنوانسیون مربوطه از سمت گیری کوشش ها برای انعقاد هر چه بیشتر قراردادهای دست جمعی سخن به میان می‌آورد کارگران شاغل در واحدهای زیر ۵ و ۱۰نفر با وضع قوانین جدید از سوی مجلس‌های پنجم و ششم شورای اسلامی حتی از مول قانون کار و بیمه‌های اجتماعی مصوب این رژیم نیز محروم می‌شوند چه برسد به برخورداری از حقوق مقرر شده در مقاوله نامه‌های بین‌المللی.


قرادادهای موقت
بر خلاف تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی که دولت موظف به اجرای آن‌هاست، آن چه که رویه معمول شده است رشد و توسعه «قرارداد موقت» به جای قرارداد دست جمعی می‌باشد. به این ترتیب دست كارفرمایان دولتی و خصوصی برای انعقاد قراردادهای موقت که در برگیرنده هیچگونه حقوقی برای کارگران زحمتکش نیست، باز است. قراردادهای موقت حداکثر به مدت سه ماه منعقد شده و امکان تجدید قرارداد و یا فصل آن از سوی دو طرف هست. به این ترتیب سنوات خدمت کارگر محاسبه نشده و او به علت نداشتن سابقه از هیچ یک از مواهب قانون کار و قوانین اجتماعی از جمله، بیمه درمانی، بازنشستگی، از کارافتادگی، بیکاری و ...برخوردار نمی‌شود.
چنانچه ملاحظه می‌شود در حالی که مقاوله نامه ۹۸ از تلاش برای ایجاد شرایط لازم جهت عقد قرارداد‌های دست جمعی سخن می‌گوید، مبارزه کارگر ایرانی رها شدن از شر «قرارداد موقت» و برخورداری از حقوق قانون کار است. از همین جا می‌توان به بیگانه بودن حاکمان جمهوری اسلامی با استانداردها و قوانین بین‌المللی پی برد.
در اینجا قصد ندارم در ارتباط با وضعیت اسفبار صدها هزار کارگر که در بخش‌های ساختمانی و یا قالیبافی و... مشغول به کارند سخن‌ به میان بیاورم که تقریبا از هیچ حقی برخوردار نیستند.

 

 

 

 

 

 

 

 


منابع:

۱- مصاحبه با سایت متال ایران
۲- خبرگزاری کار جمهوری اسلامی (ایلنا) ۱۳ مهر ۱۳۸۳
۳- خبرگزاری کار جمهوری اسلامی (ایلنا) ۱۳ مهر ۱۳۸۳
۴- http://www.metaliran.com

 

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:7 |

 

 تحــت عنــوان

 

 

 

 « تـأثیـر عوامل خانوادگی بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیر و تشكر

« من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا »

« هر كسی به من یك حرف بیاموزد ، غلام و بنده او خواهم بود »

امام علی (ع)

 

  بر خود لازم و وظیفه می دانم كه از استاد محترم جناب آقای بخشی كه حدود دو سال تمام زحمات آموزشی و اداری ما دانشجویان را متحمل شده اند و در تدریس دروس مختلف تهیه و تنظیم پایان نامه , راهنمایی های مورد نیاز را تقبل فرموده اند نهایت تقدیر و تشكر را نموده و از خداوند منان برای ایشان طول عمر پر بركت خواستارم.

                                                                                                                    طلوعی

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به :

 

   تمامی دوستداران علم و دانش و تمامی معلمانی كه امیدهای آینده ای مرز و بوم را پرورش می دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

 قرآن كتاب آسمانی ما مسلمانان و نیز پیامبر بزرگوار اسلام , مكرراً بر تحصیل علم و دانش تاكید كرده اند. رسول اكرم (ص) بارها مسلمانان را به فراگیری علوم تشویق كرده اند و فرموده اند:

« به دنبال علم و دانش بروید حتی اگر در چین باشد. »

مسلمانان نیز به پیروی از دستورات قرآن و پیامبر از صدر اسلام برای آموختن علوم مختلف سعی و كوشش فراوان داشته اند.

 از این جهت لازم است برای بهبود تعلیم و تربیت و همچنین راهنمائی و كمك به دانش آموزان در امر تحصیل كه همواره مورد نظر دانشمندان و بزرگان دین بوده است سعی و كوشش بعمل آید .

 بر تمام افراد جامعه بخصوص آنان كه به نوعی با آموزش و پرورش در ارتباطند لازم است به هر نحو كه می توانند راهی را برای بهتر كردن وضع تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بخصوص در مقطع ابتدایی و رفع كمبودها و اشكالات آموزشی پیدا نموده و علل و عواملی كه در پیشرفت تحصیلی نسل های آینده و حال موثرند را بررسی و كشف نمایند.

 بیش از 80 % شخصیت كودكان و نوجوانان در متن خانواده , در كنار پدر و مادر شكل می گیرد و خانواده بعنوان اولین پایگاه تعلیم و تربیت و نخستین مدرسه كودكان می باشد و در مورد پیشرفت تحصیلی فرزندان و آینده سازان نقش اساسی را دارند , لازم است در این باره علل كمبود و نقایص برخورد اولیا پیگیری و در جهت »پیشرفت تحصیلی فرزندان بكار گرفته شود. و به خانواده های محترم و عاشق پیشرفت فرزندان , آموزشهای لازم و ضروری , با تشكیل كلاسهای آموزش خانواده از طریق مربیان و استادان ماهر و حاذق داده شود. »

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیان مسئله :

از آنجایی كه  عوامل دخیل و موثر در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بسیار زیادند و ب عوامل گوناگون در داخل نظام آموزش و پرورش و عوامل خارج از نظام آموزشی ( عوامل خانوادگی ) تقسیم می شوند كه در مقدمه به بسیاری از پر اهمیت ترین آنها اشاره شده است از بین آن عوامل فراوان كه بیش از همه دارای اهمیت بیشتری هستند انتخاب و مورد سوال قرار می گیرند.

1- آیا رابطه ای بین میزان سواد والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان وجود دارد؟

2- آیا رابطه ای بین میزان درآمد والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان وجود دارد؟

ضرورت و اهمیت تحقیق:

 بدیهی است كه كشور ما به مطالعات و تحقیقات مربوط به آموزش و پرورش نوجوانان و كودكان نیاز فراوان دارد و در این میان لازم است به مسائل و مشكلات مهمی كه به نحوی به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان لطمه می زند توجه لازم مبذول گردد.

 لذا تحقیقاتی ارزنده و معضل گشا در این زمینه برای رسیدن به وضع نسبتا مطلوب و ضروری به نظر می رسد كه از طریق یافتن راههای پیشرفت تحصیلی از جنبه های عوامل موثر خانوادگی , آموزشی و پرورشی در این مسیر قدم های موثر و راهگشایی در جهت حل این مشكل بزرگ برداشته شود كه مهمترین و پر اهمیت ترین بررسی ها و دست آوردها از مسائل و عوامل خانوادگی در جنبه های پیشرفت تحصیلی از هدفهای عمده و اساسی ما در این تحقیق می باشد.

اهداف تحقیق :

1- بررسی رابطه بین میزان سواد و پیشرفت تحصیلی فرزندان

2- بررسی بین میزان درآمد والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان

سوالات تحقیق :

1- آیا میزان سواد والدین در پیشرفت تحصیلی فرزندان موثر است؟

2- آیا بین شغل والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان ارتباط وجود دارد؟

3- آیا نوع مسكن در پیشرفت تحصیلی فرزندان تاثیر دارد؟

4- آیا رابطه ای بین میزان درآمد والدین و پیشرفت تحصیلی فرزندان ارتباطی وجود دارد؟  

تعریف نظری موضوع :

در این قسمت از تحقیق دو متغیر با عناوین خانواده و پیشرفت تعریف می شوند. 

 

 

 

تعریف خانواده :

پس از ازدواج یك مرد و یك زن مجموعه ای تشكیل می یابد و از وجود آنها تعدادی فرزند متولد می گردد كه به مجموعه آنها خانواده گفته می شود. خانواده اولین پایگاه تعلیم و تربیت فرزندان و كودكان می باشد.

تعریف پیشرفت :

پیشرفت از نظر لغوی به معنی پیش رونده و سیر كننده به طرف بالا و جلو در جهت مثبت می باشد.

تعریف نظری پیشرفت :

تعریف نظری پیشرفت عبارت است از معدل نمره های امتحان دانش آموزان در رسیدن به هدفهای از پیش تعیین شده درسی از وضع موجود به وضع مطلوب.

پیشینه نظری تحقیق :

اهمیت خانواده :

 خانواده اولین بذر تكوین رشد فردی و بنای شخصیت را در انسان فراهم می سازد

كودك در خانواده زبان می آموزد , ارزش های اخلاقی را كسب می كند , روابط اجتماعی با دیگران را می آموزد و اصول و قواعد اخلاقی را یاد می گیرد.

 خانواده به عنوان فیلتری برای عقاید , ارزش ها و نگرش های مربوط به فرهنگ یك جامعه محسوب می شود و آنها را به یك شیوه بسیار اختصاصی و انتخابی به كودك ارائه می دهد بی تردید باید گفت كه شخصیت , نگرش ها , طبقه اجتماعی , اقتصادی مذهب و خصوصیات , وابستگی های نسبی خانوادگی , تحصیل و جنس والدین خانواده بر نحوه ارائه ارزش ها و میزان های اخلاقی به فرزندان تاثیر خواهد گذاشت.

( كرمی نوری و مرادی , 1372 )

خانواده در تربیت اجتماعی كودك وظایف و نقش های متعددی را بر عهده دارد كه اهم آنها عبارتند از :

1-خانواده به عنوان سیستم

2- خانواده به عنوان معلم و الگو

3- خانواده به عنوان كانون محبت و امنیت

خانواده به عنوان سیستم

 خانواده را می توان به عنوان یك سیستم اجتماعی یا به عنوان بخشی از یك اجتماع بزرگتر در نظر گرفت , خانواده از یك سو با سازمان ها و موسسات اجتماعی مانند مدرسه , بازار و اجتماع ارتباط دارد و از سوی دیگر اعضای خانواده را در بر می گیرد,       بنابر این اجتماع فرد و خانواده به صورت یك سیستم با هم در ارتباطند.

 اگر خانواده به طور كامل وظایف اساسی خود را به انجام رساند , جامعه حیات خود را با استحكام بیشتری ادامه خواهد داد و سیستم خانوادگی فرد را برای وارد كردن به اجتماع و سیستم اجتماعی آماده می سازد.

 یكی از روان شناسان به نام هارلوك , خانواده را به صورت یك سیستم متعادل پیچیده ای تعریف می كند كه با ورود هر كودك این سیستم پیچیده تر می شود.

 اعضای خانواده سه نفر هستند ( پدر , مادر و یك فرزند ) در این جا سه نوع تعامل وجود دارد با اضافه شدن یك فرزند دیگر , شش تعامل خواهد آمد و اگر فرزند سومی  به خانواده اضافه شود رقم تعامل به ده می رسد  و با ورود هر فرزند جدید دیگر تعداد تعامل ها به همین نحو اضافه می شود . بنابر این خانواده یك نهاد انسانی رو به رشد است كه حجم و پیچیدگی آن مرتب در حال دگرگونی است. و اعضای خانواده هم به عنوان فرد و هم به عنوان بخشی از واحد خانوادگی عمل می كنند.

                             

 

          

  خانواده به عنوان معلم و الگو

  بی تردید باید گفت كه خانواده نقش ویژه ای در الگو شدن و آموزش دادن رفتارها و میزان های اخلاقی و اجتماعی دارا می باشد , هر گونه ارتباط و وابستگی والدین به فرزند و یا فرزند به والدین و یا والدین با یكدیگر به عنوان پایه ای برای ارتباط اجتماعی بعدی فرد می توانند مورد الگو و سرمشق قرار گیرند . كودك سخن گفتن , راه رفتن , آداب معاشرت , آداب غذا خوردن , طرز لباس پوشیدن , نحوه برخوردها , مسئولیت پذیری , مهر و صفا , پرخاشگری , رفتار كناره جویانه , محبت , شجاعت , عاطفه , تعاون , كمك به دیگران , ظلم و تجاوز و ... را از پدر و مادر خود فرا می گیرد. اصولاً در روان شناسی كودك , خصوصاً در سال های قبل از دبستان  رفتار  كودك به عنوان آینه ای از رفتار والدین به حساب می آید.

 آلبرت باندورا و ریچارد والتزر , دو محقق روان شناسی كه به یادگیری كودك از طریق مشاهده و تقلید از والدین اهمیت زیادی می دهند در یك تحقیق رفتار والدین و رفتار فرزندان آنها را مورد مقایسه قرار دادند آنها چنین نتیجه گرفتند كه : كودكان پرخاشگر دارای والدین پرخاشگر هستند و كودكان گوشه گیر دارای والدین گوشه گیر و منزوی می باشند. ( كرمی نوری و مرادی , 1372 )

 

خانواده به عنوان كانون محبت و امنیت

  محبت و امنیت یك از اساسی ترین ملزومات برای تربیت و رشد كودك می باشد. كودكی كه خصوصاً در سال های اولیه زندگی از محبت خانوادگی و پدر و مادر محروم گردد ممكن است در آینده سازگاری شخصی و اجتماعی او با خطر جدی روبرو شود و از اعتماد به نفس كافی و یا برخوردهای اجتماعی متناسب بهره مند نگردد.

كودك نیاز به تامین امنیت را از رحم مادر آموخته است . او بعد از تولد همچنان می خواهد كه در محیط امن و آرام باشد و اساسی ترین وظیفه  خانواده خصوصاً در دوران قبل از دبستان بر آوردن همین نیاز كودك می باشد. خانواده حتی این نقش مهم را در دوره های دیگر زندگی همچنان حفظ می كند. دوستان , معلمان و همبازیهای كودك در طول زندگی ممكن است تغییر كنند ولی والدین , تماس نزدیك خود را با كودك در طول زندگی حفظ می كنند و نقش یك نهاد ثابت و پابرجا را برای كودك ایفا می كنند. ( كرمی نوری و مرادی , 1372 )

 یكی از روان شناسان به نام هورنای كه امنیت را شرط اساسی برای زندگی می داند معتقد است كه والدین از طریق عدم ابراز محبت و دوستی نسبت به كودك , كتك زدن متناوب , از شیر گرفتن زودرس , تبعیض قائل شدن بین فرزندان , تنبیه بیجا , رفتار غیر معقول , استهزا كردن , تحقیر نمودن طرد كردن و ... می توانند امنیت كودك را خصوصاً در سال های قبل از دبستان به خطر بیاندازند , حتی محبت و ابراز دوستی مصنوعی نیز نمی تواند موجبات ایجاد امنیت را برای او فراهم آورد.

( كرمی نوری و مرادی , 1372 )

نقش اقتصاد در خانواده :

  مطالبی كه در این جا مورد بحث واقع می گردد در باره این است كه اقتصاد چه نقشی در خانواده ایفا می كند؟ آیا تعبیر روش اقتصادی در جامعه موجب تغییر طرز تشكیل خانواده است یا نه؟ و چه اندازه باید مسائل اقتصادی در تشكیل خانواده مورد توجه باشد.

 در پاسخ سئوال اول باید گفت : شكی نیست كه مسئله اقتصاد یكی از اركان اساسی در زندگی خانوادگی بشر است اقتصاد در شئون علمی و اخلاقی , فرهنگی و تربیتی  خانواده نقش بزرگی ایفا می كند, اقتصاد در خوشبختی و بدبختی , ترقی و انحطاط , پیروزی و شكست و عزت و ذلت خانواده ها اثر عمیق دارد.

 قسمت عمده ناسازگاری ها و اختلافات , تضاد و تشاجر , جنگ و ستیز و جرم و جنایت كه در خانواده ها به وقوع می پیوندد و گاهی مفاسد عظیم و غیر قابل جبرانی به بار می آورد از مسائل اقتصادی سرچشمه می گیرد. بر اثر امور مالی است كه چه بسیار دیده می شود زنانی كه از شوهران خود جدا می شوند . فرزند , پدر و مادر خود را ترك می گوید. برادران و خواهران از یكدیگر قطع رابطه می كنند . خانواده ها بهم می ریزند و كودكان , بی سرپرست می شوند. چنانچه , در جامعه ای نیز یك قسمت قابل ملاحظه ای از كشمكش ها  و  اختلافات  كه  بین  افراد  یا  گروه ها اتفاق می افتد یا ملل و اقوام بشری را رو در روی یكدیگر قرار می دهد و آتش جنگ را مشتعل می سازد منشا اقتصادی دارد.

  جامعه شناسان می گویند:

« اگر سئوال شود كه در جامعه چه چیز سبب جنگ می گردد پاسخ قطعی دادن كار آسانی نیست. ولی اعتقاد به اینكه عامل اقتصادی سهم بسزایی در ایجاد جنگ دارد , دلایل عینی فراوانی دارد كه آنرا تایید می كند و روز به روز بیشتر می شود. »

موقعیت اجتماعی _ اقتصادی و یادگیری

توانایی ها ذاتی یادگیرندگان به صورت های متعددی تحت تاثیر موقعیت های اجتماعی اقتصادی قرار می گیرد. انواع سنخ های شناختی فرآیندهای رشد تفكر , خود تصوری , روابط گروهی , روابط معلم و شاگرد , فرصت های آفرینندگی و كسب تجارب بطور عمیقی تحت تاثیر طبقه اجتماعی هستند كه كودك در آن متولد شده و رشد یافته است به این ترتیب طبقه اجتماعی دانش آموزان در سطح دبیرستان ها و دانشجویان انجام گرفته است و معلوم شده است علی رغم كوشش هایی كه برای ترغیب كودكان محروم از آموزش و پرورش برای ورود به دبیرستان و دانشگاه انجام گرفته است , اكثریت دانش آموزان و دانشجویان از خانواده های متوسط و متوسط به بالا بوده اند. همچنین بررسی ها نشان می دهد كه این قبیل نه از نظر اقتصاد تحصیلی , بلكه از نظر توقعات و امكانات مالی والدین یا كودكان محروم از تحصیل تفاوت های مشهودی داشتند . به احتمال قوی نتیجه این بررسی ها را می توان به كشور خودمان تعمیم داد. هر چند , برای حصول اطمینان , لازم است تحقیق مشابهی برای سال های اخیر انجام گیرد.

 در گذشته طبقات پایین اجتماعی كمترین رغبت را برای آموزش و پرورش رسمی داشتند. فرض جامعه نیز بر این بود كه آنان در پایه های تحصیلی پایین تری ترك تحصیل خواهند كرد از بیشترشان انتظار می رفت كه مثل پدران و دوستان پدرانشان . كارگران دستی غیر ماهر یا نیمه ماهر با آید. بعلاوه . بیشتر خانواده های محروم در محله های پرجمعیت و یا در محله های دوردست , كه بیشتر از خانواده ای زندگی می كند كه مردم آن , اهل علم و ادب هستند و در آنجا علاقه و رغبت به بحث و گفتگو در باره اندیشه های نو , اختراعات و اكتشافات جدید وجود دارد , بیشتر از كودكی كه در خانه وی در باره كتاب ها یا موضوع ها و اكتشافات جدیدی صحبت نمی شود آماده شركت در بحث ها , درك مسائل جدید و احیاناً هماهنگی و سازگاری با آنها خواهد بود.

در هر حال كودكانی كه والدین آنها از تحصیلات خوبی برخوردارند , احتمالاً بیشتر از سایر كودكان علاقمندتر خواهند بود كه در تحصیلات خود توفیق داشته باشند. نوعی زندگی خانوادگی نیز روی یادگیری كودك موثر است. مثلا كودكی كه با خانواده خود به بیشتر جاها مسافرت می كند . بیشتر از كودكی كه تجارب مسافرتی كم و محدود دارد , به مطالعات اجتماعی , تاریخ و جغرافیا آمادگی دارد.

  همچنین مطالعاتی كه در مورد روابط میان آموزش و پرورش و درآمدها و نابرابری هایی كه در خانواده ها و در نتیجه , در مدارس به وجود می آیند انجام گرفته است نشان می دهند كه هر قدر سطح درآمدها بالاتر و بالاتر می رود نمرات آزمون های پیشرفت تحصیلی نیز بالاتر می رود یعنی سطح تحصیلات كودكان و نوجوانان با درآمد خانواده آنان رابطه مستقیمی دارد. ( تقی پور ظهیر , 1374 )

وضعیت اجتماعی و اقتصادی والدین :

  سطح در آمد خانواده نوع شغل پدر , میزان تحصیلات مادر عواملی را تشكیل می دهند كه در تعیین سطح درآمد فرزندان تاثیر می گذارد . به هر صورتی كه متغیرهای فوق را اندازه گیری كنیم به نظر می رسد كه موقعیت اجتماعی _ اقتصادی خانواده اثر زیادی در درآمدهای آتی فرزندان داشته باشد.

از طرق گوناگون درآمد فرزندان تحت نفوذ موقعیت اجتماعی _ اقتصادی خانواده قرار می گیرند . برای مثال خانواده هایی كه از تحصیلات و امكانات بیشتری برخوردارند , احتمالاً فرزندان خود را به سال های بیشتر از تحصیلات عادی مدرسه ترغیب می كنند و یا خانواده هایی كه از درآمد بالاتری برخوردارند قدرت تحمل هزینه های سال های بیشتر تحصیل فرزندان خود را نیز دارند.

+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 15:6 |
از مطالعاتي كه در زمينه تأثير برخي عوامل و متغيرها بر روي پيشرفت تحصيلي .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:34 |
ادامه پایان نامه اموزش وپرورش
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:33 |
مهترین هدف آموزش وپرورش انسان شدن وزندگی کر د.ن می باشد .انسان شدن .................
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:31 |
ادامه پایان نامه.........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:28 |
ادامه پایان نامه برق قدرت...........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:27 |
صنعت برق یکی از حیاتی ترین صنایع یک کشور به حساب می آید در این .........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:24 |
ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:20 |
پژوهش حاضر بررسي تفاوت بلوغ عاطفي در ميان خانم هاي مجرد و متأهل در مقطع كارشناسي ..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:18 |
پس از بدست آوردن اطلاعات در مورد مفهوم روان شناسي سلامت، ممكن است اين سؤال به ذهن ...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:14 |
بلوغ در لغت معني رسيدگي و پختگي است و مشخصه دوراني از زندگي ...........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:13 |
واژه نوجوان و بلوغ به گروه سني 19-10 سال اطلاق مي گردد و در واقع نوجواني مرحله ...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:12 |
بشريت را براي هميشه وامدار خود کرد. اين تمدن در دوره‌اي ظهور کرد كه جهان در .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:10 |
كاشت جو وروشهاي مختلف ان در مناطق مختلف ايران تحت تأثير وشرايط مختلف ، ....................
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:9 |

ریشه یابی بزهکاری اطفال و نوجوانان...............


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:7 |
بسکتبال ورزشی است که در آن دو تیم شش نفره با هم رقابت می کنند و همه آن ها ..............
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:5 |
همان گونه که همه می دانیم اگربه کسی یک ماهی بدهیم برای یک روز او را سیر می .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:2 |
افسردگی  با علائمی چون حساس غمگینی، شکست ، نارحتی و کلافگی، هیجان و .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 12:0 |
  مناقسه فلسطین ورژیم اسرائیل طولانی ترین کشمکش در قرون اخیر می باشد ...........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهزاد ميررضايي در جمعه بیست و یکم اسفند 1388 و ساعت 11:56 |


Powered By
BLOGFA.COM